آموزش ابتدایی

مطالب آموزشی وتربیتی

راهبردهایی برای توسعه موفقیت دانش آموزان

راهبردهایی برای توسعه موفقیت دانش آموزان

 

(نکته های کاربردی برای آموزش اثر بخش و مدیریت مطلوب کلاس درس)

نوشته : نیک پاکارد/ فیل ریس

ترجمه ی : رکسانا شهرام / مرتضی مجدفر

اشاره

این نکته، صرفاً به شکل ترجمه محض، حضور شما و خوانندگان گرامی تقدیم نمی شود و برای استفاده مطلوب، در برخی از آنها تغییرات تطبیقی متناسب با فرهنگ و اقتضائات آموزش و پرورش ایران انجام شده است.

 

.راه بردهایی در توسعه ی دست آوردها و رسیدن به موفقیت ها

کانون اصلی آموزش و فراگیری، به طور عمده بر روی افزایش میزان پیشرفت و موفقیت دانش آموزان، متمرکز می شود . این هدف، از طریق به کار گیری مهارت های آموزشی گوناگون ، کسب می شود که در خلال یک دوره تحصیلی، عملکرد یک دانش آموز را ، افزایش می دهد . این پیشنهاد به شما کمک می کنند، این وظیفه مهم را به نحو مطلوب انجام دهید.

*یک درس ساختاری واضح را طرح ریزی و آماده کنید؛

اطمینان حاصل کنید برای هر بخش از دروسی که قرار است آموزش دهید، اهداف یادگیری را به وضوح شرح داده باشید. این امر اهدافی را که شما برای رسیدن به آنها کوشش می کنید، کاملاً روشن می کند. این امور باید به طور منظم تکرار و راهبری شود و نسبت به آنها، آگاهی داده شود.

*در هر بخش از درس، انتظارات خود را نسبت به آن، برای دانش آموزان روشن سازید؛طی هر دوره ی خاص و بخش آموزشی، به دانش آموزان بگوئید که از آنها انتظار دارید چه چیزی را فرا گیرندو تمرین کنند،و اطمینان حاصل کنید که این بخش، با طرح کلی شما مرتبط باشد. نیازی نیست که انجام این کار در قالبی غیر قابل انعطاف ، صورت پذیرد؛ اما باید چارچوبی را تدارک دید که به واسطه آن، بتوانید فعالیت هایتان را به تناسب هر موقعیتی، تغییر دهید .

*به خاطر داشته باشید که به خاطر توانائیها یا تجربیات قبلی دانش آموزان ، برای آنها، اهداف متفاوتی را طرح ریزی کنید؛همه ی دانش آموزان نیاز دارند که پیشرفت کرده و با یکدیگر رقابت کنند؛ اگر برای همه آنها کار مشابهی ، برای انجام دادن ، در نظر بگیرید، این امر فقط تعداد محدودی از آنها را راضی می کند.

*اطمینان حاصل کنید که سرعت پیشرفت کار و زمان آموزش دروس ارائه شده توسط شما ، مناسب باشند؛ این امر کمک می کند که اگر شما در خلال یک بخش از کار، در نوع فعالیت ها ، تغییری ایجاد کردید، توجه و انگیزه دانش آموزان ، به قوت خود باقی بماند؛ به نحوی که انواع فعالیت ها را نیز تجربه کنند. تنظیم مجموعه ای از فعالیت ها که به صورتی مناسب و با روح تهیه شده و برای انجام آنها در کلاس به وضوح ، محدودیت هایی قرار داده شده است- به دانش آموزان کمک می کنند تا کار خود را جامع تر انجام داده و موفقیت بیشتری کسب کنند .

کلاس را طوری اداره کنید که دانش آموزان در امر فراگیری ، خودشان دخالت داشته باشند؛ این کار می تواند به این ترتیب انجام شود که ، از دانش آموزان بخواهید در مورد مراحل فراگیری خود ، آگاهانه فکر کرده و در سروسامان دادن به اهداف خود ، نقش داشته باشند . با به کار بردن این روش ، حس خود اتکایی و نیز مهارت های یادگیری مادام العمر دانش آموزان ، تقویت شده و آنها را قادر می سازد که با اعتماد به نفس بیشتری ، مطالعه را ادامه دهند و در آینده در مشاغل مورد علاقه خود ، استخدام شوند.

*جهت نشان دادن میزان پیشرفت دانش آموزان، امکان استفاده از واسطه -هایی آشکار را فراهم سازید؛ انجام این کار می تواند به شکل نمودار یا نقشه باشد؛ به این ترتیب که وقتی دانش آموزان ، کار برجسته ای از خود به نمایش گذاشتند ، بر روی آنها نشان گذاری کنند. همچنین این وسایل در کمک به دانش آموزان برای تقویت مهارت مدیریت زمان بسیار موثر است.

*برای دانش آموزان اهدافی را به وجود آورید که هم سوی عمل کرد گذشته آنها باشند؛ در صورت امکان ، اطمینان حاصل کنید که هر دانش آموزی ، با آگاهی از نتایج عملکرد خود و کسب بازخورد ، قادر باشد استعدادهای بالقوه خود را ، تا جای ممکن ، افزایش دهد و از این اطلاعات کسب شده ،برای ایجاد اهداف بعدی استفاده کنید.

*به خاطر داشته باشید که دانش آموزان با جنسیت های مختلف ؛ ممکن است به سبک ها ی متفاوتی از مدیریت نیاز داشته باشند؛در بسیاری از کشورها از جمله بریتانیا ، روند قابل توجهی وجود دارد که به موجب آن، دانش آموزان پسر به کارهایی پائین تر از سطح معمول پرداخته و در انجام کارهای ضعیف تر ظاهر می شوند . پسران در مهارت های خود سازمان دهی ، ضعیف بوده و اصولاً انجام کارها را جدی نمی گیرند . برای افزایش پیشرفت در دانش آموزان پسر ، شاید نیاز باشد که برای آنها اهداف مشخص تر و کوتاه تری را تنظیم و وظایفی را به آنها محول کنید که آگاه کننده تر بوده و دارای ساختار آموزشی قوی تر باشند.

*قالب تکالیف خانه ارائه شده را با طرح کلی برنامه ی آموزشی یک پارچه کنید؛ اطمینان نمائید که تکالیف خانه ، با وظایف محول شده در کلاس ، ارتباط داشته و نتایجی داشته باشند که قابل ارزیابی بوده و به طور کلی، همه دانش آموزان را به رقابت وادارند.دانش آموزان را وادار کنید که از یک مقیاس یا نقشه شخصی، به عنوان وسیله ای، بهره گیرند تا اطمینان حاصل شود آنها در برابر حجم کار و پیشرفت خود ، احساس مسئولیت می کنند.

*اطمینان حاصل کنید در برنامه درسی ارائه شده ، مهارت های نوشتاری تقویت شده باشند؛ همه معلمان باید این مسئولیت را به عهده بگیرند که مهارت های نوشتاری، از قبیل املاء صحیح کلمات، نقطه گذاری و دستور زبان را، در دانش آموزان، تا بالاترین درجه استاندارد، تقویت کنند؛ به علاوه، در همه ی پایه ها، نیاز به ایجاد آگاهی از لغات و اصطلاحات ویژه ی هر موضوع ، در اثر تکرار آنها ، وجود دارد.

فراگیری و ارزیابی را در کنار هم تکمیل کنید؛اطمینان نمائید که تکالیف ارائه شده برای ارزیابی ، به طور کامل با اهداف تعیین شده فراگیری ، ارتباط داشته و همچنین یقین حاصل کنید که معیار عملکرد دانش آموزان ؛ واضح، دست یافتنی، شفاف و در دسترس باشند.ارائه تکالیف برای سنجش دانش آموزان به آنها کمک می کند که وظایف خود را به طور کامل انجام دهند ؛ البته باید در سطحی مناسب باشندکه انجام آنها نه بسیار آسان و نه آنقدر مشکل باشد و احتمال منطقی کسب موفقیت را کاهش ندهد.

*هدفتان را طوری تنظیم کنید که عادت پیشرفت را در کلاس تقویت کنید؛ طوری هدف ریزی کنید که در دانش آموزان اطمینان حاصل شود ، کسب مراتب بسیار بالا فقط آرزو نیست ، بلکه یک انتظار است. وقتی معلمان به طور مداوم ، مراتب بالا را برای دانش آموزان به  صورت هنجار در می آورند ، در شاگردان بلند همت احتمال موفقیت بیشتری به دست می آید.     

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۸۸/۰۳/۰۶ساعت 20:52  توسط محمد جعفرنژاد  | 

روانشناسی بازی

 مزاحم بازی بچه‌ها نشويم

 

 

علاقه مندي كودك به بازي نشانه سلامتي اوست و اگر كودكي بازي نكند بايد به سلامت او مشكوك و به فكر درمانش بود. 

 

"زهره سلطاني " كارشناس امور روانشناسي در اين‌باره مي‌گويد: بسياري از خانواده‌ها، بازي و نقاشي‌هاي كودكان را يك نوع سرگرمي مي‌دانند، در حاليكه بازيها جنبه‌هاي آموزش زندگي و سازندگي نيز دارد. وي افزود : بسياري از والدين بازي را براي كودكان خود نوعي عيب و حتي مايه خجالت مي‌دانند در حالي كه بازي به كودك اين فرصت را مي‌دهد تا به تقويت جنبه‌هاي جسمي، ذهني، رواني، و عاطفي خود بپردازد و اصول اخلاقي و اجتماعي را بخوبي فرا گيرد. 

 

وي با اشاره به اينكه دختران در بازي اغلب مادر بودن و پسرها پدربودن را تجربه مي‌كنند، گفت: همين بازيهاي كودكانه مسووليت پذيري، برخورد با كودكان و حتي مهمان داري را به آنان مي‌آموزد. وي افزود: به همين دليل نبايد مانع از بازي كودكان شد و يا به اجبار به ديگر كارها مجبورشان كرد بلكه بهتر است با مشاركت در برخي از بازي‌ها آنها را همراهي كنيم. سلطاني، اضافه كرد: ضرورت بازي كودكان و بازي كردن باآنها در هفت سال اول زندگيشان ازسوي صاحب نظران توصيه مي‌شود. 

 

دكتــــر " مختار ملك پور " عضو هيات علمي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه علوم پرشكــــي اصفهان نيز گفت: بازي موجب رشد كـــودك از نظر جسمي و تقويت پنج حس او مي‌شود. وي با اشاره به اينكه بازي حس كنجكاوي كودك را بر مي‌انگيزد، افزود : بازي، به كــــودك قدرت ابتكار مي دهد و روحيه جمع گرايـــي، بـــرقراي رابطه، مقاومت در برابر مشكلات، پذيرش اختلاف سليقه‌ها و اعتماد به نفس را بوجود مي اورد. وي اضافه كرد: قـــوانين، مقررات و اصول اخلاقـــي بازي هاي دسته جمعي، وسيله خوبـــي است تا طفل با رعايت آن، رعايت اصـــول انضباطي و اخلاقي در زندگي اجتماعـــي را فــــرا گيرد.

 

وي گفت: كودك هنگام بازي فرصت‌هايي را بدست مي‌آورد تا تمايلات عاطفي خود را متعادل سازد و بازي شيوه زندگي را به كودك آموخته و وي را تحريك مي كند كه براي رسيدن به هدفش، چگونه نقشه بكشد. وي افزود: بازي هر كودك،تا حد زيادي روحيات، افكار، تمايلات و عواطف او را نمايش مي‌دهد و والدين مي‌توانند با دقت در بازي ها، فرزندانشان را از نظر اخلاق و علاقه‌ها بهتر بشناسند. وي تصريح كرد: بازي براي كودك يك نياز طبيعي است و مانند نفس كشيدن براي حيات وي ضرورت دارد و والدين نبايد ازبازيگوشي‌هاي فرزندانشان نگران باشند. چنانچه كودكي در خردسالي بازيگوش و پرتلاطم باشد در بزرگسالي از بردباري، خويشتن داري، مقاومت و پايداري برخوردار خواهد شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۸۸/۰۳/۰۶ساعت 19:39  توسط محمد جعفرنژاد  | 

سياست وزارت آموزش در خصوص حوزه آموزش ابتدايي

سیاست های آموزشی

سياست وزارت آموزش در خصوص حوزه آموزش ابتدايي آن است كه كليه مدارس كشور يك نوبته گردد. چرا كه مدارس دو نوبته باعث كاهش زمان آموزش، بهم خوردن فعاليت‌هاي درسي و فوق برنامه و ايجاد كننده مشكلاتي براي دانش آموزان مستقر در مناطق دور افتاده مي باشند. اين مسئله هم‌چنين بر روند آموزشي و يادگيري تاثير دارد. طبق آمار بدست آمده طي ژوئن سال 1999 تعداد 1219 مدرسه ابتدايي از مجموع 7164 مدرسه و تعداد831 مدرسه متوسطه از مجموع 1601 مدرسه دو نوبته بوده‌اند.

ساختار آموزشی

آموزش ابتدائي عمومي دركشور مالزي به‌معناي آموزش ابتدائي رسمي است كه بر فراگيري مهارت‌هاي خواندن و نوشتن و برخورداري از زير ساختي مستحكم در رياضيات و علوم پايه تكيه دارد. طول اين دوره 6 سال بوده و كودكان رده هاي سني 11-6 سال را دربر مي‌گيرد.

گرچه آموزش در مالزي اجباري نيست ،اما رايگان بودن آموزش ابتدائي در مالزي سبب شده است كه شاهد ثبت نام و حضور گسترده كودكان رده هاي سني 6 تا 11 سال در مدارس ابتدائي دولتي باشيم. علاوه بر اين، در قالب برنامه‌هاي آموزشي مدارس ابتدايي، دست‌يابي به‌ فرصت‌هاي مساوي آموزشي براي تمامي كودكان مناطق دور افتاده و روستائي ميسر ‌‌گرديده است. در اين مقطع، دو نوع مدرسه ( دولتي و چند مليتي) به فعاليت مي‌پردازند. وسيله ارتباطي در مدارس ملي كشور،‌ زبان رسمي كشور مالزي، مي‌باشد با اين حال، ياد گيري زبان انگليسي در مدارس اجباري است. علاوه بر اين زبانهاي چيني و تايلندي نيز مورد استعمال مي‌باشد. به طور كلي مي توان گفت كه ياد گيري زبانهاي انگليسي و مالزيايي در زمرة دروس اجباري و يادگيري ساير زبانها در زمرة روي اختياري اين مدارس محسوب مي‌شود .

ساختار آموزش ابتدایی

تعداد معلمين زن

تعدادكل معلمين

تعداددختران ثبت نامي

تعدادكل ثبت نامي

تعداد مدارس

سال تحصيلي

68130

120025

1190411

2447206

6828

1990

71569

125445

1230454

2530815

6859

1991

75542

129916

1285357

129916

6891

1992

78869

133975

1319614

133975

6912

1993

81978

138701

1345175

138701

6932

1994

83640

140430

1376958

140430

6993

1995

87860

145503

1386490

145503

7075

1996

اهداف آموزشی

هدف اصلي مقطع آموزش ابتدايي توسعه همه جانبه، متعادل و جامع جنبه هاي جسمي، احساسي، روحي و فكري دانش آموزان مالزياي است .

از جمله ديگر اهداف آموزشي مراكز آموزش ابتدايي كشور مالزي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود،

1- تسلط بر زبان مالزيايي به عنوان زبان رسمي كشور

2- تسلط بر مهارتهاي اصلي زبان

3- تسلط بر مهارتهاي عمومي در زندگي روزانه بهره گيري صيحح از اين قبيل مهارتها

4- صحبت كردن، خواندن و نوشتن انگليسي به عنوان زبان دوم

5- كسب و جستجوي دانش

6- رشد استعداد و خلاقيت دانش آموزان

7- تسلط بر مهارتهاي علمي و فني

8- تقويت حساست دانش آموزان نسبت به افراد و محيط

9- تقويت رشد اعتماد به نفس در دانش آموزان

10- علاقه مندي دانش آموزان به مشاركت در فعاليتهاي فرهنگي و فعاليتهاي نوع آورانه در راستاي فرهنگ ملي

11- توجه به سلامت ، بهداشت و تناسب بدني دانش آموزان

12- تقويت مهارت دانش آموزان در خواندن و تفسير قرآن مجيد

13- تقويت اعتقاد و ايمان به خدا و انجام مراسم مذهبي در دانش آموزان

14- تقويت و گسترش رفتار شايسته و عمل به ارزشهاي والا

15- افزايش نرخ ثبت نامي دانش آموزان از 89/2ميليون نفر طي سال 1998 به 99/2 ميليون نفر طي سال 2003

16- احداث بيش از 7000 کلاس جديد تا پايان سال 2003

17- کاهش نرخ افت تحصيلي دانش آموزان به ويژه دانش آموزان مناطق روستايي و دور افتاده کشور

18- احداث 59 خوابگاه جديد دانش آموزي در مدارس کوچک روستايي در جهت سرويس دهي به 11120دانش آموز روستايي کشور

19- تجهيز 222 مدرسه ابتدايي به سيستم کامپيوتر طي مرحله نخست توسعه برنامه هاي آموزشي

20- احداث 20 مدرسه ابتدايي مجهز آزمايشگاه کامپيوتر

ارزشیابی تحصیلی

2 نوع ارزشيابي رسمي در مقطع آموزش ابتدايي وجود دارد :

از نوع اول تحت عنوان آزمون برآورد مدرسه ابتدايي UPSR ياد مي گردد كه براساس جنبه هاي شناختي حول مهارتهاي اساسي خواندن ، نوشتن و رياضيات صورت گرفته و بر موارد درسي چون زبان مالايا ، زبان انگليسي، علوم و رياضيات علاوه بر اين آزمون برآورد ديگري وجود دارد كه بصورت آموزش ديني درخلال فرآيندهاي تدريس صورت گرفته و نتيجه در ثبت مي شود.

از نوع دوم تحت عنوان برآورد سطح 1= PTSيادمي گردد كه در سال1996 براي نخستين بار معرفي شده و به عنوان آزمون استعداد مطرح مي باشد مطابق چنين شيوه اي دانش آموزان سال سوم كه بر مهارتهاي پايه و دانش پايه تسلط دارند از جهش تحصيلي به سال 5 برخوردارمي گردند.شيوه مذكور در راستاي سياست جديد آموزش و پرورش دورة ابتدايي (5 يا7سال) مشتمل مي گردد. ارزشيابي ديگري تحت عنوان PKBSارزشيابي بر اساس عملكرد دانش آموزان درمدارس مي باشد. مطابق چنين شيوه اي درطول سال تحصيلي فرآيندهاي يادگيري و تدريس به منظور ارزيابي پيشرفت دانش آموزان از نظر رشد، مورد بررسي قرار مي گيرد .بهره گيري از چنين شيوه اي به معلم كمك مي كند تا بنيه علمي دانش آموزان را تقويت نموده و به برنامه ريزي صحيح بپردازد .

سطح يادگيري دانش‌آموزان پايه ابتدايي با برگزاري آزمون PSAT به صورت كشوري سنجيده مي‌شود. گفتني است كه اين آزمون در پايان دوره ابتدايي در چهار موضع اصلي زبان ملي مالزي، زبان انگليسي، رياضيات و علوم برگزار مي‌گردد. هدف PSAT سنجش آموخته‌هاي دانش‌آموزان در خواندن، نوشتن، مهارت‌هاي علمي و شمارش به زبان مالي يا زبان‌هاي ديگر (چيني و تاميلي) است.

نتايج آزمون PSAT طي سالهاي 1997-1994 جهت اندازه‌گيري ميزان يادگيري دانش‌آموزان در سه حوزه اصلي خواندن، رياضيات و نوشتن در قالب نمودار ذيل مورد استفاده قرار گرفته است.در نمودار ذيل نرخ بالاي دانش‌آموزان ماهر در خواندن تا پايان كلاس ششم دوره ابتدايي مشهود مي‌باشد. به طوركلي مي‌توان گفت كه نرخ مذكور هيچ‌گاه پايين‌تر از 90 درصد نبوده است. نكته قابل ذكر اين كه نرخ موفقيت دختران در خواندن از پسران بالاتر بوده‌ است كه اين امر خود به دليل تفاوت بيولوژيك و رشد شناختي بيشتر دانش‌آموزان دختر نسبت به دانش‌آموزان پسر مي‌باشد.

نرخ دانش‌آموزان ماهر در خواندن بر مبناي درصد طي سالهاي 1997-1994

منبع : دايره امتحانات وزارت آموزش (MOE)

(1) درصد كل دانش‌آموزان ماهر درخواندن به نسبت كل دانش‌آموزان كلاس ششم

(2) درصد كل دانش‌آموزان پسر ماهر درخواندن به نسبت كل دانش‌آموزان پسر كلاس ششم

(3) درصد كل دانش‌آموزان دختر ماهر درخواندن به نسبت كل دانش‌آموزان دختر كلاس ششم

 

مطابق جدول فوق مي‌توان اذعان داشت كه بيش از 80 درصد دانش‌آموزان در سطح ملي از حداقل توانايي خواندن (درك مطلب) برخوردارند. اين در حالي است كه طي سال 1995 با كاهش مختصري در اين خصوص روبرو بوده‌ايم طي سال 1994 بالغ بر 95 درصد كل دانش‌آموزان از حداقل سطح تعيين شده براي خواندن بهره‌مند بوده‌اند كه اين ميزان بر 93 درصد طي سال 1995 ، 96 درصد طي سال 1996 وحدود 96 درصد طي سال 1997 بالغ گرديده است.نمودار ذيل كه مربوط به سطح مهارت دانش‌آموزان در فرايند نگارش است از رشد چشمگير دانش‌آموزان مالزيايي طي سال‌هاي 1994 تا 1997 در اين خصوص حكايت مي‌كند.

نرخ دانش‌آموزان ماهر در نگارش بر مبناي درصد طي سالهاي 1997-1994

منبع : دايره امتحانات وزارت آموزش و پرورش

(1) درصد كل دانش‌آموزان ماهر در نگارش به نسبت كل دانش‌آموزان كلاس ششم

(2) درصد كل دانش‌آموزان پسر ماهر در نگارش به نسبت كل دانش‌آموزان پسر كلاس ششم

(3) درصد كل دانش‌آموزان دختر ماهر در نگارش به نسبت كل دانش‌آموزان دختر كلاس ششم

 

نمودار ذيل نيز نشانگر روند روبه رشد مهارت‌هاي شماري است.

نرخ دانش‌آموزان ماهر در رياضيات بر مبناي درصد طي سالهاي 1997-1994

منبع : دايره امتحانات وزارت آموزش

(1) درصد كل دانش‌آموزان ماهر دررياضيات به نسبت كل دانش‌آموزان كلاس ششم

(2) درصد كل دانش‌آموزان پسر ماهر در رياضيات به نسبت كل دانش‌آموزان پسر كلاس ششم

(3) درصد كل دانش‌آموزان دختر ماهر در رياضيات به نسبت كل دانش‌آموزان دختر كلاس ششم

همانند ساير مهارت‌ها، عملكرد مثبت دانش‌آموزان مالزيايي در رياضيات (مهارت‌هاي عددي) روند روبه رشدي را نشان مي‌‌دهد. به نحويكه طبق آمار بدست آمده طي سال 1994 بالغ بر9/68 درصد از كل دانش‌آموزان به گذار از سطح علمي تعيين شده در رياضيات نائل آمده‌اند.عملكرد دانش‌آموزان در علوم تجربي براي نخستين بار طي سال 1997 مورد سنجش واقع گرديد. يافته‌ها نشان مي‌‌دهد كه در اين خصوص طي سالهاي 1997 و 1998، 2/0درصد پيشرفت داشته‌ايم. 3/76 درصد دانش‌آموزان طي سال 1997و 5/76 درصد طي سال 1998 به گذار از سطح علمي تعيين شده در علوم تجربي نائل آمده‌اند.

مدارس ابتدایی

دو نوع مدرسه ابتدائي دولتي (مدارس ملي و مدارس چند مليتي) دركشور مالزي وجود دارد. مدارس ملي به ارائه برنامه هاي آموزشي به زبان مالي مبادرت مي نمايند. اين در حالي است كه آموزش در مدارس چند مليتي يا به‌زبان "ماندرين" يا "تاميل" است. هر دو نوع اين مدارس از طرح جديد مواد آموزشي تبعيت مي‌نمايد. مطالب درسي سراسري كه به‌طور كامل طي سال 1988 تدوين گرديده مستمرا مورد ارزيابي قرار گرفته و به منظور هماهنگي با پيشرفت‌هاي آموزشي و بر طرف سازي چالش‌هاي جديد، غني‌تر و عميق‌تر مي‌گردد.

نرخ ثبت نام خالص دانش‌آموزان مدارس ايتدائي

منبع: سيستم اطلاعاتي مديريت آموزشي(MOE) وزارت آموزشي

سرمایه گذاری آموزشی

نرخ سرمايه گذاري جاري عمومي در آموزش ابتدايي برمبناي درصد

سرمايه گذاري جاري عمومي در آموزش ابتدايي برمبناي درصد GNP و سرانه كل كشور C

نرخ سرمايه گذاري جاري عمومي بر آموزش ابتدايي برمبناي درصد GNP B

نرخ سرمايه گذاري جاري عمومي در آموزش ابتدايي برمبناي درصد كل سرمايه گذاري عمومي حوزه آموزش A

سال تحصيلي

13.1

1.8

40.6

1990

13.2

1.8

40.7

1991

14.1

1.9

41.1

1992

12.9

1.8

39.4

1993

12.6

1.7

39.7

1994

11.3

1.5

38.6

1995

12.5

1.7

39.3

1996

10.8

1.4

37.5

1997

11.0

1.4

38.1

1998

11.1

1.4

36.5

1999

11.3

1.5

36.5

2000

آمار تحصیلی

در سطح ملي نرخ ورودي هاي مدارس ابتدايي طي سالهاي 1991 تا 1997 بالغ بر90 در صد بوده است. ميزان ورودي ها در اين سال ها بيانگر ظرفيت سيستم آموزشي در فراهم نمودن امكان دسترسي به‌آموزش ابتدايي است. طي سال 1995 شاهد جذب تقريباً صد درصدي دانش‌آموزان پايه اول در مدارس ابتدايي مي باشيم. يك عامل به‌وجود آوردنده اين فرايند ممكن است در نتيجه سياست وزارت آموزش مبني بر فراهم سازي آموزش همگاني براي كليه شهروندان مالزييايي باشد. در اوايل دهه 90 شكوفايي فضاي اقتصادي كشور باعث مهاجرت افراد از كشورهاي همسايه به‌منظور احراز شغل و شرايط زندگي بهتر گرديد. در نتيجه وزارت آموزش ملزم به اجراي تعهدات خود را در جهت فراهم سازي امكانات آموزشي اوليه براي فرزندان مهاجران گرديد كه البته الزام به اجراء چنين تعهدي با يك سري مشكلات و دشواري‌هايي نيز همراه بوده است. جدول ذيل كه نمايانگر نرخ ثبت‌نام كودكان غير تبعه مالزي در مدارس ابتدايي است خود بيانگر تعهدات دولت در فراهم سازي آموزش همگاني براي كليه افراد مي باشد.

نرخ تبث نام دانش آموزان خارجي در مدارس ابتدايي طي سال هاي 1995 تا 1999

سال تحصيلي

ميزان ثبت نام

1995

44380

1996

37750

1997

32649

1998

27707

1999

30258

منبع: آمار آموزشي EPRD

اطلاعات منعكس شده در نمودار ذيل حكايت از برابري نرخ ثبت نام ناخالص با خالص دارد كه اين بيانگر اين واقعيت است كه در كشور مالزي از كودكان زير رده سني شش سال و بالاي شش سال در مدارس ابتدايي ثبت نام به عمل نمي‌آيد.

نرخ ثبت نام ناخالص و خالص دانش آموزان مقطع آموزش ابتدايي بر مبناي جنسيت طي سالهاي 1998-1991

منبع : سيستم اطلاعاتي مديريت آموزشي وزارت آموزش (MOE)

نسبت ثبت نام ناخالص و خالص كل در مقابل جمعيت سني رسمي

نسبت ثبت نام ناخالص و خالص كل پسران در مقابل جمعيت سني رسمي پسران

نسبت ثبت نام ناخالص و خالص كل دختران در مقابل جمعيت سني رسمي دختران

نمودار فوق بيانگر افزايش مداوم نرخ ثبت نامي دانش آموزان مقطع آموزش ابتدايي بين سال هاي 1991 تا 1995 مي باشد. در صد ثبت شده 93 در صد طي سال 1991، 94 در صد طي سال1992 ، 95 در صد طي سال 1994و 96 در صد طي سال 1995 بوده است. اين در حالي است كه طي سال 1998، كاهش مختصري در نرخ ثبت نامي كودكان ثبت شده است كه عوامل بسياري من جمله تمايل اولياء به‌ثبت نام فرزندانشان در مدارس خصوصي و سياست سخت‌گيرانه اخير دولت در باز گرداندن كارگران خارجي به‌كشور مادري خود نقش داشته اند. با در نظر گرفتن تفاوت هاي موجود در ميان نرخ ثبت نامي دانش آموزان دختر و پسر در نمودار فوق ميتوان به سطح بالاي حضور دانش آموزان دختر در مدارس آموزش ابتدايي بين سال هاي 1992 تا 1998 پي برد. تنها طي سال 1991 كاهش مختصري در ميزان حضور دانش آموزان دختر نسبت به پسران مشهود بوده است كه البته اين موضوع نگران كننده نيست چرا كه براساس سرشماري‌ به عمل آمده طي سال 1991، كاهش جمعيت سني بالاي شش سال تا يازده سال در ميان دختران در قياس با پسران مشهود مي باشد. در اين سنين تعداد دانش آموزان دختر(1319700نفر) و تعداد دانش آموزان پسر (1393800نفر) بوده است.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۸۸/۰۳/۰۵ساعت 23:21  توسط محمد جعفرنژاد  | 

روش های مناسب صرف صبحانه کودکان

روش های مناسب صرف صبحانه کودکان

10 روش مناسب  برای  صرف صبحانه کودکان

 

اگر هر روز سر ميز صبحانه مي نشينيد تا صبحانه لذيذي صرف کنيد، بدون شک فرزند شما نيز چنين خواهد کرد.

پس اگر فرزند شما صبحانه نمي خورد،اشکال را خود شما بايد رفع کنيد.

اما اگر با وجود نشان دادن يک الگوي خوب ، هنوز کودک شما از خوردن صبحانه امتناع مي کند، مي توانيد از راه حل هاي زير استفاده کنيد:

 

1 - صبحانه را براي کودک جذاب کنيد.

 

سعي کنيد زمان کافي را براي يک صبحانه مفرح در نظر بگيريد.
صبحانه نبايد صرفا موقعيتي باشد که موادغذايي را به زور فرو دهيد.
به عنوان مثال کودکان خردسال از اين که ليوان و فنجان مخصوص خودشان را داشته باشند، لذت مي برند.

آنها از اين که با تزيين قسمتي از نان با مقداري پنير و درست کردن يک شکل خنده دار در آراستن سفره شرکت کنند، سرگرم مي شوند.

 

2 - به کودکمان اجازه دهيم تا در برنامه ريزي صبحانه کمکمان کند:

 

اگر به کودک خود اجازه دهيد که در تنظيم برنامه هفتگي صبحانه کمک کند و يا اين که هنگام خريدن لوازم صبحانه شما را همراهي کند، با علاقه بيشتري سر ميز صبحانه حاضر خواهد شد.

 

3 - صبحانه را مختصر کنيم:

 اگر کودک شما ناهار را به صبحانه ترجيح مي دهد، به او يک صبحانه مختصر و يک ناهار مفصل بدهيد.

اين برنامه در حالتي که صبحانه انرژي کافي را براي تمام مدت صبح فراهم کرده است و تا هنگام صرف ناهار، کودک از نظر انرژي کمبود ندارد، مشکلي ايجاد نمي کند.

 

4 - رسم و رسوم کهنه را کنار بگذاريم:

 

 اگر کودک شما غذاهاي معمول را نمي خورد، غذاي ديگري را امتحان کنيد.

شير براي کودک تهيه کنيد و به او اجازه دهيد که فقط غذاي مايع بخورد.
مقداري کره روي قطعات سيب بماليد و يا اين که يک برش پيتزا يا سيب زميني سرخ شده با پنير را با يک ليوان شير به او بدهيد.

وقتي کودک از نظر تغذيه اي تامين شود، شکل غذاي داده شده چه اهميتي دارد؟

 

5 - تنوع در نوع غذاهاي کودکمان:

 

غذاهاي جديدي را هرچند وقت يکبار به برنامه صبحانه اضافه کنيد تا از يکنواختي جلوگيري شود.

اگر کودک ناگهان از خوردن غذايي که قبلا دوست داشت ، امتناع مي کند، به زور آن را به او ندهيد.

براي مدتي آن را کنار بگذاريد و سپس بتدريج و با ظرافت دوباره آن را به برنامه غذايي او اضافه کنيد. براي صبحانه روي غذاهاي مشخصي تعصب نداشته باشيد.

 

6 - هنگام صرف صبحانه با کودکمان بيشتر دوست باشيم:

 

کودکان خردسال نبايد هنگام صبحانه تنها رها شوند.

حتي کودکان بزرگتر نيز دوست دارند همراهي داشته باشند. اگر نمي توانيد هنگامي که کودک صبحانه مي خورد با او سر سفره بنشينيد، در اتاق بمانيد و به او يک «همراه صبحانه خوردن» بدهيد تا سر سفره با او بنشيند.

معمولا يک عروسک يا حيوان پارچه اي براي اين کار مناسب است؛ ولي حتي وسايل جالبي نظير راديو، تلويزيون يا کتاب مصور نيز ممکن است همين تاثير را داشته باشد.

 

7 - تشويق کنيد، جايزه بدهيد:

 

 يک خوراکي (حتي يک ذرت بو داده ) را با کمک کودک خود انتخاب کنيد و سپس آن را به اندازه هاي مناسب در داخل کيسه هاي پلاستيکي تميز بريزيد.
کودک هنگامي جايزه را مي برد که تمام غذا با مقدار معيني از آن را که قبلا روي آن توافق شده است ، بخورد.

8 - همراه کودک ، ساختمان سازي کنيد:

 

 در ازاي هر لقمه اي از صبحانه که کودک شما مي خورد، به او يک تکه ساختمان اسباب بازي بدهيد.

هنگامي که کودک صبحانه اش را خورد، مي تواند از اين تکه ها براي ساختن يک قلعه استفاده کند يا اين که اگر کودک دوست دارد، اجازه دهيد که موقع صرف صبحانه تکه تکه ، قلعه را بسازد.

 

9 - هم غذا، هم نقاشي:

 

به کودک اجازه دهيد هر بار که يک لقمه غذا مي خورد، با ماژيک روي يک تکه کاغذ بکشد.

او را تشويق کنيد در حالي که غذايش را مي خورد، يک منظره را تمام کند.
روي يک تکه کاغذ، منظره خورشيد بکشد و با هر لقمه ، يک شعاع نوراني به خورشيد اضافه کنيد. اگر اين عمل را به صورت پيوسته انجام دهيد، مي توانيد هر روز شعاعهاي بيشتري را به خورشيد اضافه کنيد و هنگامي که خورشيد بسيار تابان شد، کودک شما يک جايزه مانند رفتن به پارک را خواهد برد.

10 - زمان بگيريد:

 

براي اين که به کودکاني که کند غذا مي خورند انگيزه بدهيد، ساعت را روي زماني که کودک بايد صبحانه اش را تمام کند، تنظيم کنيد و او را برانگيزيد که پيش از به صدا درآمدن زنگ ، صبحانه اش را تمام کند.

سپس بتدريج زمان را کوتاهتر کنيد و براي اين منظور هر روز يک تا 2دقيقه زمان را کوتاهتر کنيد تا اين که به يک زمان پذيرفتني براي تمام کردن صبحانه دست پيدا کنيد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۸۸/۰۳/۰۵ساعت 23:10  توسط محمد جعفرنژاد  | 

وزیرمامی گوید

                                        علیرضا علی احمدی

در آستانه­ی انتخابات آدمهای زیادی حرفهای زیادی می­زنند.که بعضی از حرفها  بعضی از آنها را می­شود فهمید و برخی را نه !!! مثلاً وقتی وزیر محترم  آموزش و پرورش با خبرگزاری ایلنا – خبرگزاری کارگرهای کشور !!- مصاحبه و می­گوید :

مطمئناً در این انتخابات با سوء استفاده‌های احتمالي که در زمان انتخابات ریاست جمهوری از نام و شان فرهنگیان صورت می‌گیرد مقابله می کنیم و نمی گذاریم شان و مقام معلم بر پایه بازی‌های سیاسی جناح‌های مختلف کشور قرار گیرد.

و تو هر چه فکر می­کنی نمی­فهمی :

چه افرادی قرار است از نام فرهنگیان سواستفاده کنند و آیا نامزدهای انتخاباتی حق ندارند راجع به آموزش و پرورش حرف بزنند!!

و وزیر محترم با چه ابزار و قانونی می­خواهد از چیزی که مصداق آن مشخص نیست دفاع کند!!!

اما راستی اینکه نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری راجع به آموزش و پرورش و فرهنگیان حرف بزنند خوب است یا بد ؟ به گمان من اگر این اتفاق رخ دهد نشانگر اهمیت آموزش و پرورش است. متاسفانه در دوره­های اخیر انتخابات یاست جمهوری ،  مسایل فرهنگی و به ویژه آموزش و پرورش از یادها رفته است و نامزدها تنها به راهکار خود برای بهبود شرایط اقتصادی می­پردازند. شاید اگر وزیر محترم ما این گونه اظهار نظر می­کرد بهتر بود:

نامزدها  باید در ارائه­ی برنامه­های انتخاباتی خود نگاه خاصی به آموزش و پرورش داشته باشند  زیرا توسعه کشور بدون فراهم آمدن نیروی انسانی کارآمد امکان­پذیر نیست.وزیر آموزش و پرورش ما در ادامه افزود نامزدهای انتخاباتی باید راهکار خود را  برای بهبود آموزش و پرورش اعلام نمایند تا فرهنگیان ، دانش­آموزان و خانواده­های آنها با مقایسه این برنامه­ها نامزد اصلح را انتخاب نمایند.

 منبع خبر : ایلنا

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۸۸/۰۳/۰۵ساعت 19:36  توسط محمد جعفرنژاد  | 

نقاشی کودکان

خانه ، درخت ، خورشید ، در نقاشی کودک

نقاشی کودک ، بیانگر شخصیت درونی (2)

در مقاله ی پیش خواندیم که ... 


خانه

در نقاشیهای کودکان خانه بیش از هرچیز دیگری کشیده می شود. در شروع کار معمولا خانه به صورت یک مر بع که بر بالای آن یک مثلث قرار دارد، و سپس دیوارهای اطراف خانه کشیده می شود.

خانه نماد پناهگاه و هسته اصلی و گرمی خانواد ه ایست که ممکن است مورد علاقه یا تنفر کودک باشد. خانه هایی که کودکان ترسیم می کنند ممکن است دارای باغچه و گل و درهای بزرگ و پنجره و پرده های رنگین باشد. چنین خانه ای ، نماد یک زندگی سعادتمند است که کودک در آن احساس آرامش می کند. بر عکس اگر، خانه ای بدون در ورودی، با دیوارهایی بلند وبه گونه ای منزوی و دور افتاده ترسیم شود معنای متفاوتی پیدا می کند. مثلاً اگراین خانه بین سنین 5 تا 8 سالگی ترسیم شود نشانگر خجالتی بودن کودک و وابستگی شدید او به مادر است. بعد از 8 سالگی نشانگر احساس خود کوچک بینی و تنهایی کودک ود رنوجوانی نشانگر شرم و حیای بیش ازحد ، و داشتن احساسات رقیق است.


درخت

بسیاری از روانشناسان از درخت به عنوان موضوعی جهت شناخت شخصیت کودک استفاده کرده اند. برای تجزیه و تحلیل نقاشی درخت باید سه قسمت اصلی آن را مشخص کرد که عبارتند از ریشه، تنه، شاخه و برگها.

ریشه که در زمین فرو رفته و درخت از آن غذا دریافت می کند، نماد ناخود آگاه و فشارهای غریزی است تنه پرثبات ترین و مشابه ترین عامل به خود کودک است، بنابر این بیانگر مشخصات دایمی و عمیق شخصیت اوست. شاخه ها و برگها بیانگر طریق ارتباطی او با دنیای خارج است.

مثلاً تنه درخت ممکن است کوتاه یا بلند کشیده شود، بچه ها در سنین قبل از دبستان تنه درخت را بلند ترسیم می کنند، ولی بعد ازاین سن، بلند بودن تنه درخت اغلب نشانگر عقب افتادگی فکری و یا بیماریهای عصبی و یا آرزوی بازگشت به دنیای کوچکی و قبل ازمدرسه است. برعکس اگر تنه درخت کوتاه کشیده شود، نشانگر جاه طلبی و بلند پرواز بودن کودک است . تنه درخت ممکن است صاف یا کج کشیده شود که درحالت دوم نشانگر عدم ثبات کودک است.

شکل شاخه ها و برگها و یا قسمتهای بالای درخت نیز دارای معانی مختلفی است. به عنوان مثال شکل منظم شاخه ها نشان می دهد که کودک کمتر به تمایلاتش متکی است و بیشتر به نتیجه گیریهای منطقی دست می زند و یا بالعکس شکل نامنظم و درهم شاخه ها بیانگر این است که با کودکی بلغمی مزاج و در خود فرو رفته که آمادگی هیچ گونه تغییر و تحولی را ندارد روبرو هستیم. گاهی نیز درختی که کودک ترسیم می کند فاقد شاخه است که این امر نشانگر عدم گسترش استدلال و تفکر منطقی و درگیر بودن فرد با عالم رویاست. برگها نیز برحسب چگونگی ترسیم آن، تعابیر مختلفی دارند. مثلاً ترسیم برگهای منظم ویک شکل مخصوص کودکی است که مسایل را به سادگی می فهمد و قادر به ارتباط با دیگران است. و یا نشان دادن برگها به صورت هاله ای سبز رنگ در اطراف شاخه ها، تمایل کودک به تاثیر گذاری و تسلط بیشتر بر روی محیط را نشان می دهد. برگهای پاییزی و یا برگهای در حال ریخته شدن بیشتر در نقاشیهای نوجوانان و کودکان منزوی دیده می شود. چنین ترسیمی از برگ، مانند هر حرکت پایین رونده دیگر، مبین یاس و سرخوردگی تلقی می شود.


خورشید

خورشید به علت نقش مهمی که بر عهده دارد و نیز تلالو آن ، در نقاشیهای بیشتر کودکان دیده می شود. تصویر خورشید بیانگر امنیت، خوشحالی، گرما، قدرت و به نظر بعضی پژوهشگران نماد پدر مطلوب است. وقتی رابطه پدر و کودک خوب است خورشید به طور کامل و در حال درخشیدن نمایش داده می شود هنگامی که این ارتباط مطلوب نیست خورشید در پشت کوه ناپدید است ویا به صورت قوسی در افق دیده می شود و اگر کودک از پدرش هراس داشته باشد، خورشید به رنگ قرمز تند یا سیاه که مضطرب کننده است ترسیم می شود.

با وجود این نحوه نمایش خورشید – مانند سایر موضوعهای نقاشی ممکن است به حال و حوصله لحظه ای کودک و نه به تفاهم و عدم تفاهم بین کودک و پدر بستگی داشته باشد. بنابراین قبل از هر قضاوت و تعبیری دراین مورد، بهتر است چندین نقاشی یک کودک را مورد بررسی قرار داد تا معلوم شود آیا این پدیده مرتب تکرار می شود یا خیر. وآنگاه به تجزیه و تحلیل آن پرداخت. درتجزیه تحلیل و تفسیر نقاشی کودک باید به نقش آموزش و یاد گیریهای قبلی نیز توجه داشته باشیم .

اگر بدون درنظر گرفتن الگوهای یاد گرفته شده در گذشته بخواهیم نقاشی کودک را تفسیر کنیم، از حقیقت دور شده و به یک تشخیص غلط درباره حالات عاطفی و روانی کودک می رسیم . درثانی، در تفسیر نقاشی کودک، باید جنبه های مختلفی از نقاشی را مد نظر قرار داد که عبارتند از: رنگ، محتوا، فضای به کار گرفته شده و خطوط ( اشکال ) . بدیهی است که تفسیر نقاشی کودک بدون در نظرگرفتن هریک از این جنبه ها، ما را به نتیجه مطلوب نخواهد رساند.


رنگ در نقاشی کودکان

کودک در نقاشیهای خود به دو صورت از رنگ استفاده می کند؛ یکی نمونه سازی عینی (طبیعی ) مثلاً رنگ آبی برای دریا، رنگ سبز برای چمن و رنگ زرد برای خورشید؛ ودیگر استفاده روانشناختی از رنگ، به این صورت که کودک از طریق رنگ به برون ریزی عواطف و احساسات خود می پردازد. مثلاً برای تجسم حوادث و یا موجودات اطراف خود از رنگهایی کمک می گیرد که به طور ناخود آگاه به ذهن متبادر می شوند و قانون و قاعده خاصی ندارند. به عنوان مثال برای نشان دادن مهربانی یک شخص او را به رنگ سبز، رنگ آمیزی می کند و یا عصبانیت شخص دیگر را با رنگهای سیاه و سرخ نشان می دهد .

بسیاربجاست که کودک را به سوی رنگهای قراردادی و طبیعی هدایت نکنیم؛ چرا که از این طریق طبیعت درونی کودک را نادیده گرفته ایم و او را وادار کرده ایم رنگی را که نشان دهنده حالت روانی اوست، تغییر دهد و یا دست بزرگترها زیبایی کار خود را از بین ببرد. البته شناخت رنگ برای بچه ها ضروری است؛ اما تحمیل رنگ به آنان که کدام رنگ را به کارببرند ضرورتی ندارد. چرا که کودکان دیر با زود یاد می گیرد که هرچیز رنگ مخصوص به خود را داراست.


نقاشی از روی مدل

بسیاری از والدین یا معلمین، نقاشی کودکان را به کپی کردن محدود می کنند. برای کودکان کوچکتر معمولاً از آلبومهایی استفاده می شود که کودک باید یک شکل را از روی یک شکل رنگ شده آن رنگ آمیزی کند. و یا از روی شکل دیگری، شکل ناقصی را تکمیل کند. کودکان بزرگتر نیز از منظره یا صورت کپی می کنند و به این صورت است که والدین و معلمان تصور می کنند آموزش واقع گرایانه که بر اساس آن کودک حقیقت بیرونی را با شکل های " منظم " و رنگهای " دقیق " یاد می گیرد، باید تعلیم داده شود.

نقاشی وسیله ای بیانی است که به کودک اجازه می دهد خود را از تنش ها رها کند. این رهایی از دلهره ها و تنش ها هنگامی صورت می گیرد که نقاشی از ناخودآگاه کودک سرچشمه گرفته باشد؛ بنابر این اگر کودک را وادار کنیم نقاشیهایش را براساس تعالیم ما تصحیح کند و او را تشویق به کپی کردن از روی مدلهای نقاشی کنیم اشتباه بزرگی مرتکب شده ایم.

همچنان که اشاره کردیم، در نقاشی کودک، خطی که بر تصویر صورت برادر کشیده شده است ویا حذف قائل شدن، بکار گیری رنگ، از بین بردن و یا بیش از حد بزرگ جلوه دادن بعضی حوادث همگی حکایت از نشانه ها و علائمی می کنند که دارای معانی روشن هستند و بزرگسالان با کمی دقت قادر به مشاهده و تعبیرآن می شوند.

نادیده گرفتن این ندای کمک و یا سرکوب کردن آن با عمل کسل کننده کپی برداشتن و رسم هندسی کشیدن، به معنی رها کردن کودک به حال خود و یا مجبور کردن او به ورود زود رس به نوعی زندگی ریا کارانه و سرکوبگر است.


منابع :

1- ارزشیابی شخصیت کودکان بر اساس آزمونهای ترسیمی، دکتر پریرخ دادستان، انتشارات رشد، چاپ دوم، تهران 1376

2- نقاشی کودکان و مفاهیم آن، آناالیوریو فراری، ترجمه عبدالرضا صرافان ، انتشارات دستان ، چاپ چهارم، تهران 1371

3- نقاشی و کاربرد تست در خانواده ، پ . دادستان – م منصور، انتشارات رشد، چاپ اول، 1371

4- نقاشی و نوشته های کودکان، کاوه داداش زاده، انتشارات گوتنبرگ ، چاپ اول، 1372

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۸۸/۰۳/۰۵ساعت 16:14  توسط محمد جعفرنژاد  | 

آزمون شخصیت میرز-بریگز

آزمون شخصیت میرز-بریگز

ویژگی‌های شخصیتی (Personality)، به ویژگی‌های پایداری که رفتار یک فرد را تعیین می‌کند گفته می‌شود. یکی از آزمون‌های شخصیتی که بسیار استفاده می‌شود(MBTI)نامیده می‌شود که شامل ۱۰۰ تست است که ازافراد می‌پرسد، در موقعیتهای معین معمولا چه احساسسی دارند و چگونه عمل می‌کنند.
(MBTI) چیست؟
MYERS-BRIGGS TYPE INDICATOR
مفهوم تیپ شخصیتی توسط کارل یونگ و دو زن روان‌پزشک آمریکایی کاترین بریگز و دخترش ایزابل بریگز میرز برای اولین بار مطرح شده و مورد بررسی قرار گرفت. با بررسی و تحقیقات مفصل کاترین میرز و دخترش تیپ شخصیتی تمام افراد را در شانزده تیپ دسته بندی کردند و آزمون تیپ شخصی را که امروزه به آزمون میرز-بیگرز موسوم است، تدارک دیدند. این تست مفصلی است که تیپ‌های شخصیتی را اندازه گیری می کند. با توجه به نظریه کاترین میرز تمامی مردم در یکی از این شانزده تیپ قرار می گیرند. این بدان معنا نیست که انسان ها منحصر به فرد نمی باشند.
تمام تیپ های شخصیتی به یک اندازه ارزشمند هستند. هیچ تیپ شخصیتی بهتر یا بدتر نیست،تیپ شخصیتی افراد بیانگر میزان هوش افراد نیست و نمی توان از روی آن موفقیت اشخاص را پیش بینی کرد. اما روانشناسان با توجه به تیپ شخصیتی اشخاص، می‌فهمندکه چه عواملی به آنها انگیزه می دهد و در شرایط گوناگون چه رفتاری بروز می دهند. گفتنی است که در برخی از کشورها از آزمون MBTI در مصاحبه استخدام استفاده می‌شود.
شما هم آزمون میرز-بریگز را امتحان کنید.

تگ‌ها: آزمون میرز-بریگز، MBTI

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۸۸/۰۳/۰۵ساعت 16:5  توسط محمد جعفرنژاد  | 

شب ادرارى در كودكان

شب ادراری کودکان

شب ادرارى در كودكان

شب ادرارى يا ناتوانى در كنترل ادرار (Enuresis)، يكى از اختلالات رايج دوران كودكى است كه در بعضى موارد مى تواند مسائل و مشكلات جدى روان شناختى مثل كاهش عزت نفس، احساس شرمسارى، خودكم بينى و پرخاشگرى به دنبال داشته باشد. براساس تعريف انجمن روان شناسان، زمانى كه كودك (5سال به بالا) به طور مكرر دو بار در هفته و در مدت سه ماه متوالى، بدون داشتن بيمارى جسمانى خاصى مثل ديابت، صرع، عفونت هاى سيستم ادرارى، نارسايى هاى سيستم عصبى و... رختخواب خود را خيس كند، دچار مشكل شب ادرارى يا ناتوانى در كنترل ادرار است. ميزان شيوع اين اختلال به دليل تنوع علل و معيارهاى اجتماعى گوناگون قدرى مشكل است، ولى آمارها نشان مى دهند كه تقريباً 85 درصد كودكان تا سن پنج سالگى قادرند در طول شب خشك بخوابند و 15 درصد باقى مانده نيز با كمى آموزش و حمايت والدين و مربيان شان مى توانند پاكيزه خوابيدن را بياموزند. تنها 2 _ 1 درصد كودكان هستند كه تا سن 15 _ 14 سالگى توانايى كنترل ادرارشان را هنگام خواب هنوز به دست نياورده اند.

• انواع شب ادرارى در كودكان

به طور كلى، شب ادرارى هاى كودكان به دو گروه تقسيم مى شوند.

گروه اول، كودكان خردسال زير پنج سال كه هنوز مراحل كنترل ادرار را در طول شب نياموخته اند.

گروه دوم، كودكانى كه بعد از سه ماه متوالى كه قادر بوده اند شب ها خشك بخوابند، مجدداً دچار ناتوانى در كنترل ادرارشان شده اند.

• عوامل موثر در بروز شب ادرارى

محققان بر اين باورند كه شب ادرارى هاى گروه اول، ناشى از نارسايى و عدم رشد كافى اندام هاى دفع ادرار، عوامل رشد، وراثت و مشكلات هورمونى است و شب ادرارى هاى گروه دوم، حاصل مشكلات كليوى، مثانه، مجارى ادرارى، عفونت هاى گوناگون سيستم دفع ادرار، تنش ها، استرس ها و فشارهاى روحى - روانى ناشى از تغييرات زندگى كودك است.

• تاخير در رشد اندام ها

رايج ترين علت ناتوانى كودكان در كنترل ادرار، تاخير در رشد اندام ها و سيستم اعصاب مركزى آنهاست كه موجب كاهش توانايى آنان بر عمل تخليه مثانه مى شود. زمانى كه مثانه كودك پر مى شود، اندام هاى عصبى دفعى پيام هايى كه به مغز مى فرستد، كودك را براى دستشويى رفتن هوشيار مى كنند. چنانچه اين بخش از سيستم عصبى كودك دچار ضعف و تاخير در رشد باشد، پيام عصبى لازم به مغز نمى رسد.

• عامل وراثت

تحقيقات نشان مى دهند كه تقريباً 75درصد كودكان مبتلا به شب ادرارى، داراى والدين و يا خواهر و برادرهايى بوده اند كه آنها نيز اين مشكل را داشته اند. اين احتمال در بين كودكان شب ادرار كه يكى از والدين شان مبتلا به شب ادرارى بوده است ، به 50 درصد مى رسد و چنانچه سابقه خانوادگى اين بيمارى در آنها موجود نباشد، فرزند شان نيز به طور حتم تا 6 سالگى اين مشكل را پشت سر خواهد گذاشت. آزمايش هاى گوناگون نشان داده اند كه ژن حامل اختلال شب ادرارى بر روى كروموزم شماره 13 قرار دارد.

• اختلالات خواب

بررسى نوارهاى مغزى كودكان شب ادرار نشان مى دهد كه نارسايى امواج مغز و افزايش فعاليت آن مى تواند در بعضى موارد مانع از بيدار شدن به موقع كودك براى دستشويى رفتن شود. به عبارت ساده تر، اين گروه از كودكان ممكن است خوابى كاملاً طبيعى و آرام داشته باشند، ولى براى بيدار شدن به موقع دچار مشكل مى شوند.

• مشكلات هورمونى

تحقيقات نشان مى دهند ميزان هورمون كاهش ادرار (ADH)در كودكان شب ادرار به حد طبيعى نيست. ميزان ترشح طبيعى اين هورمون در كودكان سالم (در طول خواب) موجب كاهش فعاليت كليه ها و ديرتر پرشدن مثانه (در طول 12 _ 8 ساعت) مى شود. در حالى كه در كودكان شب ادرار، عدم توازن اين هورمون موجب بروز شب ادرارى در آنان مى شود.

• عفونت هاى سيستم دفع ادرار

كودكى كه مبتلا به عفونت هاى كليوى و سيستم دفع ادرار است، بيش از كودكان سالم نياز به دستشويى رفتن پيدا مى كند. اين كودكان هنگام دفع، دچار احساس سوزش، درد و ناراحتى مى شوند و ادرار آنها اغلب كدر و بدبو است. همچنين تب و درد در ناحيه پشت (كليه ها) از ديگر علائم عفونت هاى ادرارى است.

• ديابت

ديابت يا بيمارى قند در كودكان نيز مى تواند عاملى براى شب ادرارى آنان باشد. علائم ديابت عبارتند از: تكرر ادرار، تشنگى بيش از اندازه، خستگى و بى حالى در طول روز، كاهش وزن و كم تحركى، زياد شدن اشتها و پرخورى.

• عوامل جسمانى

بعضى از تحقيقاتى كه در زمينه علل شب ادرارى كودكان صورت گرفته است، نشان مى دهد كه اين كودكان داراى مثانه اى كوچكتر از حد معمول هستند. زمانى كه والدين گزارشى از گنجايش كم مثانه كودك شب ادرارشان مى دهند، معمولاً اين كودكان در طول روز هم دچار ناتوانى در كنترل ادرارشان هستند.

• عوامل روان شناختى

در بعضى موارد نيز شب ادرارى كودكان عكس العمل و پاسخى، نسبت به تعارضات هيجانى، اضطراب ها و نابسامانى هاى عاطفى كودك است. پژوهش هاى روان شناسان و ديگر متخصصان بهداشت روانى كودكان نشان مى دهد، بچه هايى كه درگير تغييرات و دگرگونى هايى در محيط خانه و مدرسه خود هستند، گاهى دچار شب ادرارى مى شوند. بحران عاطفى در خانه و خانواده نيز مى تواند منجر به بروز اين اختلال در كودكان شود. تغيير منزل يا مدرسه، انتقال به شهر ديگر، طلاق و جدايى والدين، تولد نوزاد جديد در خانواده، بدرفتارى و خشونت هاى خانوادگى، فشارها و استرس هاى گوناگون و... مى توانند عاملى براى ناتوانى كودك در كنترل ادرارش باشند. در اغلب موارد نيز كودكان نسبت به اين گونه تغييرات عاطفي_ هيجانى خود آگاه نيستند و نمى دانند كه بين شدت احساسات و شب ادرارى آنان ارتباطى وجود دارد.

• روش هاى درمان شب ادرارى كودكان

اولين گام براى درمان كودكان شب ادرار آن است كه والدين و اعضاى موثر خانواده سعى كنند با رعايت برنامه اى منظم براى خواب و خوراك كودك، خشك خوابيدن در طول شب را به او بياموزند. در اين زمينه توجه به نكات زير مى تواند مفيد باشد:

1- هيچ گاه از تنبيه، سرزنش، انتقاد و يا شرمنده كردن كودك براى درمان و كاهش شب ادرارى او استفاده نكنيد.

2- قبل از اين كه كودك براى خوابيدن به رختخواب برود، به او يادآورى كنيد كه به دستشويى برود. اگر كودك گفت كه نيازى به دستشويى ندارد، از او بخواهيد كه به هرحال سعى كند، مثانه اش را خالى كند.

3- نوشيدن مايعات را دو ساعت قبل از خواب محدود كنيد (حتى غذاها و خوراكى هايى كه آب زيادى دارند مثل بستنى، ژله، سوپ و...).

4- سعى كنيد كودك را چند بار در طول شب بيدار كنيد. نايلون و يا مشمعى زير ملافه تشك كودك پهن كنيد تا بتوانيد در صورت نياز تنها ملافه را عوض كنيد.

در نظر داشته باشيد، تقريباً 98 درصد شب ادرارى هاى كودكان به تدريج تا سنين 12_ 10 سالگى بهبود مى يابند. به طور كلى روش هاى درمان شب ادرارى كودكان به دو گروه تقسيم مى شوند، درمان هاى غيردارويى و درمان هاى دارويى.

الف- درمان هاى غير دارويى مثل روش هاى انگيزشى، استفاده از وسايل و زنگ هاى حساس به رطوبت، ورزش هاى مخصوص تقويت مثانه، درمان هاى روان نشاختى، رژيم غذايى و....

روش هاى انگيزشى: بر طبق اين روش ها به كودك كمك مى شود تا شرايط خود را بهتر درك كند و دچار احساس ناتوانى، ضعف عزت نفس و خودكم بينى نشود. به عبارتى خود را عامل اختلال نداند بلكه تلاش كند تا نقش موثرى در بهبود و روند درمان ايفا كند. يكى از اين روش ها استفاده از رژيم هاى غذايى و نمودار روزانه است كه طى آن كودك سعى مى كند با يك برنامه تنظيم شده و كاهش نوشيدنى هاى گوناگون در طول شب، خود را كنترل كند و خشك بخوابد. معمولاً اين شيوه درمان در 25درصد موارد موجب كاهش 70 درصد از شب ادرارى كودكان مى شود.

استفاده از وسايل و زنگ هاى حساس به رطوبت: يكى از موفق ترين شيوه هاى كاهش شب ادرارى كودكان، استفاده از وسايل حساس به رطوبت است. اين زنگ ها دونوع هستند، دسته اول به زيرشلوارى كودك و دسته دوم به ملافه رختخواب كودك بسته مى شوند. در هر دو حالت با كمترين نم و رطوبتى به صدا در مى آيند و كودك را از خواب بيدار مى كنند. بعد از مدتى كه كودك نسبت به زمان پر شدن مثانه اش حساس مى شود و قبل از آن كه رختخوابش را خيس كند، بيدار مى شود و به دستشويى مى رود.

چنان چه كودك نسبت به صداى زنگ حساس نباشد، وظيفه والدين است كه فوراً او را بلند كنند و به دستشويى ببرند. هنگام استفاده از اين گونه وسايل، بايد زيرشلوارى كودك مجدداً عوض شود و هيچ گونه رطوبتى نداشته باشد تا دستگاه درست كار كند. در طول درمان، هيچ گاه كودك را تنبيه و سرزنش نكنيد، خيلى آرام و خونسرد بلند شويد و بدون كمترين دلخورى و اوقات تلخى او را به دستشويى ببريد. باز هم به خاطر داشته باشيد كه كمك ها و همراهى هاى شما مى تواند مشكل كودك را تخفيف دهد، پس او را به دليل مشاركتش در برنامه درمان، تشويق و ترغيب كنيد تا كودك دچار بحران روحى نشود.

براساس گزارش هاى مختلف تقريباً 70 درصد از شب ادرارى هاى نوع اول با استفاده از اين شيوه بهبود مى يابند. پزشكان و متخصصان كودك پيشنهاد مى كنند، كودكانى كه از اين روش براى درمان خود استفاده مى كنند، بهتر است تا سه هفته بعد از اين كه توانستند كاملاً خشك بخوابند، از دستگاه هاى حساس به رطوبت استفاده كنند.

ورزش هاى مخصوص تقويت مثانه: گروهى از پزشكان و متخصصان كودك توصيه مى كنند براى درمان شب ادرارى كودكان مى توان آنها را تشويق كرد تا ورزش هاى كششى و حركات بدنى اى انجام دهند كه موجب گنجايش بيشتر مثانه آنها و بالارفتن توان كنترل بيشتر آنها بر اعمال مثانه شان مى شود. اين حركات و نرمش ها در طول روز انجام مى شود و زمانى كه كودك احساس مى كند مثانه اش پر شده است، سعى مى كند با كشش بدنى، گنجايش آن را بيشتر كند. روش ديگر آن است كه از كودك مى خواهند هنگامى كه در طول روز به دستشويى مى رود تا ادرار كند، چند لحظه اى جلوى ريزش ادرارش را بگيرد و دوباره ماهيچه انتهايى مجراى ادرارى اش را رها كند. اين كار موجب تقويت ماهيچه هاى انتهايى مجراى ادرارى مى شود. نتايج تحقيقى كه در اين زمينه صورت گرفته است نشان مى دهد، 66 درصد كودكانى كه از اين روش استفاده كرده اند، تا 20 درصد بهبود يافته اند و توانسته اند روند درمان را پس از مدتى تسريع بخشند.

درمان هاى روان شناختى: يكى ديگر از روش هاى درمان شب ادرارى در كودكان استفاده از روش هاى روان شناختى است، به ويژه در مواردى كه شب ادرارى كودك ناشى از تغييرات و تعارضات عاطفى _ هيجانى (مثل تولد نوزاد جديد، شرايط استرس آور درسى _ مدرسه اى و...) و يا بحران هاى عاطفى (مثل جدايى و طلاق والدين، درگيرى هاى خانوادگى و...) است. اساس درمان هاى روان شناختى، كمك به كودك و خانواده اش براى يافتن عامل و علت اصلى شب ادرارى كودك است. اين روش ها به آنها ياد مى دهد كه چگونه با كودك شب ادرار بايد كنار آمد و به او كمك كرد تا با مشكلش روبه رو شود و درصدد حل آن برآيد. از جمله درمان هاى روان شناختى، روش تشويقى است كه براساس آن والدين جدول هفتگى اى تهيه مى كنند و شب هايى را كه كودك توانسته خشك بخوابد در آن علامت مى زنند (ستاره اى به كودك مى دهند). بعد از آن كه تعداد علامت ها (ستاره ها) به ده رسيد، جايزه اى كه كودك انتخاب مى كند، برايش فراهم مى آورند.

ب- درمان هاى دارويى

در سال هاى اخير، براى درمان شب ادرارى كودكان از دارودرمانى استفاده مى شود. بسيارى از اين داروها، عملاً براى درمان مشكلات ديگرى مثل، افسردگى، اضطراب و... تجويز مى شوند. ايمى پرامين يكى از رايج ترين داروهاى ضدافسردگى است كه براى درمان شب ادرارى به كودكان هم داده مى شود. اين دارو تا ميزان 30 درصد مى تواند شب ادرارى كودك را كاهش دهد.

ايمى پرامين براى كنترل ادرار در طول شب (و حتى روز) داده مى شود. لازم به ذكر است كه اين گونه داروها براى درمان بلندمدت شب ادرارى كارايى ندارند. به عبارت ديگر، اگر دارو قطع شود، كودك مجدداً دچار شب ادرارى و عدم كنترل بر مثانه خواهد شد. مشكل ديگرى كه اين گونه داروها پديد مى آورند، عوارض جانبى آنهاست، به خصوص كه اين عوارض در كودكان شديدتر است. چنانچه كودكى به ناچار از شيوه دارودرمانى براى حل مشكل شب ادرارى اش استفاده مى كند، بهتر است حتماً زير نظر پزشك متخصص باشد.

داروهاى دسموپسين: انواع ديگر داروهايى كه براى حل مشكل شب ادرارى كودكان به كار برده مى شوند، استفاده از داروهاى دسموپرسين است. اين داروها موجب تغييراتى در هورمون هاى بدن (ADH) مى شوند. اين شيوه درمان، در مورد كودكانى مى تواند موثر باشد كه هورمون ADH در بدن شان دچار نارسايى است. اين دارو موجب كاهش آب ادرار و ديرتر پرشدن مثانه كودك در طول مدتى كه خواب است، مى شود. مصرف اين دارو براى كودكان خردسال به صورت افشانه اى و در بينى است. اغلب والدين گزارش كرده اند كه استفاده از اين دارو خيلى سريع مى تواند شب ادرارى را در كودكان كاهش دهد. پزشكان نيز توصيه مى كنند اگر كودك توانست بعد از سه ماه كه از اين دارو استفاده كرد، خشك بخوابد، بهتر است مصرف آن را به تدريج كاهش داد. متاسفانه اين گروه داروها هم مثل داروهاى ضدافسردگى، زمانى كه مصرف آنها قطع مى شود، تاثير خود را در بدن كودك از دست مى دهند و مجدداً علائم شب ادرارى در او ظاهر مى شود. در اين گونه موارد، گروهى از پزشكان پس از شروع دوباره شب ادرارى، تجويز دارو را از سر مى گيرند و گروهى از والدين تصميم مى گيرند صبورانه با اين مشكل فرزندشان در خانه كنار بيايند و فقط شب هايى كه كودك دور از خانه اش مى خوابد، از اين گونه اسپرى ها و داروها استفاده كنند.

اگر چه شب ادرارى هاى كودكان گاهى سبب ناراحتى والدين، اعضاى خانواده و خودِ كودك مى شود، اما خوشبختانه در اغلب موارد بدون درمان خاصى بهبود مى يابند. اما از آن جايى كه گاهى اين مشكل مى تواند علامت بيمارى جسمانى حادى باشد، بهتر است براى حل مشكل و درمان به موقع با پزشك متخصص مشاوره اى انجام دهند. در نظر داشته باشيد، انتخاب بهترين شيوه درمان در هر كودكى متفاوت است و بايد متناسب با شرايط جسمى _ روحى او انتخاب شود.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۸۸/۰۳/۰۳ساعت 0:7  توسط محمد جعفرنژاد  | 

دو نمونه روش تدريس رياضي (( نمايشي)):

دو نمونه روش تدريس رياضي (( نمايشي)):

       در اينجا به عنوان نمونه دو تا از نمايشهايي را كه در آنها مفاهيم رياضي گنجانده شده و
مي تواند مورد استفاده معلمين و اولياي محترم قرار گيرد ، ذكر مي گردد .

1ـ نمايش تفريقهاي با انتقال :

مانند :                             235 

                                     157 -

مردي وارد كلاس مي شود : سلام ، بچه ها اسم من يكي است ، من يك خونه در جدول
( مكاني ) دارم ، آن خونه ، خونه يكي ها ست ، بچه ها من هميشه يك رقم هستم . اگر يه وقتي تعداد من زياد بشه كه به  10  برسم  يا  از  10  بيشتر  بشم .

در اين موقع مرد دوم وارد مي شود . سلام بچه ها ، آنوقت ديگر من مي آيم ، اسم من ده تايي است ، من در همسايگي يكي هستم  . اين همسايه من پسر من نيز هست ، بچه ها پسرم راست ميگه ، وقتيكه تعدادش آنقدر بشه كه به  10   يا بيشتر از  10   بشه اونوقت ديگه نمي تونه در خونه خودش جابگيرد . من ميام و كمكش مي كنم و آنچه را كه نمي تونه نگه داره با خودم به خونه خودم ميارم . خوب بچه ها من يك فرقي با پسرم دارم و اون اينكه پسرم يكي يكي زياد مي شه ولي من ده تا  ده تا زياد مي شوم . از طرفي شبيه به اون هم هستم اگر تعداد من به  ده يا بيشتر از  ده  برسد در اينصورت .

مرد سوم وارد مي شود : سلام بچه ها ،  اونوقت من مي آيم ، بچه ها اسم من صدتايي است . من در همسايگي ده تايي و يكي هستم ، ده تايي پسرم است ويكي نوه ام ، در اين خانواده كه شما مي بينيد دو پدرند و دو پسر ، اما سه نفريم .

خوب بچه ها پسرم راست ميگه ، وقتيكه تعدادش آنقدر بشه كه به ده برسد يا بيشتر از ده بشه ديگه در خونه خودش جا نمي گيره ، من مي آيم و كمكش مي كنم و آنچه
نمي تونه نگه داره با خودم به خونه ام مي آرم . راستي بچه ها تا يادم نرفته يه داستاني برايتان تعريف كنم ، يكي از روزهايي گرم تابستان ما سه نفري تصميم گرفتيم به مسافرت برويم ، هوا خيلي گرم بود ، وقتي با هم مشورت كرديم قرار شد تا به كنار دريا برويم ، رفتيم بليط يگيريم ، آقاي بليط فروش گفت : قيمت بليط براي شما سه نفري  157 ريال مي شه اول قرار شد كه هر كدام از ما همان پولي را كه مربوط به خونه ما مي شه پرداخت كنيم ، لذا هر كدام از ما پولهاي جيبمان را بيرون آورديم :

يكي مي گويد :                                   من  5 ريالي داشتم .

ده تايي مي گويد                                  من   30 ريالي داشتم .

صدتايي مي گويد :                                من  200  ريالي داشتم .

وقتي كنار هم گذاشتيم :                235 

آنوقت پول بليط را زير آن نوشتيم :     157  -

يكي : من نمي تونم 7 ريال رو بدم  چون 5  ريال دارم .

ده تايي : ولي پسر جان غصه نخور ، من كمكت مي كنم يك ده تايي به شما مي دهم ، بيا ده ريال و حالا من هم نمي تونم  50 ريال رو بدم چون بيست ريال دارم .

صدتايي : غصه نخور پسرم ، من كمكت مي كنم يك صدتايي به شما مي دهم ، بيا اين 100 ريال خوب بچه ها ما با اين كمكهايي به هم كرديم تونستيم پول بليط رو بديم و يك ساعت بعد هم به مسافرت برويم .

معلم : سعي مي كند با طرح سؤالهاي مناسب مثلا"اينكه سه نفري چقدر پول داشتند ؟
قيمت بليط چقدر بود ؟ چقدر ديگر كم داشتند تا پول بليط بدست آيد ؟ چگونه پول بليط را جور كردند ؟  تدريس را ادامه مي دهد و كلاس را جذاب مي نمايد .

2ـ ( نمونه تدريس ) ((فعّال))

نمايش جمع و تفريق متناظر :

عدد  5 = 7 - 12               12 =  7 +  5 

بچه مرشد :  مرشد (( با صداي بلند ))

مرشد : جان مرشد ، چيه بچه مرشد (( با صداي بلند ))

بچه مرشد : بيا كه جمع جَمعه  و همه حاضرند  و از اين بهتر نمي شه .

مرشد : صبر كن با هم برويم (( با تق تق وارد كلاس مي شوند ))

بچه مرشد : مرشد جان اگر اجازه بدهي بساط و پهن كنم و تو هم يك نمايش براي بچه ها بدهي

مرشد : خوب گفتي آفرين به هوشت . خوب گوش كن . نمايش بي دسلاف نمي شه اول از بچه ها بخواه تا ما را خبر كنند .  بعد شروع كنيم .

بچه مرشد : خوب بچه ها شنيديد . حالا هر كس به قدر همتش اين مرشد و
بچه مرشد رو كمك كنه .

دانش آموزان نشسته : چندتن حركت مي كنند و تعدادي سكه در داخل كشكول مرشد
 مي اندازند كه جمع تعداد سكه ها 12  تاست و سكه هاي زرد  7  تا و سكه هاي  سفيد5  تا خواهد بود .

مرشد : خوب بچه  مرشد مثل اينكه كافيه برويم سر اصل موضوع . (( با نگاه در داخل كشكول مي گويد )) . بچه مرشد من داخل كشكول را كه نگاه كردم تعدادي از سكه ها سفيد و تعدادي زرد بودند . همه را كه شمردم از تعداد انگشتان دو دست تو ، دو سكه بيشتر بود .هفت تا از سكه ها زرد هستند ، مي خواهم ببينم مي تواني بگوئي سكه هاي سفيد چند تا هستند .

بچه مرشد : فهميدم (( در حاليكه نگاه به انگشتان دو دست و سپس نگاه به انگشتان يك دست خود ميكند )) ميگويد فهميدم اما اگر اجازه بدهي من يك شعر براي بچه ها
مي خوانم اگر اونا خوب گوش كنند مي توانند از روي تعداد طوطي هايي كه من در باغ پسته ديدم به جمع سكه ها و از اتفاقاتي كه افتاده به تعداد بقيه سؤال شما پي ببرند .

مرشد : آفرين بچه مرشد  مي دونستم آبروي مرشد را حفظ مي كني . بخوان بچه مرشد  .
(( با صداي بلند ))

رفتم به باغ پسته                                        ديدم 12 طوطي       

روي درخت نشسته                                       با عجله دويدم      

وقتي نزديك رسيدم                                       ديدم  7  تا پريدند

 پرسيدم از طوطيا                                        بقيه ها چي شدند

گفتند وقتي دويدي                                       آنها خيلي ترسيدند      

                             پشت درخت پريدند

معلم : در اين موقع از يكي از بچه ها مي خواهد تا پاي تابلو بيايد و تفريق مربوط به شعر را پاي تخته بنويسد .                            5 =  7  -  12 

و سپس روبه مرشد مي كند و مي گويد : خوب آقا مرشد ، از شما ممنونيم  ، اما از شما مي خواهيم تا براي بچه هاي كلاس ، يك شعر بخوانيد اما اين شعر يك شرط دارد آنهم اينكه بايد شعري را بخواني كه شكل آن جمع باشد كه نظير تفريق بچه مرشد بشود .

مرشد : ما هم از شما كه ما را در جمع كلاس پذيرفتيد تشكر مي كنيم و چشم :

5  تـا  گنجشـك  خـستـه                            روي درخـت نـشـسته

نو  كاشون  ببين  چه تيزه                            پاهاشون ببين چه ريزه

هفـت  تا  ديـگه  رسيدند                             كنـار شـون نـشـستـند

با هم ميخواند آب بخورند                                  بـالا بـرند تاب بخورند     
    خداكنه شكارچي هيچ كدومه نبينه                     انشاء ا... چشاش كور بشه هيچ كدومه نگيره

                                  12 =  7  +  5 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۸۸/۰۳/۰۳ساعت 0:0  توسط محمد جعفرنژاد  | 

خلاقیت در کودکان و دانش آموزان

خلاقیت در کودکان و دانش آموزان وآشنايي باخصوصيات دانش آموزان خلاق و نکاتی در مورد پرورش خلاقيت و ايده پردازي

همه کودکان  در اطلاع از اينکه  دنيا چگونه کار مي کند خلاق  هستند. اما در اين ميان  به نظر مي رسد بعضي  از بچه ها  از ديگران  خلاق ترند.بعضي  از بچه ها خلاقيت  را در زمينه هاي خاصي به نمايش مي گذارند.معمولا گفته مي شود  که اين بچه ها در زمينه هايي به شد ت خلاق  هستند. 

پرکينز( Perkins ) (1984  ) به شش ويژگي خاص در اشخاص به شدت خلاق اشاره کرده است . با توجه به نظريه پرکينز کودکان خلاق مترصد  زيبايي  هستند.کودکان  خلاق مي توانند  به راحتي  مسايل را شناسايي کنند.آنها مسايل را با انعطاف پذيري از ميان برمي دارند.

انديشمندان خلاق ، عيني  هستند.آنها نه تنها کارشان را تحليل مي کنند،بلکه به انتقاد ديگران توجه دارند.کودک خلاق تن به قبول  ريسک مي دهد؛  از انگيزه فراوان برخوردارست و براي ارضاء نيازهاي  شخصي  ميل به خلاقيت دارد. www.zibaweb.com

اغلب  اوقات اگر کمي  وقت و حوصله  کنيم  متوجه وجود خلاقيت در بچه ها مي شويم . بهترين زمان براي اطلاع از خلاقيت کودکان ، تماشاي آنها به هنگام بازي  است. کودک را در حالي که آزادانه و فارغ البال  با مواد و اسباب بازيهايش  سرگرم بازي  است تماشا کنيد.کودکان خلاق اغلب براي هر يک  از وسايل بازي خود  موارد استفاده متفاوتي پيدا مي کنند و قبل از اينکه  از وسيله اي  به سراغ وسيله ديگر بروند از آن  به انواع مختلف استفاده مي نمايند.

کودک خلاق اغلب از منابع خود به انواع و اشکال  مختلف و گاه حيرت انگيز  استفاده مي کند.ممکن است  يک جعبه خالي براي کودک خلاق  ارزشي به مراتب بيش  از بهترين  و پيچيده ترين اسباب بازيها داشته باشد.

بزرگترها مي توانند از کودک سوال کنند و بعد  به دقت  و با حوصله  به جوابهايش  گوش  بدهند.کودکان خلاق اغلب با آب  و تاب حرف مي زنند. ذکر جزييات يک ماجرا  و به تفضيل سخن گفتن  مي تواند نشانه قدرت  خيال و تصور زياد باشد .بزرگترها بايد به اين  مهم توجه داشته باشند  که کودکان  خلاق ممکن  است  رفتارهايي را به نمايش  بگذارند که گاه چالش  برانگيز  هستند .

جدول شماره يک  خلاصه اي  از رفتارهايي را که مي توانند  نشانه  خلاقيت  باشند توضيح داده است . 

دقت  و توجه  شديد  در گوش  دادن ،مشاهده کردن ،يا انجام دادن  کاري : نشنيدم مرا براي  خوردن  شام صدا بزنيد.

شور و نشاط و مشغوليتهاي  شديد جسماني  : دارم  فکر مي کنم  نمي توانم  قرار بگيرم .

 

استفاده از  قياس  در صحبت : احساس مي کنم  يک پيله هستم  که مي خواهم  به يک پروانه تبديل شوم

 

عادت  به وارسي  منابع مختل:  مامان ! من هم  کتاب خواندم ،هم تلويزيون تماشاکردم و هم از معلم  سوال کردم  اما هنوز  نمي دانم  خدا کجا  زندگي مي کند.

 

نگاه کردن  با دقت  به اشياء: اما  اين هزار پا  که فقط نود و نه  پا دارد.

 

اشتياق صحبت کردن درباره  کشفيات با ديگران : مي داني  چه شد ،حدس  بزن .....

 

ادامه  انجام برنامه  بعد از تمام  شدن  وقت : مامان ،حتي  زنگ تفريح هم  نقاشي کردم تا کارم تمام  شود.

 

پي  بردن  به روابط در چيزهايي که به  ظاهر با هم بي  ارتباطند: مي داني  چيه ،کلاه جديدت  شکل يک پروانه  است

 

فکرکردن  به چيزي  که مثلا  در يک برنامه  تلويزيوني  نشان داده اند : مي دانيد  فردا مي خواهم  در باغچه  دنبال طلا بگردم

 

کنجکاوي  زياد  براي  سر درآوردن از امور: خواستم بدانم که حياط از بالاي  پشت بام  چگونه ديده مي شود.

 

استفاده  از اکتشاف يا يک  تجربه : فکر کردم  اگر  آرد  و آب  را با هم  ترکيب  کنيم  نان  ساخته مي شود ،اما ديدم  که يک تکه  خمير  سفيد  شد.بروز هيجان www.zibaweb.com

 

 در  صدا در اثر يک اکتشاف : با آب  و آرد خمير درست مي کنند.

 

عادت  به سوال و آزمودن نتايج : مي تونم با آب و صابون  حباب درست  کنم ؟

 

صداقت  و ميل  شديد  به اطلاع  يافتن از امور : مامان اميدوارم از اين حرف ناراحت  نشويد،اما فکر مي کنم  عمو نوروز وجود خارجي ندارد.

 

عمل مستقل :  درباره  مسابقات  اتوموبيل  راني  کتاب جالبي  پيدا  نکردم ،خودم  در اين باره  يک انشا ء مي نويسم

 

جسارت در  گفتار : به نظر من  بچه ها  بايد حق راي داشته باشند.

 

دقت نظر: تا  کارم را تمام  نکنم نمي توانم  با شما  بازي کنم

 

استفاده از نظريات  و اشياء براي دستيابي  به يک هدف :قصد دارم  با اين نخ و اين مداد  يک دايره بکشم.

 

طرح  سوال : وقتي برف آب مي شود  رنگ  سفيد برف کجا مي رود.

 

ميل به اطلاع  يابي  و کشف  احتمالات: فکر مي کنم اين لنگه  کفش پاره به  درد گلدان  شدن مي خورد

 

يادگيري  به ابتکار خود:  ديروز  به کتابخانه مدرسه  رفتم و به  همه کتابهايي که درباره  دايناسورها نوشته شده بود  نگاه کردم.

 

طرح سوالات  عجيب : راستي  اگر حيوانات  آدم مي شدند و آدمها حيوان ، چه اتفاقي مي افتاد؟

منبع :کتاب   " خلاقيت ( شناخت  ويژگي هاي کودکان  و برخورد مناسب  با آنها )  "-نويسندگان :گريوز ، گارگيلو ، اسلادر-  برگردان :مهدي قراچه داغي ،انتشارات  پيک بهار،چاپ دوم: 1379  ، تيراژ:2000

 

دانش آموز خلاق چه ویژگیهایی دارد ؟

1- ايده ها  و نظرات  خود را بدون ترس  در کلاس  مطرح مي کند.

2-معمولا  براي  مسائل  راه حل ها  و پاسخ هايي  متفاوت  از  ساير  دانش آموزان  ارائه  مي کند.

3-به فعاليت  هنري علاقه ي زيادي  دارد  و در اين زمينه  داراي  تجربه  و مهارت  است . 

4-غالبا  ايده ها  و راه حل هاي  بيش  تري  نسبت  به  ساير  هم کلاسي هاي  خود پيشنهاد مي کند.

5-معمولا  قادر است  با طنز  پردازي ها و شوخي  هاي  جالب ديگران  را بخنداند.

6-تمايل  زيادي  به  تغيير نظرات  معلم و يا مطالب  کتاب دارد.

7-در کلاس  اغلب  سوالاتي غيرعادي و گاه عجيب و غريب  مي  پرسد.

8-علاقه ي  زيادي  به نقاشي  و ترسيم  افکار و  ايده هاي  خود دارد.

9-انتقاد گر است  و هر  نظر  و عقيده اي را به راحتي نمي  پذيرد.

10-گاهي  به خاطر  بيان نظرات  و ايده هاي  عجيب و غريبش  در نظر  دانش آموزان  ديگر  فردي  غيرعادي جلوه مي کند.

11-از قوه ي تخيل خوبي  برخوردار است.

12- معمولا  در کلاس با آب  و تاب  صحبت مي کند و سعي مي کند ايده هايش  را با جزئيات کامل  شرح  دهد.

13-داراي ابتکار  است و غالبا  ايده ها  و پاسخ هاي  منحصر  به  فرد ارائه مي کند.

14-حساس ،باريک  بين و نکته سنج  است .

15-بسيار  فعال  است  و غالبا در آن واحد  چند طرح و ايده  در زمينه هاي مختلف را در سر  مي  پروراند.

16-به تجربه و آزمايش علاقه ي  فراواني  دارد.

17-در نفوذ  و تاثير گذاري  بر دوستان  خود از توانايي  زيادي برخورداراست.

18-آمادگي  طرد  شدن  و عدم تاييد  از طريق  ديگران  را داراست .

19-به مطالعه ي موضوعات  متنوع و گوناگون علاقمند  است و زمان  قابل  توجهي  را به  اين امر  اختصاص  مي دهد.

20-از اطلاعات  عمومي  زيادي  برخوردارست  و سعي مي کند که از آنها  استفاده ي  عملي  و کاربردي  کند

آشنايي باخصوصيات دانش آموزان خلاق

 

  • دقت و توجه شديد در گوش دادن ، مشاهده کردن يا انجام دادن کاري
  • استفاده از قياس در صحبت کردن
  • ابراز هيجان در اثر يک اکتشاف

 

  • عادت به پرسيدن سوال و آزمودن نتايج
  • يادگيري از روي ابتکار شخصي
  • عادت به گلچين و وارسي منابع مختلف (کتاب، تلويزيون، سوال از استاد، رايانه و...)

 

  • صداقت و ميل شديد به اطلاع يافتن از امور
  • طرح سوالات عجيب و غير معمول بالاتر از سطح علمي و سن دانش آموزان
  • نگاه کردن با دقت به اشيا .

 

  • اشتياق در صحبت کردن در مورد کشفيات ديگران
  • مستقل عمل کردن و حس استقلال طلبي بالا
  • شور و نشاط و مشغوليتهاي شديد جسماني

 

  • ادامه کار بعد از تمام شدن وقت (نقاشي کردن بعد از زنگ تفريح ، گوش دادن به موسيقي و ...)
  • دقت نظر فوق‌العاده و الگو برداري در نگاهها
  • استفاده از نظرات و اشيا براي دستيابي به يک هدفي معين

 

  • پي بردن به روابط در اموري که به ظاهر از هم بي‌ارتباطند.
  • طرح رابطه‌ها مانند اينکه وقتي برف آب مي‌شود رنگ سفيد آن کجا مي‌رود.
  • ميل به اطلاع يابي و کشف احتمالات

 

  • علاقه مندي به چيستان و معماها و يافتن پاسخشان
  • فکر کردن به چيزي که در تلويزيون ، رايانه و ساير رسانه‌ها نشان داده مي‌شود.
  • استفاده از اکتشاف يا تجربه
  • بررسي و مطالعه الگوهاي اختراعي دانشمندان

 

  • مطالعه خاطرات و سخنان دانشمندان و بزرگان
  • معاشرت و صحبت با بزرگان و دبيران و احساس لذت از این صحبتها
  • دست کاری روابط ریاضی برای ایجاد رابطه جدید
  • علاقه‌مندی به فشرده‌سازی و خلاصه‌نویسی مطالب

 

  • دانش آموزان خلاق اغلب با آب وتاب حرف مي زنند.
  • جزييات را مي‌گويند و رفتارهايشان را به نمايش مي‌گذارند.
  • مي‌خواهند مطرح شوند.
  • دنبال سوژه مي‌گردند تا برنامه ريزي بکنند.

http://amoozeshenovin.parsiblog.com/

**************


پرورش خلاقيت و ايده پردازي


صاحب نظران در زمينه روش هاى آموزش و پرورش خلاقيت نظرياتى را ابراز كرده اند. به عنوان نمونه، تورنس، دانشمند معروف، براى رشد و پرورش خلاقيت توصيه هايى را به والدين و مربيان مى نمايد تا از اين طريق بتوانند زمينه را براى بروز خلاقيت فرزندان و متربيان خود آماده نمايند.
. تجسم([29]) قوى: توانايى تصور و تجسم اشيا، مفاهيم و فرايندها امكان بروز خلاقيت را بيشتر مى كند. بهتر است تصويرها زنده، متنوع، روشن و قوى باشند. تحريك كنجكاوى، انواع بازى هاى فكرى، نقاشى، تجسم آنچه بيان يا خوانده مى شود و دستكارى تصاوير روش هاى مفيدى براى اين مهارت مى باشد.
2. درك مطلب: در اين زمينه بايد مطلب اصلى فهميده شود و موارد غيراساسى و بى مورد را كنار گذاشت. براى آموزش اين مهارت به عنوان نمونه مى توان داستانى را براى كودكان خواند و از آن ها خواست تا اصل مطلب را به تصوير بكشند و يا آن را به شعر درآورند و يا خلاصه نمايند. هرچه مطلب ساده و روشن باشد، دريافت اصل مطلب راحت تر است.
3. توجه به عواطف: در نظر گرفتن احساسات و عواطف نقش بسزايى در رشد و يا عدم رشد خلاقيت دارد. عواطف مى تواند باعث شور و شوق شود و يا در جنبه منفى عامل بازدارنده باشد.
4. قدرت تخيل: در اين روش فرد خود را جاى چيز ديگر قرار مى دهد. روش هاى پرورش تخيل بسيار متنوع است; مثل خواندن و نوشتن داستان هاى تخيلى و علمى. اختراعات و ابداعات بسيار زيادى وجود دارند كه نتيجه قدرت تخيل افراد است.
5. ابتكار:([30]) در اين روش بايد از فرد خواست تفكر عادى و آنچه را كه عادت كرده است كنار بگذارد و به تفكر غيرمعمولى توجه نمايد. او نبايد از اينكه تفكرى متفاوت با ديگران دارد اضطراب داشته باشد.
6. توانايى درونى: رشد و پرورش تجسم مسائل پنهانى و درونى مى تواند نقش مؤثرى در خلاقيت داشته باشد. تمركز، دقت و توجه به مسائل درونى فرايند خلاقيت را تسهيل مى نمايد.
7. بررسى راه هاى متفاوت: والدين و مربيان بايد از كودكان بخواهند راه حل هاى گوناگونى را براى حل مسائل در نظر گيرند. يافتن راه حل هاى متفاوت و دورى از انتقاد([31]) نسبت به ايده ها و عدم محدوديت در ارائه انديشه ها زمينه را براى خلاقيت مهيا مى نمايد.
8. شوخ طبعى:([32]) از ويژگى هاى افراد خلاق شوخ طبعى است. شوخ طبعى به اين معناست كه فرد مسائل بى ربط و نامناسب را كه بر خلاف آداب معمول است به هم مربوط مى سازد. بنابراين، بايد آن را تقويب و تأييد نمود.
9. زود قضاوت نكردن: بايد به كودكان آموزش داد كه از قضاوت عجولانه بدون تفكر و پيشداورى و تعصب خوددارى نمايند و در داورى تفكر و استدلال را مدنظر قرار دهند.
10. نگاهى دوباره: از مسائل مهم خلاقيت، داشتن نگرشى متفاوت است. فرد خلاق به دنبال جنبه هاى جديدى است.
تغيير نقش از روش هاى مؤثر در خلاقيت است; مثلا، جابه جايى نقش ها مانند معلم ـ دانش آموز، والدين ـ كودك مى تواند نقش ها را تغيير داده و انديشه هاى جديدى به وجود آورد.
نقش معلم در پرورش خلاقيت
بررسى و مطالعه زندگى انسان هاى خلاق حاكى از آن است كه هنگامى خلاقيت به شكوفايى مى رسد كه شخص بتواند بين آنچه در درون دارد و آنچه از محيط مى آموزد ارتباط برقرار نمايد; بدين معنا كه طبيعت يا فطرت با تربيت هماهنگ باشد. بنابراين، براى رشد و گسترش خلاقيت، بايد مربيان تربيتى به نكات زير توجه كافى مبذول دارند: سؤالات بحث انگيز مطرح نمايند، از وسايل كمك آموزشى بهره بگيرند، ارتباط مسائل درسى را با واقعيت هاى زندگى بيان نمايند، از محركات مختلف مثل تصاوير و نمودار استفاده كنند، به تخيلات دانش آموزان اهميت دهند، اعتماد به نفس دانش آموزان را تقويت كنند، در دانش آموزان احساس آرامش ايجاد نمايند، مطالب درسى را با مطلب قبلى و تجارب دانش آموزان تنظيم كنند، فعال بودن دانش آموزان در جريان درس را مورد توجه قرار دهند، فرصت فكر كردن به دانش آموزان بدهند، تحقيق و جستوجو را تقويت كنند، به درك و فهميدن بيش از حفظ كردن([33]) عنايت داشته باشند، به افكار و عقايد دانش آموزان احترام بگذارند، از پاسخ ها و سؤالات عجيب و غريب و بى ربط دانش آموزان ناراحت نشوند و از آن استقبال نمايند، به كيفيت يادگيرى اهميت بدهند، روش بحث و گفتوگو را انتخاب نمايند، برخى مواقع از خود دانش آموزان بخواهند مسائلى را مطرح كنند، به راه ها و جواب هاى مختلف توجه كنند نه اينكه فقط يك راه حل مشخص و معين را مدنظر داشته باشند، و قدرت تجزيه و تحليل و انتقادى بودن را در دانش آموزان رشد دهند.
روش تدريس معلم از نكات قابل اهميت در پرورش خلاقيت است. بنابراين، روش تدريس او بايد اكتشافى و فعال باشد، يعنى روش هايى را به كار بندد كه دانش آموزان را به فعاليت وادارد، جلسات بحث و گفتوگو تشكيل دهد و آن ها را با مسائل روبه رو سازد. معلم بايد دانش آموزان را به خطرپذيرى معقول تشويق نمايد. منظور از خطرپذيرى به مخاطره انداختن زندگى نيست. دانشمندانى همچون شكسپير (نمايش نامه نويس)، داستايوسكى (داستان نويس) و پيكاسو (نقاش) با خطرپذيرى، به چنين موفقيت هايى دست يافتند. بنابراين، شكيبايى و صبر در برابر شكست را بايد به دانش آموزان آموخت.
دانشمندان، دنيا را فقط سياه و سفيد نمى بينند و فعاليت هايشان را به صورت قانون همه يا هيچ تنظيم نمى كنند، آن ها بارها تغيير عقيده مى دهند و سبك خود را عوض مى كنند و مكرر آثارشان را بازبينى مى كنند تا نتيجه مطلوبى بگيرند و هيچ گاه آن را تكميل شده تلقّى نمى كنند.
به دانش آموزان بايد فرصت آزمايش و خطا داد و نبايد به خاطر اشتباه در شيوه تفكر، آن ها را تنبيه و جريمه نمود. برخى مواقع پاسخ دانش آموزان فقط به خاطر آنكه مورد انتظار معلم نيست و با انديشه او همخوانى ندارد اشتباه تلقّى مى شود. در صورتى كه خطا زمينه ساز چالش فكرى و ابزارى براى تكوين انديشه است. از اين رو، به دانش آموزان بايد اجازه داد از خطا كردن نهراسند; زيرا همه افراد خطا مى كنند و بهتر است آن ها شهامت، شجاعت، تهوّر و جوشش فكرى براى ابداع و خلاقيت داشته باشند و هنگام اشتباه به جاى تنبيه و سرزنش، هدايت و ارشاد شوند.


منبع: ـ آلن راس، روان شناسى شخصيت (نظريه ها و مفاهيم)، ترجمه سياوش جمالفر، روان، چ دوم، 1375;
http://www.qclubs.ir/ClubText.aspx?TextId=457

 

www.zibaweb.com

.

 

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۸۸/۰۳/۰۲ساعت 23:59  توسط محمد جعفرنژاد  | 

چگونه مي توان بر اضطراب مدرسه غلبه كرد

چگونه مي توان بر اضطراب مدرسه غلبه كرد

                               
برخي كودكان مدرسه را مكاني پر اضطراب و ترسناك مي يابند. كودكاني كه ناتوانايي هايي دارند ممكن است به خوبي در نيابند كه چه توقعي از آن ها مي رود و در نتيجه دچار انزواي ناخوشايند اجتماعي مي شوند و حتي ممكن است درس خواندن را مساله اي دشوار و پرتنش بيابند. شايد والدين خيال كنند كه به عنوان نگهبان كودكشان بايد آماده حل مشكلات باشند، ولي غالبا گوش شنوا، كلمات محبت آميز و ابراز مهرباني مي تواند بسيار مفيد واقع شود. اين وظيفه دشواري است و تا هنگامي كه كودك شما نياز داشته باشد بايد زمان صرف آن كنيد.
    
    روش برخورد با مشكلات كودك
    
    1- پذيرفتن مشكل: آيا اگر هنگامي كه خود شما درباره مساله اي دچار اضطراب هستيد شنيدن «نگران نباش» دردي را دوا مي كند؟ بنابراين توقع نداشته باشيد كه كودك شما با شنيدن چنين عبارتي آرامش پيدا كند. مهم ترين كار آن است كه شما اضطراب كودكتان از مدرسه را به عنوان نگراني واقعي او بپذيريد و حداقل كمك شما اين خواهد بود كه او مطمئن مي شود كه مي تواند بدون ترس راجع به مشكلاتش با شما صحبت كند.
    
    2- از كودك بپرسيد مشكلات اساسي او چيست: سوال دقيق باعث مي شود كه كودك در بين مسايل خود جست وجو كند و نگراني ها را به ترتيب اهميت بيان كند. اگر كودك نمي تواند نگراني هايش را به ترتيب اولويت بيان كند از او بخواهيد چند تا از آن ها را بدون ترتيب نام ببرد و يا لااقل نگراني هاي اخيرش را به شما بگويد.
    
    3- از او بخواهيد چند چيز كه او را هيجان زده مي كند نام ببرد:اكثر كودكان اين سوال را به عنوان هيجان هاي مثبت حتي همانند از مدرسه به منزل رفتن تلقي مي كنند. گاه ممكن است كودك شما هيجانات مثبت را تحت فشار شرايط مدرسه از ياد برده باشد اين كار به شما فرصت مي دهد كه نكات مثبت را براي او روشن كنيد.
    
    4- از كودك بخواهيد نقش بازي كند: هنگامي كه نمونه هاي قطعي از وقايع اضطراب آور به دست آورديد به كودك خود كمك كنيد كه راهي براي برخورد با آن را پيدا كند. سناريوهاي مختلفي تهيه كنيد و گاهي به جاي كودك خود نقش بازي كنيد و او را واداريد كه نقش معلم خود را برعهده گيرد و يا در نقش يك همكلاس مزاحم ظاهر شود.
    
    واكنش هاي مناسب و حقيقي را از خود نشان دهيد و از كودك بخواهيد آن ها را تقليد كند.
    
    5- بكوشيد كه رشته ارتباط همواره برقرار بماند. به كودكتان نشان دهيد كه مي تواند صرفنظر از موضوع همواره با شما درد دل كند. لازم نيست همواره راه حلي براي مشكلاتش ارايه دهيد. گاهي تنها صحبت با والدين مي تواند احساس تهديد را در كودك كاهش دهد. اگر شرايط دشوارتر از حد تحمل كودك شما شود قاعدتا بايد اولين نفري باشيد كه از اين موضوع با خبر مي شويد.
    
    6- قدر اشك ها را بدانيد: گريستن تنش را به شدت كاهش مي دهد و احساسات نامطلوب را برطرف مي كند. گرچه مشاهده گريستن كودك ناراحت كننده است و اولين واكنش كوشش براي آرام ساختن اوست، ولي اگر فرصت دهيد كه كودكتان به اندازه كافي گريه كند ممكن است خلقي بسيار خوش و پذيرا پيدا كند و با شما به گفت وگو و درد دل بپردازد. ظاهر آرامش بخش با حس همدردي نشان دهيد، ولي اجازه دهيد گريه روند خود را طي كند.
    
    7- با احساس اصلاح همه مشكلات مقابله كنيد: در بعضي مواقع والدين بايد كاري انجام دهند، اگر كلاس كودك برايش رنج آور است مي توان كارهايي انجام داد. اگر معلم يا همكلاسي واقعا باعث اضطراب كودك شما هستند حتما بايد كاري انجام دهيد ولي در ضمن بايد به ياد داشته باشيد كه كودك بايد بياموزد كه در زندگي با برخي شرايط كنار بيايد. فقط در موارد بسيار جدي اقدام كنيد.
    
    8- به كودك بياموزيد كه چه هنگامي بايد تقاضاي كمك كند: اكثر كودكان در سطوح مختلف دچار اضطراب مدرسه مي شوند ولي معدودي از آن ها مشكل را جدي و مزاحم مي يابند. چه وقت اين مشكل بزرگ تلقي مي شود و احتياج به كمك جدي خواهد داشت؟ توجه به بعضي از علايم زير مي تواند مفيد واقع شود. مثلاتغيير در دوستي يا روش لباس پوشيدن، تغيير در ذائقه موسيقي، خوابيدن و عادات غذاخوردن و رفتار. اگر شما رابطه مطلوبي با كودكتان برقرار كرده باشيد و او ناگهان از گفتار با شما سر باز زند مي تواند نشانه اي از بروز مشكل باشد.
    
    نكات مهم:
    
    1- زمان و مكان مشخصي براي گفت وگو با كودكتان تعيين كنيد مثلاهنگام رفتن به مدرسه، قدم زدن، هنگام غذاخوردن و يا قبل از خواب. بعضي كودكان محيط آرام و خصوصي را ترجيح مي دهند كه توجه شما به چيز ديگري معطوف نباشد. در مقابل گروه ديگري محيط شلوغ را براي كاهش اضطراب بيان مشكلات خود مناسب تر مي يابند.
    
    2- به ياد داشته باشيد كه تمام كودكان نوعي اضطراب را در مورد مدرسه تجربه مي كنند. حتي آن ها كه بي خيال و موفق به نظر مي رسند. گرچه دانستن اين نكته به كودك شما كمكي نمي كند، ولي براي خود شما مفيد است.
    
    3- خواندن كتاب هايي كه راجع به اضطراب كودكان در مدرسه نوشته شده مي تواند منابع مفيدي باشند.
    
    4- اگر واقعا محيط مدرسه براي كودك شما نامطلوب است به راه هاي ديگري براي درس خواندن كودكتان مي توانيد بينديشيد.
    
    آن چه بايد باشيد:
    
    1- تكيه گاه مطمئن براي گريستن كودك
    
    2- گوشي شنوا
    
    3- صبر فراوان
    
    4- درك بي پايان
    
    5- خودداري از قضاوت
    


نويسنده: تري مارو

مترجم: مرضيه خادم شريف
روزنامه سرمایه 28/7/86

 

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۸۸/۰۳/۰۲ساعت 23:55  توسط محمد جعفرنژاد  | 

چگونه کودکان را تشویق به یادگیری کنیم

چگونه کودکان را تشویق به یادگیری کنیم

پدر ومادر نقش های متعددی رادر زندگی کودک ایفا می کنند

یکی از آنها ایجاد محیط با محبت وبا تحریک برای کودک است.

دیگری نظارت منظم بر رشد سالم اوست

 وظیفه دیگرکمک به کودک برای ایجاد تصویر خوب از نگرش( خود) مثبت به خودبه عنوان یک فرد ( مفید) است .

 اگر چه برای ایجاد تصویر خوب از خود والدین تنها عامل تاثیر گذار نیستند ولی داشتن رابطه مشترک بزرگ وارانه ،ابراز همدردی واحترام ، اهمیت دادن پذیرش کودک بدون تعیین شرط وشروط، تشویق رفتاروتفکر آزاد .دادن استقلال رفتاری وفکری در جار چوب های مشخص  مسلما" بهترین کارهابرای ایجادچنین تصویری خوب ازخود می باشد .
در کل آنچه می‌خواهیم بگوییم و لازم است والدین بدانند این است که کودک از بدو تولد شروع به جذب اطلاعات می‌کند.و قسمت زیادی از این اطلاعات را از والدین می‌گیرد. بنا براین مسئولیت کامل یادگیریهای (Primary اولیّه کودک  learnings)   بر عهده والدین است و نقش آنها به عنوان معلم اهمیت زیادی دارد.

قراردادن اهداف مناسب:

از قرار دادن اهدافی که مبهم یا پیوسته فراتر از توانایی‌های کودک هستند خودداری کنید هرگز کمال گرا نباشید و از کودک خود توقع نداشته باشیدکه کارها را به شیوه صحیح و کامل آن انجام دهد زیرا این مسئله سبب سرخوردگی شما و کودکتان خواهد شد و نهایتاً کودکی سرخورده و غمگین خواهید داشت که فاقد شکوفایی و رشد دلخواه است راه درست این است که فکر خود را بر کمبودها متمرکز نکنید بلکه تمرکز خود را معطوف به هر عمل مثبت یا پیشرفت کودک و تقدیر از آنها کنید.

 

همواره مشارکت کنید:

 

یکی از وظایف معلم فرزند خود بودن این است که والدین واقعا باید کارهایی را انجام دهند. در واقع شما به عنوان والدین کودک مجبورید خیلی بیشتر از آنچه خودتان تمایل دارید کار انجام دهید. کودک قبل از سن هشت سالگی (و حتی پس از هشت سالگی) اکثراً از طریق تقلید Imitation) ) یاد می‌گیرد و یکی از بهترین راهها برای نشان دادن یک نمونه خوب برای تقلید کردن این است که برخیزید و در مقابل یا همراه کودک خود کاری انجام دهید.

این بدان معناست که والدین نباید فقط به دستور دادن یا راهنمایی کردن کلامی کودک اکتفا کنند بجای اینکه به کودک بگویید برو اسباب بازیهایت را جمع کن باید دست فرزند خود را بگیرید، زانو بزنید و جمع کردن اسباب بازهها را بصورت بازی و نمایش با هم انجام دهید و بگویید وقتش است اسباب بازیهایت را جمع کنی حرکت توام با مقدار کمی خیال پردازی و شوخ طبعی و.... برای وادار کردن کودک به انجام آنچه شما می‌خواهید بسیار مفید است.

 

تکرار کنید ، تکرار کنید و تکرار کنید:

 

در مورد تمام کودکان و بویژه کودکان کم سن و سال هر چند خسته کننده ولی ضروری است که بارها و بارها به آنها گفته شود که یک کار را انجام دهند. به عنوان مثال فرض کنید یک کودک خردسال به هنگام خوردن غذا ، صرف نهار یا انتظار برای چیزی آرام نمی‌نشیند در این صورت ممکن است شما مجبور باشید پیامهای معینی مثل «ما هنگام غذا خوردن پایمان را تاب نمی‌دهیم و به صندلی لگد نمی‌زنیم را برای ماهها و ماهها تا زمانی که بدن کودک هم مانند ذهنش پیام را دریافت کند.

 

نمونه‌های مثبت را ارائه کنید:

تا حد امکان مسائل را به شیوه مثبت بیان کنید جملات منفی از همان لحظه‌ای که شروع به صحبت می‌کنیدایجاد ناراحتی می‌کنند.

  مغز کودک حتماً تمامی کلمات را پردازش نمی‌کند و ممکن است جمله منفی شما  بر عکس درک شود. فقط در سن مدرسه است که کودک آمادگی پاسخ دادن به دستورات

صرفا کلامی بدون همراهی کلمات را دارد بنابراین تا جایی که می‌توانید سخنان خود رابا نمایش و حرکت دستها بیان کنید و به کودک خود تصویری از کار مورد نظر را ارائه کنید .

اطمینان حاصل کنید که کودک شمامی توانددستورات را به یاد بیاورد:

حافظه کودک شما ظرفیت کمی دارد و بنابراین نمی‌توانید انتظار داشته باشید رفتار صحیح را به یاد بیاورد اگر چه آنها را بارها و بارها نشان داده باشید. یادگیری کودک از طریق رشد تدریجی و تکرار (که سبب شکل گیری عادتها در کودک می‌شود) بوجود می‌‌آید. در واقع انتظار یادآوری مطالب از کودک «زیر پنج سال» زیاد خواهی است و هنگامی که حافظه او به رشد کافی برسد مطالب را پس از چند بار گفتن خیلی سریع به خاطر خواهد آورد.

عدم مداخله :

بسیاری از کودکان از نظر تمرکز طولانی مشکل دارند و پرورش آن نیز دشوار است. در واقع این موضوع طبیعی است که کودک خردسال به اندازه افراد بالغ تمرکز نداشته باشد. یکی از کارهای اصلی و خوبی که می‌توانیدجهت حفظ تمرکز کودک انجام دهید، این است که وقتی «مجذوب و مشغول» چیزی شده است مداخله نکنید و زمانی که توجه کودک خود به خود به چیزی معطوف شد از کار خوب او تقدیر کنید.

 

توجه کنید:

توجه کردن» به یک کودک خردسال باید نمایشی (با اعمال و رفتار) و واضح باشد، کود نسبت به اینکه والدینش به او توجه می‌کنند یا نه؟ بسیار حساس است. کودک والدین را به خاطر عدم توجه یا سرزنش می‌کند یا دست و لباس آنها را به منظور جلب توجه می‌گیرد.

کودک هنگامی احساس مورد توجه واقع شدن می‌کند که با او «تماس چشمی» برقرار شود یا کارتان را به خاطر او رها کنید؛ و این کاری است که والدین باید انجام دهند. اگر والدین این کار را از سن خیلی پایین شروع کنند کودک می‌فهمد که دارای صدا» است و به عنوان یک انسان مورد احترام .

کودک را با موارد منع آشناکنید:

 

با وجود اینکه مسائل باید با ارائه نمونه و جملات مثبت به کودک ارائه شوند ولی مواردی نیز وجود دارد که لازم است کودک «نه» بشنود تا بفهمد «نه» یعنی «ممنوعیت در انجام کاری» البته هنگامی که به کودک «نه» گفته می‌شود لازم نیست این کار به شکل رویارویی مستقیم و برخورد اراده‌ها انجام شود. در واقع همیشه ارزش دارد که قبل از گفتن «نه» چند لحظه دست نگه داریم تا از قصد و نیت اصلی کودک مطمئن شویم و در مورد واکنش صحیح خود کمی فکر کنیم. یکی از بهترین راهها برای انجام این کار معطوف کردن حواس کودک به یک موضوع دیگر است (موضوعی که می‌دانیم کودک بدان علاقه دارد.)

سه موضوعی که لازم است کودک از آنها منع شود عبارتند از: «انجام کارهای خطرناک نظیر دست زدن به اجاق گاز و اذیت کردن دیگران با کارهای خود نظیر با سر و صدا بازی کردن و… ، ایجاد خسارت با کارهای خود نظیر رنگی کردن دیوارهای اتاق با مداد رنگیهایش و… » والدین می‌توانند برای جلوگیری از کارها ، کارهایی نظیر «پوشاندن لباسهایی … که کودک دوست دارد» را انجام دهند.

روان شناسی .تشویق به یادگیری " محسن عزیزی"

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۸۸/۰۳/۰۲ساعت 23:53  توسط محمد جعفرنژاد  | 

چگونه فرزندان خلاق تری داشته باشیم ؟

چگونه فرزندان خلاق تری داشته باشیم ؟

آیا  كودك  شما  هم  از آن  بچه هایی است  كه تا وقتی  بیدار است  بدون وقفه  سوالات مختلفی  از شما می  پرسد ؟ چرا آسمان بالاست  و زمین  پایین ؟ چرا اسم توپ  ،توپ  است ؟ چرا دو تا چشم داریم و  یك بینی ؟ اگر جای  چشم و گوش  عوض  می  شد  چه می  شد ؟ و اگر  به هر یك از  سوالات  او پاسخ دهید .دوباره سوالات  جدیدتر می  پرسد  و دوباره  چرا  و چرا  و .... آنقدر  كه فریاد  شمارا به آسمان بلند می كند؟

تمام كودكان  قبل از  دبستان  دارای استعداد  خلاقیت  در عالی  ترین  حد خود هستند  و هنر والدین و معلمان ، خاموش  كردن  و سركوب  كردن  این  استعداد  است ! بهتر است بدانید كودك خلاق ، كودكی  است  كه با جوابهای  سطحی  شما  قانع نمی  شود .به اعتقاد تورنس  كتخصص خلاقیت  در  كودكان ، در سه   سالگی  خلاقیت  بچه ها افزایش  می  یابد و تا  چهار تا چهار و نیم  سالگی    به اوج خود می رسد .اما در  پنج  سالگی  و با ورود  به آمادگی  ناگهان  سقوط  می كند.

حكایت خواندنی تر زیر  به نوعی  دلیل  آن را بیان می كند :  اولین روزی  بود  كه  علی  كوچولو  خیلی  خوشحال  شد  چون نقاشی  را دوست  داشت .سریع  دفترش  را  باز كرد و شروع به  نقاشی  كرد اما معلم گفت : صبر  كنید .او  روی  تخته  منظره ای   را رسم كرد  و گفت : این منظره  را در دفتر   خود  بكشید . ساعت  بعد   سفالگری  داشتند.. علی  كوچولو   سریع   تكه ای  گل   برداشت  و شروع به  ساختن  چیزی  كرد.اما معلم گفت : صبر كنید . ظرف  شبیه  این كه من  ساخته ام  درست كنید . ساعت بعد و ساعتهای  بعد  نیز وضعیت  مشابه  این دو ساعت  بود. روزها  گذشت و علی  كوچولو یاد گرفته  بود  چیزی  را بكشد  كه معلمش  می كشد  و چیزی  را بسازد  كه او می  سازد.روزی  به دلیل  تغییر محل  كار پدرش ، علی كوچولو نیز  ناچار  شد   به مدرسه ای   دیگر برود .معلم وارد كلاس  شد  و گفت : بچه ها این  ساعت  نقاشی  داریم .علی  كوچولو  صاف  نشسه بود .معلم  پرسید : پس  چرا چیزی  نمی كشی ؟ اما او بلد نبود  چیزی  بكشد .او  منتظر  بود معلم  ، روی تخته  یك  نقاشی  بكشد  و بعد  او نظیر  آن را در  دفترش  رسم كند .ساعت بعد  سفالگری  داشتند.علی  كوچولو  باز  هم  بیكار  نشسته  بود  ومنتظر  بود  تا معلم  چیزی  بسازد. معلم  پرسید : پس چرا  كاری  انجام  نمی دهی ؟ اما او  نمی  توانست  ،بلد نبود .او  دیگر فراموش كرده بود  كه خودش هم می تواند  بسازد .فقط  منتظر بود  تا  كار معلم را تقلید  كند. ظاهرا معلم  قبلی  علی  كوچولو  بخوبی  از عهده  وظیفه كشتن  خلاقیت او برآمده بود !

ارنست دیمنه  می گوید : تمامی  كودكان تا قبل  از  ورود  به مدرسه  دارای  نیروی  تخیل   قوی  و تفكر  شهودی  و زنده از واقعیت  هستند. اما دیری  نمی  پاید  كه این  حس  زیبا  و فهم خلاق   از جهان  هستی ، در هیاهوی  آموزش  رسمی  مدرسه  رنگ  ، می بازد.

برای  افزایش  خلاقیت  كودكان  چه كنیم ؟

با تحریك  كودك  به دیدن ، شنیدن ، لمس  كردن  ، كشف كردن  و آزمایش  كردن  می توان  خلاقیت را در آنها   افزایش   داد.  اگر  پدر و مادر  با حوصله ای  هستید  و با كمال  اشتیاق  به  صحبت ها  و سوالات  او گوش  فرا  می دهید. بدانید كه نتیجه رفتار خویش  را  در رشد  خلاقیت كودكتان  مشاهده خواهید  كرد . اگر او در مورد مساله ای  نظر می  دهد ، به او توجه كنید .خندیدن  به  پیشنهاد او  یا رد  كردن  نظریه او  یكی از بهترین  راهها  برای  سركوب  خلاقیت در فرزندان   است !

به  او اجازه  دهید  تصمیم های  غیر معقول  بگیرد و تا جایی كه  ضرری  متوجه  شما  یا خودش  نمی  شود ، این ایده های  غیر معقول را به اجرا گذارد .مثلا  اگر در وسط  تابستان  تصمیم گرفت  بریا بیرون رفتن   كاپشن  بپوشد ،مانع او  نشوید. وقتی  به او اجازه می دهید  تصمیمات  خود را اجرا كند ، از یك  سو احساس  می  كند  افكار  او نیز  ارزشمند   است  و از  سوی  دیگر  به  نتایج  تصمیمات   خود نیز پی  می برد. فراهم آوردن  فرصت  انجام برخی  از آزمایش  ها ی علمی ، به او كمك  می كند ،تا در یابد  كه تمام  تجربیا  منجر به موفقیت نمی  شود  و موفق  نشدن نیز مساوی  با شكست خوردن  نیست .

شكست  زمینه  پیروزی   

اصرار  نداشته  باشید  به این كه جلوی  شكست  او را بگیرید.این كار موجب از بین رفتن  ابتكار  و تدبیر  وی می شود  و در واقع  او  از  شكست  نخوردن  آسیب  بیشتری  می  بیند  تا از  شكست  خوردن . بچه ها از راه  سعی  و خطا می آموزند ،آنها  باید  برای  انجام  هر كار ،  سعی كنند ، شكست  بخورند  و سپس راه دیگری  را انتخاب  كنند .به اعتقاد   دكتر تورنس  ممانعت  فرزند از  انجام  یك كار  از ترس  شكست  خوردن  او ،بزرگترین  مانع  رشد  خلاقیت  در دوران  طفولیت  است .یكی از خصوصیات  افراد  فوق العااده  توانایی مقابله  با  شكست  است . چراكه  آنها  كاری  بسیار بزرگ  و مشكلی  را  آغاز می  كنند  كه ممكن   است  نیمه  كاره  بماند   یا با شكست  مواجه  شود .

 طرح سوالات  واگرا

در مواقع  فراغت  ، مثلا  وقتی  در اتوموبیل  نشسته اید  یا وقتی  در مطب  دكتر  در انتظار  نوبت   هستید .با  طرح  سوالات  واگرا، خلاقیت  او را تحریك  كنید .مثلا  از او  بپرسید :  فكر می  كنی  از  چوب  بستنی  چه  استفاده هایی می توان  كرد؟

 گاهی  اوقات ، خودتان  نیز مثالهایی غیر معمول  بزنید .مثلا  بگویید می  شود  با  آن چای  را هم زد...از او نیز  بخواهید  موارد  دیگری را  ذكر كند.

آشغال ها  را  دور نریزید

یك كودك  خلاق می تواند  از هر چیزی كه  به نظر  شما  آشغال و به  درد نخور   است .چیزهای جالبی  درست كند .پس خرده كاغذ  ، چوب ،قوطی های  خالی پودر  و شامپو ، سبد های گل ، چوب  بستنی  و ...  را دور نریزید و البته  خیلی هم نگران  تمیزی  اتاق  او نباشید .یادتان  باشد  تاكنون  كسی  به  دلیل  نظیف  بودن   بیش  از حد ، جایزه  نوبل نگرفته  است !

شاید  خرس ،آبی   باشد

اصرار نكنید  كودكتان  به  شیوه  مشخص  و در چارچوب  معینی  كار كند .اگر  در نقاشی خرس اش را آبی  رنگ كرد و آسمان  را  سبز ، به او  انتقاد  نكنید.یكی  از نشانه های  افراد خلاق  این است  كه به گونه ای  متفاوت  فكر می كنند  و راههای  متفاوت   انتخاب می كنند  .به گفته اوشو: فراموش  نكن  كه افراد خلاق  همیشه   سعی  دارند  راههای عوضی  را امتحان  كنند  اگر همیشه  راه درست بروی ، هرگز  خلاق  نخواهی  بود ، زیرا  راه  صحیح  یعنی  راه كشف  شده توسط  دیگران .

و  بالاخره  سعی  كنید  تا می توانید  قبل از  آن  كه كودكتان  وارد دبستان  شود .خلاقیت   او را تا حد  امكان  پرورش  دهید  چراكه مدرسه ، حتی  اگر  كودك  شما  معلم خوبی  داشته  باشد ، به دلیل  تعداد  زیاد  بچه ها ،  امان  رشد  خلاقیت  در او  بسیار  كمتر است .

  ****

منبع : مقاله "  چگونه  فرزندان  خلاق  تری  داشته باشیم ؟ "-نویسنده :  فاطمه  شبیری ، روزنامه جام جم ، سه  شنبه  19 آبان  1383

 

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۸۸/۰۳/۰۲ساعت 23:51  توسط محمد جعفرنژاد  | 

چگونه توانستم اضطراب در موقع امتحان رادر یکی از دانش آموزان پایه اول دبیرستان از بین ببرم ؟


چگونه توانستم اضطراب در موقع امتحان رادر یکی از دانش آموزان پایه اول دبیرستان از بین ببرم ؟(سرور حس

1- موضوع تحقیق: چگونه توانستم اضطراب در موقع امتحان رادر یکی از دانش آموزان پایه اول دبیرستان از بین  ببرم ؟

 سال اقدام : (  85 – 1384 ) 

 محل اقدام :( منطقه 8 تهران – دبیرستان پیام انقلاب اسلامی )           

 

2- خلاصه ای از توصیف موضوع و مسئله ای که با آن مواجه بودید:

در موقع امتحانات مستمر اول متوجه شدم دانش آموزی  در پایه اول دبیرستان رنگش پریده ودستهایش می لرزد جویای حالش شدم گفت خوب است فقط کمی سرش درد می کند برایش کمی آب وقند آوردم واو شروع کرد به امتحان دادند در امتحانات بعد نیز همین حالت شد احساس کردم مضطرب است آیا بلد نبودن درس یا بیماری خاصی یا مشکل خانوادگی باعث این حالت شده است بادیدن دفتر ثبت نمرات متوجه شدم او دانش آموز بسیار خوب وزرنگ واز نظر انضباط مورد تایید

 

3- خلاصه شواهد تشخیص واینکه چگونه تشخیص دادید که با مسئله ای مواجه هستید :

 سردرد شدید  .   بی اشتهایی ومعده درد  .   همیشه نگران ومضطرب  .    در موقع امتحان عرق می کند ودستهایش می لرزد .زمانی که برای پرسش شفاهی فرا خوانده می شود رنگش می پرد وطپش قلب پیدا می کند .  دچار لکنت زبان می شود .   سر جلسه امتحان آرامش ندارد واز چیزی می ترسد

 

4-  مهمترین عوامل موثر بر ایجاد مسئله به نظر شما :

1- بی تو جهی ویا توجه بیش از حد والدین دانش آموز  2- عدم موفقیت در انتخاب رشته مناسب وعدم ورود به دانشگاه در آینده 3- رقابت پنهانی با خواهر وبرادر ویا دوستان در تحصیل    4- برخمرد بعضی از معلمین در دوره راهنمایی وابتدایی با دانش آموز  5- شکستهای متعدد در ارتباطات اجتماعی     6- خجالتی بودن دانش آموز یا وجود ترس بد لیلبرخورد شدید یکی از والدین  7- وجود موارد ایجاد اضطراب واسترس مثل اضطراب از جدایی والدین

 

5- راه حل بکار گرفته شده توسط شما :

در میان گذاشتن مسئله با مدیر مدرسه- صحبت با مشاوران با تجربه- صحبت با دبیران مربوطه جهت همکاری- مصاحبه حضوری با مادر دانش آموز- ایجاد ارتباط با دانش آموز

 

6- خلاصه ای از مهمترین نکات کلیدی در اجرای راه حل : 

 صحبت با مشاوران  وبکار گیری روشهای در جهت بهبود دانش آموز- صحبت با اولیای دانش آموز- مقایسه نکردن دانش آموز با  سایرین- نشان دادن راه مناسب به دانش آموز  کمک وهمراهی وی جهت انتخاب راه درست نه تحت فشار گذاشتن وی- دوست بودن با نوجوانان

 

7- خلاصه ای از شواهد قضاوتی ومیزان تاثیر گذاری اقدام شما:

در پی گیریها وانجام راه حلهای پیشنهادی از طرف مشاورین وبرقراری ارتباط با اولیا وتغییر رفتار والدین  وبرقراری ارتباط دوستانه با دانش آموز جهت کاهش اضطراب ودادن مسئولیتهای به او کاهش ترس واسترس در او باعث شد که اضطراب در امتحانات ترم اول ومستمر دوم  وترم دوم کم کم کاهش واز بین برود

 

8- نتیجه گیری  و توصیه های شما به معلمان و والدین:

حساسیت به خرج دادن والدین در مورد تحصیل  ومقایسه کردن فرزندان با هم وسایر دوستان اشتباه می باشد  فرزندان را باید کنترل کرد ولی به صورت منطقی واصولی که آنها دچار اضطراب یا اینکه از درس زده نشوند.  ایجاد تفکر مثبت باعث ایجاد انگیزه های لازم برای موفقیتهای آینده

 

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۸۸/۰۳/۰۲ساعت 23:48  توسط محمد جعفرنژاد  | 

چگونه با كم رويي و خجالتي بودن خودمان مقابله كنيم؟

چگونه با كم رويي و خجالتي بودن خودمان مقابله كنيم؟

 

مهرشاد سوالش را به اين ترتيب مطرح ساخته است:

با سلام، آقای خواجه نصیری من دارم کتاب «21 رمز موفقیت میلیونرهای خود ساخته را» میخونم و خیلی کتاب خوبی است آقای خواجه نصیری من یک ضعف بزرگ دارم: من خیلی خیلی کم رو و خجالتی هستم و چون کم رو هستم دیگران دارن از این موقعیت خجالتی بودن من سو استفاده میکنند من چکار کنم از کم رویی در بیام و یک مشکل دیگر در این رابطه این است که من با دیگران در صحبت کردن مشکل دام حرف هایم را خوب نمیتونم بزنم و زود صحبت را شروع و تمام میکنم ؟ لطفا مشکل من را رفع کنید و آیا کتابی در این زمینه که مشکل من را رفع کند هست ؟ با تشکر. مهرشاد.

خاطرم هست كه با مهرشاد تلفني‌ هم صحبت كرده‌ بودم. او كسي است كه در حال حاضر چندين سايت اينترنتي را بر روي اينترنت برده است و آنها را هدايت مي‌كند و مي‌شود گفت يك كارآفرين entrepreneur است با اهداف و انگيزه‌هاي فوق‌العاده قوی، فكر كردم اين مقدمه لازم است برای خوانندگان تا شناخت بهتري داشته باشند نسبت به شخص پرسشگر.

كارآفرينان در آغاز راه با مشكلات متعددی رو به رو مي‌شوند، آنها مي‌خواهند كارگردانهايي شوند اين بار در فضاي مجازي و در صحنه‌ی اينترنت. آنها كه به كارهاي نمايشي مثل تئاتر و سينما علاقه مند هستند حتماً مي‌دانند كه كارگردانها بايد خصوصيات ويژه‌اي داشته باشند. اول از همه اينكه آنها «هدف» خود را مي‌شناسند و برای رسيدن به هدف، هر آن كار كه لازم باشد را انجام مي‌دهند. براي يك كارگردان، مهم اين است كه ابتدا خودش را خوب شناخته باشد، نقاط ضعف و قوت خودش را يافته باشد. يك كارگردان (متوجه هستيد كه منظورم همان كارآفرين است در اينجا) بايد در زمينه‌هاي مختلف مطالعه داشته باشد و از جمله مطالعه در زمينه‌های مرتبط با خودش، كارش و مخاطبين‌اش و ابزارهاي ارتباطي‌اش با مردم.

آنها كه در كاهاي نمايشي مطالعه دارند مي‌دانند كه «وظيفه‌ی اصلي كارگردان ايجاد ارتباط است با تماشاگر در بالاترين حد ممكن». حال چگونه مي‌شود كارگردانی اين اعتماد به نفس را نداشته باشد و با كم رويي و خجالتي بودن بخواهد نمايشي فوق‌العاده را به روي صحنه ببرد؟ كارگردان هم بايد با مردم اين رابطه را ايجاد كند و هم با بازيگران و نورپردازان و مسئولان صدا و منشي صحنه و غيره. ارتباط با تماشاگران نيز، ارتباطي است كه نه به صورت مستقيم، بلكه به صورتي غير مستقيم و بوسيله‌ی افراد ديگر برقرار مي‌شود. پس خودتان را جاي كارگردانی بدانيد كه قرار است يا مي‌خواهد نمايشي فوق‌العاده محشر را روي صحنه ببرد. اگر چنين تصوري بكنيد، همين به شما اعتماد به نفس فوق‌العاده‌اي مي‌دهد. حتي اگر خودتان را تنها، بازيگری بدانيد كه قرار است خواست‌ها و فرمانهاي هدايت كننده‌ی كارگرداني را بر روي صحنه اجرا كند آن زمان هم روحيه‌ای قوي پيدا خواهيد كرد چرا خودتان را نسبت به آنچه به شما محول شده است موظف و مسئول مي‌دانيد. بازيگران و كارگردانهايي كه اين كاستي‌ها را در خود مي‌بينند، با يك ديد درست و با توجه به هدفي كه دارند درصدد برطرف ساختن اين مشكلات گام بر مي‌دارند.

بياييد تصور كنيم كه شما هم اكنون يك كارگردان موفق هستيد (در كاري كه در دست داريد، در يك پروژه‌ی نمايشي، يك فيلم سينمايي، يك سايت اينترنتي، يك پروژه‌ی طراحي، يك پروژه‌ی تامين قطعات يدكي و ...، يك كارگردان مي‌خواهد بااستفاده از ابزارهای مختلفي كه در اختيار دارد نظرات، احساسات، افكار و ديدگاههاي خود را از طريق بازيگران، طراحان صحنه، نورپردازان، متصديان لباس و موسيقي و انتظامات و (گاه حتي تماشاگران) به تماشاگر منتقل كند. اگر كارگردان نتواند توانايي ايجاد ارتباطي عميق، صريح و گسترده با افراد گروه خود داشته باشد نمي‌تواند نظرات خودش را به آنان منتقل كند و در نتيجه با مردم هم نمي‌تواند اين ارتباط را برقرار كند. در عين حال، كارگردان بايد سعي كند كه احساسات و نيازهاي تماشاگران را نيز به خوبي درك كند. پس ابتدا به خوبي مي بينيد، گوش مي‌كند و در احساسات و نيازهاي تماشاگر دقيق مي‌شود و حساسيت‌هاي او را لمس مي كند تا عواطف و نيازهاي او را درك كند. اهالي تئاتر معتقدند كه «هدف» نهايي كارگردان جلب «توجه» تماشاگران است. به عبارت ديگر ما (به عنوان كارگردان يا بازيگر - در يك گروه) مي‌خواهيم در تماشاگران ايجاد انگيزه كنيم كه بيشتر به تماشاخانه‌ی ما بيايند (بليط بخرند).

زماني من به اين ايده رسيدم كه سيزده يا چهارده ساله بود، همان اوايل انقلاب. دلم مي‌خواست سازي بزنم، مي‌خواستم گيتار ياد بگيرم تا بلكه بتوانم در آينده وقتي بزرگتر شدم، موسيقي دان و آهنگساز شوم. آن موقع صدايم در نمي‌آمد يعني نه مي‌توانستم زياد حرف بزنم و نه مي توانستم صداي موزون و دلنشيني از خودم دربياورم، گيتاري گرفته بودم و (پنهاني چون پدر زياد موافق نبود) كلاس مي‌رفتم و پنهاني تمرين مي‌ كردم. آن زمان، من هم چون مهرشاد، فوق‌ العاده خجالتي بودم و در عين حال ترسو. يك روز به خودم آمدم كه اگر من بخواهم روزي به روي صحنه بروم كه نمي‌شود خجالتي باشم، پس بايد كاري مي‌كردم، آرام آرام شروع كردم روي خودم كار كردن، مي‌پرسيد چگونه؟ مي‌گويم اينجوري كه در تصور و خيالم، خودم را نوازنده‌اي مي‌ديدم كه دارد مقابل يك جمعيت بسيار زياد گيتار مي‌زند و مي‌خواند، ابتدا جمعيت مدام مرا هو مي‌كردند و گوجه فرنگي برايم پرتاب مي‌كردند و اين خيلي لحظه‌ی سختي بود در تصور و خيال من، آما آنقدر اين صحنه را در ذهنم مرور كردم كه جمعيت حاضر در خيالاتم، دست از اين كار برداشتند، نه ترسي از جمعيت داشتم و نه هراسي از پدرم و نه خجالتي ديگر. در اين ميان شروع كردم به تمرين كردن با خودم، بلند بلند صحبت مي‌كردم، نطق مي‌كردم و مي‌خواندم و صدايم را با گام موسيقي خودم هماهنگ مي‌كردم. يك روز رسيد كه گيتارم را برداشتم در يك مهماني خانوادگی، يكي از ترانه‌هايي كه ساخته بودم را براي جمعيت خواندم، هيچوقت يادم نمي‌رود كه اين اولين اجراي من بود و همان از من نه يك موسيقيدان بلكه فردي ساخت كه امروز مي‌توانم در مقابل صدها يا هزاران نفر بايستم و حرف خودم را بزنم.

وقتي مقابل ديگران مي‌ايستيد و مي‌خواهيد سخني بگوييد و كم رويي و خجالت مانع شما مي‌شود، ياد اين نوشته من بيافتيد و بگوييد «من اكنون كارگردان اين صحنه هستم» و يادتان باشد كه هيچگاه براي سرگرم كردن مردم صحبت نكنيد چرا كه معمولاً سرگرم كردن مردم در صحنه نمايش، كار را به ابتذال مي كشاند، سرگرم كردن مردم كار راحتي است اما اين ايجاد يك نمايش خوب است كه مشكل است. در لحظه‌اي كه مي‌خواهيد صحبتي بكنيد، نمايشي را خلق كنيد كه در روح و روان مخاطبتان نفوذ كند و او را به هيجان بياورد. چون اين هدف‌تان باشد خواهيد ديد كه پيش از سخن گفتن،‌ ديالوگ را با اعتماد به نفس در ذهن خود مرور خواهيد كرد و اين ديالوگ را به مرور آنگونه جلو خواهيد برد كه مي‌بينيد با تماشاگران‌تان همان ديگراني كه قبلاً از آنها خجالت مي‌كشيديد همان افرادي كه ممكن بود مسخره‌تان كنند يا گوجه فرنگي برايتان پرت كنند، به يك هماهنگي و ارتباط موثر دست يافته ايد به طوريكه آنها ديالوگ شما را ادامه مي‌دهند، همانگونه كه در ذهنتان نوشته بوديد يا ساخته و پرداخته كرده بوديد.

اين مشكل را خيلي‌ها دارند. مردم معمولاً از صحبت كردن در جمع مي‌ترسند و راه حل فقط در «كشف شخصي» است همان چيزي كه آنتوني رابينز به آن مي‌گويد «قدرت شخصي». به دست آوردن آن خيلي راحت است فقط كافي است مدتي در درون‌تان به سير و سفر بپردازيد، نقاط ضعف خودتان را بيابيد و آنها را قوي و قوي تر كنيد. فرصت زيادي نداريم، ما عمرمان خيلي كوتاه است. كارگردان باشيد و خودتان را براي نمايش آماده كنيد، نويسنده‌ی سرنوشت خودتان باشيد و آن را خودتان بنويسيد و با مردم ارتباط برقرار كنيد، آگاهانه اعتماد كنيد و از آنها نيز اعتماد بخواهيد و در درون آنها نفوذ كنيد او نيز بايد متن شما را فهميده باشد، او نيز بايد احساس شما را دريافته باشد و يادتان باشد كه پيش از آن اين شما هستيد كه بايد خودتان را و متن و تماشاگرانتان را بشناسيد.

دراين مورد به اميد خدا بيشتر خواهم نوشت اگر بخواهيد.

در بازاريابي و تجارت الكترونيك، ارتباطات حرف اول را مي‌زند. ما بايد بتوانيم با مشتريان و مخاطبين خودمان ارتباط برقرار كنيم و بدون نفوذ در روح و روان و احساسات مخاطبين هيچگاه نمي‌توانيم كالا و خدماتمان را بفروش برسانيم. براي ايجاد ارتباطات است كه به اين نتايجه مي‌رسيم كه بايد كارمان را يا كالا و خدماتمان را در مطبوعات تبليغ كنيم، در راديو و تلويزيون آگهي بگذاريم. يادآوري مي‌كنم كه آگهي‌هاي تبليغاتي يا نامه‌هاي مستقيمي كه مي‌نويسم براي تبليغ كالا و خدماتمان، درست مثل همان ديالوگي است كه كارگردان از بازيگرانش مي‌خواهد تا بخوبي و با احساس روي صحنه به اجرا درآورند. صاحبان مشاغل موفق، همان كارگردان‌هايي هستند كه وقتي فلايري پخش مي‌كنند، مي‌دانند دارند متن نمايشنامه‌ی خودشان را مي نويسند و از بازيگران (كارت پخش كن‌ها) مي‌خواهند آنها را به دست مخاطبين هدف بدهند و نه به دست باد يا جوي آب!

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۸۸/۰۳/۰۲ساعت 23:45  توسط محمد جعفرنژاد  | 

چرا بعضي از دانش آموزان تقلب مي كنند؟

چرا بعضي از دانش آموزان تقلب مي كنند؟

روي آوردن به تقلب و تبديل شدن آن به يك عادت در اين گونه از دانش آموزان در اغلب موارد امري است كه به مسائلي از جمله محيط مدرسه، همكلاسي ها و حتي تربيت خانوادگي بازمي گردد. وقتي دانش آموزي نداند كه براي چه درس مي خواند و تا زماني كه به اين موضوع پي نبرد كه منظور از امتحان، پس دادن آموخته هايي است كه در كلاس فراگرفته و يا خانواده دانش آموز فقط از فرزندش نمره قبولي بخواهد، نه اين كه از او جهت ياد گرفتن مطالب و مفاهيم درسي بازخواست نمايد، دانش آموز نيز براي گرفتن نمره ده به هر دري مي زند، حتي اگر شده با توسل به تقلب براي كسب نمره قبولي اقدام خواهد نمود. اين است كه او سعي مي كند تا كوتاه ترين و تنهاترين راه را براي دريافت تأييديه قبولي جهت ارائه به اولياء را طي كند، پس آن چه كه بايد در كلاس هاي درس توسط دبيران و در خانواده ها براي اوليا و در مدرسه براي مديران و در امتحان براي دانش آموزان اهميت داشته باشد، مفاهيم است، نه نمره ده. البته همان طور كه در ابتدا يادآور شديم اين موضوع فقط شامل حال عده اي از دانش آموزان خاص مي شود و اكثر دانش آموزان از اين قائده مستثني هستند.


   محمد مرادي روزنامه کیهان 27/7/86

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۸۸/۰۳/۰۲ساعت 23:43  توسط محمد جعفرنژاد  | 

بررسی علل ضعف تعدادی از دانش آموزان پایه اول ابتدایی در درس ریاضی

  بررسی علل ضعف تعدادی از دانش آموزان پایه اول ابتدایی در درس ریاضی

 

توصیف وضعیت موجود :

 

تجربه ی طولانی تدریس من و سایرهمکاران در مقطع ابتدایی نشانگر آن است که هر ساله تعدادی از دانش آموزان نه تنها به اهداف کلی درس ریاضی دست نمی یابند بلکه در یادگیری بیشتر مباحث درس ریاضی نیز با مشکل روبرو هستند .کلاس 31 نفره دبستان شاهد دختران گنبد که من در آن مشغول به تدریس می باشم نیز ازاین قاعده مستثنی نبوده ودانش آموزان این کلاس نیزدر یادگیری مفاهیم ریاضی مشکل دارند.به گفته ی مدیر مدرسه که دارای سابقه مدیریت ومعاونت 10 ساله دراین آموزشگاه می باشددیگر دانش آموزان سال های گذشته و دوره های بالاترکه عمدتا“ از بستگان همین دانش آموزان بوده اند نیز از نظر یادگیری ریاضی دچار مشکل بوده و هستند . به همین جهت تصمیم گرفتم در صورت امکان راه حلی برای رفع مشکل بیابم .

 

گردآوری اطلاعات (شواهد 1) :

 

مساله عدم علاقه مندی دانش آموزان به درس ریاضی را با جمعی از همکاران با سابقه در میان گذاشته و با هم به بحث و گفتگو پرداختیم .همه ی همکاران با علاقه ی بسیار در بحث شرکت کردند و نظرات مفیدی ارایه نمودند. با یکی از اساتید صاحب نظر شهرمان نیز موضوع را در میان گذاشتم ایشان مشتاقانه مطالب نوشته شده را مطالعه و نظر خود را بیان نمودند .با مراجعه به کتاب ها و نشریات گوناگون هم به مطالب جالب و قابل توجه در این زمینه دست یافتم پس از گفتگو های بسیار در زمینه ی علل ضعف و مشکلات یادگیری تعدادی از دانش آموزان در درس ریاضی مطالب جمع آوری شده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت مشکلاتی که در این باره وجود داشت ،نظیر روش تدریس معلم ،تفاوت های فردی دانش آموزان ،مسائل کمک آموزشی ،محیط فیزیکی کلاس و ... فهرست گردید .

 

خلاصه یافته های اولیه :

 

- معلمین ما معمولا در کلاس درس متکلم وحده هستند و درس ریاضی که مخصوصا در پایه اول باید با روش های گوناگون تشریحی،تشبیهی،استفاده از مثال ،تجربه و مشاهده های عینی ،استفاده از مدل و کاوشگری و…) تدریس شود به روش زبانی و قاعده گویی محدود شده است .

 

-معلم آن طور که باید آموزش لازم را ندیده به طور مثال با اصول یادگیری آشنا نیست که بتواند از آن در امر تدریس بهره گیرد .

 

-وسایل کمک آموزشی که نقش مهمی در ارائه مفهوم ریاضی دارند به حد کافی در اختیار معلم و دانش آموز نیست .

 

-تراکم بیش از حد جمعیت در کلاس

 

-عدم ارتباط ریاضی در پایه های مختلف

 

-نقش خود دانش آموز در گیرایی مفاهیم از نظر رشد جسمی و هوش

 

نکاتی چند در باره آموزش ریاضی :

 

در حین مطالعه و جمع آوری اطلاعات در پی مطالبی بودم که مرا در امر تدریس و رفع مشکلات یادگیری کودکان راهنما باشد که به نظریه اسکینر در کتاب نظریه های یادگیری برخوردم او معتقد است یادگیری در صورتی به بهترین وجه انجام می گیردکه 

 

الف ) اطلاعاتی که قرار است آموخته شوند در گام های کوچک ارائه گردد.

 

ب ) به یادگیرندگان درباره ی یادگیریشان بازخورد فوری داده شود. یعنی بلافاصله پس از یک تجربه یادگیری به آنان گفته شود که اطلاعات مورد نظر را درست یادگرفته اند یا از آن لحاظ اشکالاتی دارند.

 

ج) یادگیرندگان بتوانند با سرعت متناسب خود یاد بگیرند.

 

او با تجربه ی دست اول متوجه شد که این اصل در کلاس های درس به کار برده نمی شوند . او در رابطه با دیداری که از یکی از کلاس های درس دخترش در سال 1935 به عمل آورد چنین اظهار نظر کرد :«در 11 نوامبر من به عنوان پدری که از کلاس درس فرزندش دیدار می کند در صندلی آخر یک کلاس درس ریاضی نشسته بودم .ناگهان وضعیت کاملا مبهم به نظر رسید درآن جا بیست موجود فوق العاده با ارزش وجود داشتند معلم کلاس تقریبا بر خلاف تمامی آنچه که ما درباره یادگیری می دانیم عمل کرد .قابل ذکر است که معمول ترین روش یادگیری روش سخنرانی است و در این روش هر سه اصل بالا زیر پا گذاشته می شود .در زمان حال و در بعضی از مدارس فعلی ما نیز غالبا از کودکان مدارس ابتدایی خواسته می شود به جای یادگیری مفاهیم ریاضی از طریق بررسی ماهیت اعداد و نیز تفهیم مفاهیم به کمک معلم مجموعه های تازه ،لغات و اعمال ریاضی جدید را به ذهن بسپارند .در امر تدریس هر مفهوم درس ریاضی سیر تفکر دانش آموز را نیز باید مدنظر قرار داد که مراحل آن به شرح زیر می باشد:

 

آمادگی : در این مرحله از تدریس معلم می کوشد اولا“ رغبت دانش آموزان را نسبت به موضوع درس برانگیزد ،ثانیا هدف درس را روشن نماید ،ثالثا معلومات فبلی دانش آموزان را بررسی کرده و مطالب جدید را بر پایه معلومات قبلی او تدریس کند .

 

عرضه :معلم درس تازه را عرضه می کند و به اصطلاح موضوع جدید را با توجه به هدف هایی که پیش بینی کرده است به دانش آموزان تدریس می کند .

 

مقایسه : ارتباط بین معلومات قبلی و درس برقرار و مقایسه به عمل می آید و در این مقایسه است که به اصول کلی دست پیدا می کنند در تدریس ریاضیات معلم در این مرحله به قاعده دست پیدا می کند و تعاریف را به دست می آورد .

 

تعمیم : نتایج به دست آمده در مرحله سوم که در ریاضی قاعده گفته می شود در مواقع مقتضی و همانند ،تعمیم داده می شود .کاربرد و تطبیق: مانند حل مسائل ریاضی بعد از یادگرفتن قاعده روابط ریاضی. در این جا لازم است به این موضوع نیز توجه داشته باشیم که روش های شهودی و فعال ، از جمله روش های جدید تدریس ریاضیات ابتدایی هستند که در چند سال اخیر بر اثر تحولات به وجود آمده در علم و هم چنین پیشرفت های روان شناسی و تعلیم و تربیت به وجود آمده و در کشورهای پیشرفته جهان در زمینه تدریس ریاضیات مورد استفاده قرار گرفته اند. طرفداران روش شهودی عقیده دارند سهم عمده یادگیری به خصوص در مورد انسان از طریق بینش انجام می گیرد . در این روش وسایل کمک آموزشی نقش مهمی در تدریس پیدا می کنند و معلم مراحل درس را طوری تنظیم و ارایه می کند که دانش آموزان با مشاهده مراحل به هم پیوسته کار آموزش پی به حل مسئله می برند که منجر به یادگیری مفاهیم درس می شود .در روش فعال دانش آموزان با تلاش خود و با راهنمایی معلم به اهداف آموزشی نایل می گردند .

 

راه های پیشنهادی برای تدریس ریاضی :

 

دانش آموز باید در کسب معلومات ریاضی خویش سهیم باشد .تا بتواند از آن معلومات در مواقع لازم بهره برداری کند . معلم باید قبل از تدریس یک مفهوم جدید معلومات قبلی دانش آموز را محک زده و تدریس مطالب جدید را بر پایه معلومات قبلی او استوار نماید .قبل از تدریس هدف درس را برای دانش آموزان روشن نماید تا بچه ها با بینش و بصیرت به یادگیری مفاهیم ریاضی بپردازند با ایجاد انگیزه قوی رغبت دانش آموزان را نسبت به موضوع درس برانگیزد .یادگیری از آسان به مشکل صورت بگیرد .چون کودکان در این مقطع در مرحله ی رشد تفکر عملی هستند برای یادگیری یک مفهوم لازم است که از اشیا و وسایل عینی بیشتری استفاده کنند .در کلاس باید موقعیت های مختلف برای کودکان فراهم شود تا آن ها بتوانند اشیا را دستکاری کنند ،بازی قسمت اصلی کار است .

 

چگونگی اجرای راه های جدید :

 

به منظور اجرای دقیق راه حل های به دست آمده و رفع مشکل یادگیری این کودکان ابتدا سعی نمودم در امر یادگیری هر مفهوم مستقیما آنان را با موضوع یادگیری درگیر نمایم و متوجه شدم برای یادگیری بیشتر مفاهیم ریاضی ، این کودکان احتیاج به انجام یک سری فعالیت های ذهنی ساده تر در رابطه با آن مفهوم دارند، که این فعالیت ها بهتر است در کلاس های آمادگی ( قبل از دبستان ) به صورت عملی و به وسیله کودکان انجام شود .به طور مثال طرحی را در رابطه با آموزش مفاهیم تفریق- در سطح آمادگی در کلاس- برای این کودکان در نظر گرفتم که با انجام این فعالیت دانش آموزان ضعیف در حل مسائل تفریق با مفهوم کاهشی آن که در پایه اول کاربرد دارد مشکل جدی نداشته باشندچراکه مفاهیم دیگر آن به شکل ساده در اثر یادگیری دیگر مفاهیم تفریق است که در کلاس های بالاتر مورد استفاده قرار می گیرد .

 

گردآوری اطلاعات ( شواهد2 ) :

 

گرچه با طرح هایی که کم و بیش در کلاس درس به ابتکار خود یا با استفاده از نظرات ارائه شده توسط همکاران یا با بهره بردن از مطالعه کتاب های گوناگون اجرا نمودم پیشرفت قابل ملاحظه ای در روند یادگیری کودکان ضعیف ایجاد شداما همچنان لازم بود مقایسه ای بین دو گروه در قالب ارزشیابی از دانش آموزانی که به نظر من از ابتدا مشکل بودن مفاهیم ریاضی را درک می کردند و دانش آموزانی که ضعیف قلمداد می شدند و احتیاج به تمرین خاص داشتند انجام گیرد و در این مقایسه مشاهده نمودم که به نسبت زیادی موفق به افزایش درجه تمرکز حواس این دانش آموزان بر روی یک مطلب شده ام - موضوعی که اساس یادگیری در تمام دروس به خصوص در درس ریاضی می باشد . به طور نمونه در یک آزمون قبل از به کارگیری طرح ، میانگین نمرات دانش آموزان بدون مشکل 20 و میانگین نمرات دانش آموزان ضعیف 11 بود . و بعد از به کارگیری طرح میانگین نمرات این دانش آموزان به 17 ارتقا یافته بود .

 

 

 

نتایج :

 

- دانش آموزان به درس ریاضی علاقه مند شده و درزنگ ریاضی فعالیت چشمگیری ازخود نشان می دادند. .

 

- زمینه ای برای بحث و هم فکری بین همکاران به وجود آورد

 

- یادگیری عمیق تر و پایدارتر صورت می گرفت

 

- والدین از پیشرفت فرزندانشان ابراز رضایت می کردند

 

- میانگین نمرات ریاضی دانش اموزان در حد قابل ملاحظه افزایش یافت .

 

نتیجه گیری :

 

اگر پایه تدریس بر انتقال معلومات به دانش آموزان استوار نباشد و به یک نظام تحقیقی و فعال که کودکان محور اصلی انجام عمل ریاضی باشند توجه شود .اگر محتوای مطالب آموزش ریاضی را با فعالیت های ذهنی کودک منطبق سازند اگر کلاس درس ریاضی طوری اداره شود که دانش آموزان با تلاش خود و با راهنمایی معلم به اهداف آموزش نائل شوند یادگیری بهتر و آسان تر صورت می‌پذیرد.

 با تشکر از سرکار خانم زهرا عرب خلیلی

 

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۸۸/۰۳/۰۲ساعت 23:41  توسط محمد جعفرنژاد  | 

افت تحصیلی 2


مقدمه محمدعلی خداجو
تحصیل فرزندان امروزه یکی از دغدغه های مهم خانواده های کشورمان را تشکیل می دهد این دغدغه بیشتر به دلیل وابستگی آینده فرزندان به میزان توفیق آنان در تحصیل استاگر چه این دل نگرانی ها برای اعتلا و ارتقای تحصیلی فرزندان و در کل نظام آموزش و پرورش نقطه ای امید بخش و خوشایند به حساب می آید.در شکل دیگر نوعی اضطراب و تشویش برای خانواده ها و دانش آموزان فراهم می نماید که چنانچه فردی مراحل تحصیل را به شکلی کامل طی نماید و راه یابی او به دانشگاه دچار اشکال گردد دیگر نمی تواند فردی موفق و شهروندی مؤثر به لحاظ اجتماعی به شمار آید.به نظر می رسد نظام تربیتی ما باید به گونه ای برنامه ریزی شود که از سویی افت تحصیلی را کاهش دهد و کارایی آموزشی را بالا ببرد و راه های پیشرفت تحصیلی را برای اعتلای آموزشی در پیش گیرد و از سوی دیگر ملاک توفیقات اجتماعی و شغل یابی را تنها مدارک تحصیلی دانشگاهی شاخص قرار ندهد.بلکه شایستگی های فردی، ابتکارات انسانی و تلاش های سازنده افراد را به عنوان ملاک اعتباری برای شاخص های اجتماعی و نیاز های شغلی مورد توجه قرار دهد.یکی از مشکلات نظام های آموزشی هر کشور افت تحصیلی است که یک نظام آموزشی کارآمدکمترین افت و بالاترین بازدهی را دارد.وقتی صحبت از افت تحصیلی می شود شامل جنبه های مختلف شکست چون غیبت مطلق از مدرسه ترک تحصیل قبل از موعد مقرر، تکرار پایه تحصیلی ، کیفیت نازل تحصیلات دانش آموزان با آنچه تداعی میگردد.




1
ضرورت توجه به دوران راهنمایی تحصیلی
آغاز دوران راهنمایی تحصیلی شروع دوران نوجوانی کودکاناست.کمک به نوجوان برای یافتن و شناخت توانائیها، امکانات و ظرفیتهای درونی می تواند نقطه شروع تربیت این دوران پر آشوب باشد که خود راه را برای یکی از مختصات این مرحله یعنی یافتن هویت و نقش اجتماعی باز می کند. حیات جمعی و نیاز به عضوی از گروه بزرگتر بودن مقدمه فعالیتهای اجتماعی می شود و از آنجا که در عصر حاضر تحصیلات نقش و تاثیر زیادی در دستیابی به این مهم دارد راهنمایی تحصیلی مقدم بر راهنمایی شغلی قرار می گیرد. در سيستم آموزشی ما دوره راهنمايي تحصیلی بعد از ابتدایی این وظیفه را به عهده دارد. یعنی در این دوران دانش آموزان به رشته های تحصیلی مناسب هدایت می شوند. هرچه هدایت تحصیلی صحیح تر و با روشهای اصولی تر انجام گیرد نتایج کاملتر و موفق تری به دنبال خواهد داشت. بروز و ظهور استعدادهای فردی در دوره نوجوانی هر چند روند راهنمایی تحصیلی را آسانتر می کند ولی به گفته متخصصین این امر اطلاعاتی که از بررسی استعدادهای کودکان 12 یا 13 ساله به دست می آید برای راهنمایی قطعی کافی نيست. نتایج تحصیلی می تواند مکمل این اطلاعات بوده و روند راهنمایی را اعتلا بخشد. در این راستا وضعیت درسی و نمرات دانش آموزان دوره راهنمایی اهمیت ویژه ای دارد. ولی تکیه صرف به نمرات شاید خالي از اشكال نباشد چرا که توجه به این مساله بدون در نظر گرفتن آسیب شناسی نمرات اکتسابی کاری ناقص و ناتمام خواهد بود. اینکه علت پایین بودن یا بالا بودن معدل درسی ناشی از چه عامل یا عواملی است می تواند مبحث گسترده ای را بر روی فعالیت مشاوره در این دوران بگشاید. اغلب داشتن وضعیت درسی ضعیف نه به علت کندذهنی و هوش پایین شاگردان بلکه می تواند ناشی از دلایل متفاوت چون عدم شناخت روش های صحیح مطالعه و یادگیری و یا حتی دشواریهای خاص آغاز دوران نوجوانی و بلوغ باشد که با تشخیص و راهنمایی به موقع می توان از افت نمرات دانش آموزان جلوگیری کرد. بدون علت يابي و یافتن دلایل واقعی افت

2
تحصیلی در این دوره نمی توان بالا یا پایین بودن معدل درسی را ملاک انتخاب رشته تحصیلی قرار داد. پایه راهنمایی تحصیلی را می توان به عنوان بهترین زمان برای آشنا ساختن دانش آموزان با راهها و روشهای مختلف یادگیری و ترویج یادگیری معنا دار غنیمت شمرد . خیال بافی، تنوع علایق و عقاید، میل به مباحثه و مخالفت با اطرافیان که همگی مقدمه پختگی عقلی است فرصتی و زمینه مناسبی است برای ایجاد شوق و انگیزه به مطالعه و عادت دادن نوجوان به مطالعه. قبل از اینکه امتحان و نمره ملاکی شود برای هدایت دانش آموزان به سمت رشته های درسی که مستلزم تحصیلات طولانی است یا رشته هایی که مقدمه مهارت آموزی و دستیابی به شغل و حرفه خاص، بایستی ناموفقیت درسی دانش آموزان دوره راهنمایی مورد بررسی قرار گیرد و به علت یابی و و رفع مشکلات مطالعه و یادگیری پرداخت.

افت تحصیلی
افت تحصیلی ، افت عملکرد تحصیلی و درسی دانش آموز از سطحی رضایت بخش به سطحی نا مطلوب است. چنانچه فاصله قابل توجهی بین استعداد بالقوه و استعداد بالفعل فرد در فعالیت های درسی مشهود باشد چنین فاصله ای را افت تحصیلی می نامند. لذا افت تحصیلی فقط در مردودی و یا تجدیدی و یا ترک تحصیل خلاصه نمی شود و در مورد هر دانش آموزی که یاد گیری او کمتر از توان و استعداد بالقوه و حد انتظار باشد صدق می کند.بنا براین شامل دانش آموزان تیز هوش هم می شود که ممکن است دچار افت تحصیلی و کم آموزی باشند.




3
علل افت تحصيلی دانش آموزان در مقطع راهنمايی

جنسیت جنسیت دانش آموزان که طبق مطالعات انجام شده دختران در علوم ادبی و پسران در علوم ریاضی و فنی توانایی بهتری دارند، همچنین طبق گزارش های وزارت آموزش و پرورش میزان مردودی در پسران بیشتر از دختران است.
عوامل جسمانی: دانش آموزانی که دارای بنیه ضعیف هستند و از سلامت عمومی کامل برخوردار نیستند نمی توانند به اندازه کافی کوشش و فعالیت داشته باشند این دسته از افراد بخاطر دارا بودن استعداد ابتلا به انواع بیماری ها نظیر گواتر، صرع ، تومورهای مغزی ، برخی از نقص ها و معلولیت های بدنی نظیر معلولیت های بینایی و شنوایی و گیرایی از پیشرفت درسی باز می مانند و دچار عقب ماندگی درسی می شوند.
سازش نایافتگی رفتاری :اختلالات رفتاری در میان کودکان و نوجوانانی که افت تحصیلی دارند به مراتب بیشتر از دانش آموزان عادی است : نا سازگاری هایی چون پر خاشگری ، بیش فعالی ، بی قراری کم رویی شدید و انزوا طلبی ، در خود فرو ماندگی ، بی توجهی ، تخاصم از عوامل مؤثر در افت تحصیلی است.
علل خانوادگی و اجتماعی : یکی دیگر از عوامل مهم در افت پیشرفت تحصیلی دانش آموزان عوامل خانوادگی است. خانواده اولین مکانی است که کودک در آن زندگی می کند و تربیت می یابد ، بسیاری از روانشناسان معتقدند که شخصیت کودک در شش سال اول زندگی شکل می گیرد. بنابراین ، خانواده به عنوان اولین نهاد اجتماعی می تواند نقش بارزی در افت و پیشرفت تحصیلی داشته باشد . عمده ترین عوامل خانوادگی مؤثر در پیشرفت تحصیلی عبارتند از :
1- شرایط عاطفی و امنیت محیط خانواده
2- شرایط اجتماعی و اقتصادی
3- تحصیلات و سطح فرهنگ خانواده
4- تعداد اعضای خانواده
5- اشتغال کودکان
4

6- ارتباط بین اولیا و مربیان
7- حاکمیت ارزش های مادی
8- اشتغال مادران
9- اثرات تلویزیون
10- طلاق والدین
11- اعتیاد والدین
.شرایط آموزشگاهی :دسته دیگری از عوامل که می تواند تأثیر به سزایی در میزان موفقیت و افت تحصیلی دانش آموزان داشته باشند عوامل مربوط به مدرسه و معلم هستند. مهم ترین عوامل آموزشگاهی که بر پیشرفت یا شکست مؤثرند عبارتند از: 1- روابط معلم و دانش آموز 2- شرایط آموزشی و امکانات مطلوب تحصیلی 3-کتاب های درسی و موارد آموزشی 4- آماده کردن درس و نمره دادن 5- فضای کلاس و تسهیلات مدرسه 6- تعویض مکرر معلمان 7- مهارت معلمان 8- ارزشیابی 9- نا هماهنگی برنامه ها و روش های آموزشی 10- انتظارات مد رسه از دانش آموزان 11- شلوغ بودن کلاس های درسی و.....
شرایط اقتصادی معلمین : شرایط اقتصادی امروزه به گونه ای رقم می خورد که روز به روز لایه های اجتماعی بیشتری زیر خط فقر قرار می گیرند ، در چنین شرایطی فرهنگیان کشور اغلب در آمدی کمتر از این دارند ، در حالی که در کشور های توسعه یافته معلمین از میان نخبه ترین افراد جامعه انتخاب می شوند و نیازهای مادیشان تا حد اشباع تأمین می شود . در ایران مشهود است که آموزش و پرورش به دلیل سطح نازل دستمزد ها ، آخرین انتخاب جوانان جویای کار است.متأسفانه این موضوع باعث شده تا معلمان به کارهایی که در خور مقام والای ایشان نیست
روی آورند نظیر مسافر کشی و یا تجدید کردن دانش آموزان در جهت گرفتن تدریس خصوصی ، یا فروختن سوالات امتحانی به دانش آموزان پیش از امتحان. راهکار این معضل را می توان در رویکرد دولت به آموزش و پرورش و اختصاص اعتبار مورد نیاز برای ایجاد مراکز و فضاهای آموزشی و رسیدگی به امور معیشتی فرهنگیان و جلوگیری از چند شغله شدن آنان است.


+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۸۸/۰۳/۰۲ساعت 23:38  توسط محمد جعفرنژاد  | 

افت تحصیلی

 

 

چکیده  

   

افت تحصیلی یکی از مشکلات عمده دانش اموزان دختر وخانواده های انها و سیستم مدیریت آموزش وپرورش در شهر ستان بوکان است . بطوریکه نگرانی عمیقی در بین اقشار جامعه و اموزش وپرورش ایجاد کرده واینده نه چندان روشنی را رقم می زند. وآن را به یک مشکل روانی – اجتماعی تبدیل کرده است.  در بوکان به دلیل ازدیاد دلایل و عوامل مستعد کننده  وهمچنین شواهد وحوادث گوناگون نشان می دهد که آمار افت تحصیلی  دانش آموزان دختر بالا تر برود . هدف اصلی این طرح تعیین شیوع افت تحصیلی دختران از نظر وضعیت خانواده با ابعاد گوناگون آن است.

 اولین عاملی که تاثیر بازدارنده و مخربی بر روی کارایی ،تحرک،روح وجسم دختران دارد عدم اطلاع خانواد ها از نیاز های آنان و رشد سریع جامعه بسوی مدرنیزه شدن است .

شناسایی عوامل بازدارنده خانواده در پیشرفت تحصیلی دانش اموزان دختر مخصوصا در دوره راهنمایی ومتوسطه که از لحاظ سنی مقطع حساس زندگی انان است ،اهمیت شایانی دارد .

تحقیق وپژوهش در این مورد منجر به شناسایی این عوامل و کمک به کارشناسان در تسریع رفع موانع برای برنامه ریزی هر چه کامل تر ،صرف جویی در هزینه ها ،زمان وهدایت دختران دانش اموز دوره های راهنمایی و متوسطه به مسیر های اصلی زندگی وایجاد انگیزه برای ادامه تحصیل، اینده پر بارتروکاهش ظلم وتبعیض ونابرابری هادر این منطقه محروم خصوصا حاشیه شهرو مناطق روستایی است.

 

 

 

اهداف پژوهش       

 

·   هدف کلی این پژوهش ریشه یابی علل افت وترک تحصیل دختران دوره های راهنمایی ومتوسطه درابعاد مختلف خانواده در شهرستان بوکان می باشد .

 

 

 

·       اهداف اختصاصي       

 

در این پژوهش اهداف  زیر دنبال می شود :

1- ریشه یابی وشناخت تاثیر خانواده ودوستان ،ورود تنکولوژی جدید مانند ماهواره ،اینترنت و موبایل به درون خانواده ها ،رشد جمعیت شهری و پدیده حاشیه نشینی ونابرابری طبقات اجتماعی واقتصادی خانواده ها برروند تحصیل دختران دوره های تحصیلی راهنمایی ومتوسطه در شهرستان بوکان

2. برداشتن گام های اولیه در جهت برنامه ریزی مربوط به "تحصیل دختران " در همه سطوح طبقاتی

 

سؤالهاي پژوهشي/ فرضيه هاي پژوهشي

   

سوال هایی که این پژوهش در صدد پاسخ گویی به آن ها می باشد شامل موارد زیر است :

·        علل افت تحصیلی دختران دوره های راهنمایی ومتوسطه در شهرستان بوکان چیست؟

·        آیا ازدواج یکی ازعلل افت وترک تحصیل دختران است؟

·        آیا مسایل خانواد گی باعث افت وترک تحصیل دختران می شود؟

·        آیا دوری آموزشگاه محل تحصیل باعٍث افت وترک تحصیل دختران می شود؟

·        آیاحاشیه نشینی در شهر باعٍث افت تحصیلی دختران می شود؟

·        آیا تعصبات محلی وخانواد گی باعث افت تحصیلی ویا ترک تحصیل دختران می شود؟

·        آیا فقر مالی و اقتصادی خانواده باعث افت ویا ترک تحصیل دختران می شود؟

·        آیا بی سوادی والدین رابطه ای با ترک ویا افت تحصیلی دختران دارد ؟

·        آیا تعداد اعضای خانواده رابطه ای با افت و ترک تحصیل دختران دارد؟

 

متغير هاي پژوهش

 

متغیر مستقل : متغیر مستقل در این تحقیق افت ویاترک تحصیل دختران در دوره های راهنمایی ومتوسطه می باشد.

متغیر وابسته: متغیر وابسته در این تحقیق عواملی از جمله محل زندگی ، وضعیت مالی ،سطح معلومات والدین ، تعصبات محلی وخانوادگی ،تاثیراینترنت وموبایل ،و........می باشد

متغیر ملاک: شامل انگیزه تحصیل ومتغیرهای پیش بینی شامل شیوه های برخورد وتربیت فرزندان ،ترکیب خانواده ها ،یادگیری دروس ومحل یادگیری در محل سکونت ،استرس ونگرانی های حاصله از رفتارهها و نگاههای عامه پسند مردم ،نگرش به زن وتحصیل زنان ،ساختار خانواده وروابط انها باهم دیگر

 

جامعه ، نمونه آماري و روش نمونه گيري        

 

جامعه آماری این پژوهش را دانش آموزان دختر 12-19 ساله راهنمایی و دبیرستان های شهربوکان را تشکیل می دهد .

از بین دختران راهنمایی و دبیرستان تعدادی به صورت تصادفی انتخاب و طی جلساتی بصورت عمومی  وخصوصی با انان در مورد افت تحصیلی وشرایط خانوادگی انان صحبت شد 

 

 

ابزار اندازه گيري و جمع آوری اطلاعات وروش تجزیه وتحلیل داده ها 

 

ابزار های مورد استفاده د ر این پژوهش عبارتند از :

1.       مصاحبه نیمه ساختاری ،

2.        پرسشنامه ،

3.    مقایسه خانواده ها از لحاظ سطح سواد وجمعیت و منطقه ومحل زندگی ومدت زمان سکونت در شهر (شامل ابزار شیوه های تربیت فرزندان،ساختار خانواده،انتظارات پدر ومادر،رابطه والدین با محل تحصیل دخترانشان ،)

4.       تجزیه وتحلیل داده های حاصل  در دو سطوح آماری وغیرآماری 

( در بخش آماری از داده های حاصله جداول ،ونمودارها ،میانگین ها و ضرایب پایانی

  در بخش غیر آماری به بررسی گفته ها و روایت های مختلف ومحتوایی انها )

5-   مقیاس انگیزه برای تحصیل (با استفاده از مقیاس عزت نفس کوپر اسمیت،مقیاس نگرش فرد به تحصیل)

                                                                                                        

روش پژوهش

 

روش پژوهش به کار رفته در این تحقیق از نوع تحقیقات آزمایشی و کاربردی است .

 

بخشي از يافته هاي پژوهش

 

بین پیشرفتهای تحصیلی دختران دوره های راهنمایی و متوسطه در کل نمونه با شرایط خانواده ،محل زندگی،سطح سواد ومعلومات والدین ،وتفاهم اخلاقی ورفتاری بین والدین،امکانات فردی و خانواده گی دانش اموزان دختر،اخلاق ورفتار سالم والدین خصوصا پدر وبرادربزرگتر،ساختار خانواده (سلسله مراتب قدرت در خانواده)، انتظار والدین از فرزندان،رسیدگی وتهیه مایحتاج تحصیلی دختران، عدم تبعیض بین فرزندان دختر وپسر،رابطه معنا دارای وجود دارد .

 

بخشي از پيشنهادها

 

·        تحقیقاتی درخصوص اموزش بیشتر ویژه اولیا ومربیان منطقه بوکان انجام پذیرد.

·   در برنامه اموزشی خانواده ها بر نقش این عوامل بازدارنده در تحصیل دختران ونقش والدین در شکل گیری خصوصیات شخصیتی دختران تاکید بیشتری گردد.

·   نظر به اینکه رابطه  بین متغیر ها ی خانواده ها، شخصیتی دختران وپیشرفت تحصیلی انان رابطه مستقیمی وجود دارد مربیان درارائه راهکارها به دانش اموزان دختر می بایست حتما به نسبت خانواده انها، محل زندگی،شرایط زندگی  نهایت دقت وملاحظات فردی را در نظر داشته باشند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بررسی  ودلایل افت تحصیلی دانش اموزان دوره های ابتدایی و راهنمایی و متوسطه دخترانه در سطح مدیریت آموزش وپرورش شهرستان بوکان .

 

زمان شروع طرح سال تحصیلی 80-81

مکان : دبیرستان  آزادی شهرستان بوکان

و    مدرسه راهنمایی خیرین سیمینه دهستان قره موسی لو

81-82 دبیرستان آزادی

82-83دبیرستان دخترانه ازادی

83-84 دبیرستان ازادی

84-85 دبیرستان دخترانه آزادی- دبیرستان سیمین شهرک فرهنگیان – دبیرستان بزرگسالان حکمت

نیم سال 85-86 دبیرستان ازادی

 

·      پیش زمینه ای برای شروع

 

سال 81-80با اینکه اولین سال شروع به کار من بعنوان معلم زبان وادبیات فارسی  بود اما استرس و نگرانی های خاصی  داشتم . از اینکه از عهده وظایفم بعنوان معلم بر ایم و شاخص های استاندارد تدریس را بخوبی بکار ببرم .  تمامی دانش آموزان دبیرستان وراهنمایی من دختر بودند . از همه طبقات اجتماعی و شهری وروستایی .

 

·      اولین مشکل:

 

اولین مشکلی که من با ان بر خوردم  سطح سواد و معلومات دانش اموزان بود بصورتی که معلومات بیشتر دانش اموزان در سطح کلاسی که نشسته بودند نبود وبه مراتب پایین تر از ان بود بناچار می بایست بیشتر وقت خود را صرف یاد اوری وتوضیح دروس سالهای قبل می کردم . با این حال باز یادگیری انها کم بود ودرس رابخوبی نمی گرفتند . مشکلم را با همکاران و مشاورین مدارس در میان گذاشتم انها هم همین مشکل را داشتند . اما ریشه مشکل کجا بود . چرا ؟ و به چه دلیل دانش اموزان درس خود را بخوبی نمی خواندند . انهایی که درس را بخوبی می فهمیدند چه تفاوتی با انهایی که به درس علاقه نشان نمی دادند داشت . ایا من بعنوان یک معلم می توانستم قدمی برای حل این مشکل بر دارم ؟ ایا با همکاری مشاورین این امر می توانم دانش اموزانی با معلومات کافی به کلاس بالاتر بفرستم . نقش من در این  میان چیست؟

 

 

 

 

·      مشکلات یک معلم:

 

اولین چیزی که به ذهنم امد بررسی مشکلات بود ازیک طرف معلم بود . معلمی که روزانه حداقل شش ساعت را در کلاس می گذراند و بقیه روز را باید برای رفع مشکلاتش اختصاص دهد . مشکلاتی همچون با خانواده بودن ، رفع مایحتاج خانواده، استراحت، مطالعه و صدها کاری که در روز باید انجام داد .ایا یک معلم با چنین خصوصیاتی می تواند نقش چندان مثبتی در این میان داشته باشد.ودر طرف دیگر سیستم مدیریتی اموزشگاه . با بیش از 500 دانش اموز  و دهها مشکل ریز ودرشت اداری و محیط اموزشگاه و بالاتر از ان مدیزیت کل شهرستان ودر رده بالا تر ادراه کل آموزش وپروش ومقابل همه اینها خانواده دانش اموزان با سلیقه های متفاوت واگاهی های بسیار کم از ساختار اموزش وپرورش

 

·      کلید واژه های برای تحقیق:

 

همین مقدمه ای که در ذهن داشتم بعنوان کلید واژه های تحقیق برای ریشه یابی این مسله برگزیدم

الف)دانش اموزان : 1- دانش آموز2- دختران دانش اموز 3- دانش اموزان دوره متوسطه 4- دانش اموزان دوره راهنمایی  5-اموزشگاه 6- مدیریت آموزشگاه 7- اداره اموزش وپرورش 8- خانواده دانش اموزان

ب)اقتصاد

ج) اجتماع

د) سیاست

 

 

·      اولین واژه

 

اولین کلمه ای که با ان سر کار دارم و تحقیق من راجع به ان است دانش آموز است .

دانش آموز: نوجوان وجوانانی که بهترین سالهای عمرخود را در مدرسه بسر می برند.

 

·      " مشکل اصلی دانش آموزان روستا یی "

 

آگاهی دانش اموزان روستایی به مراتب از دانش اموزان شهری کم تر بود . انها حتی قادر نبودند متن کتاب را به راحتی بخوانند . ویک متن را به درستی بنویسند .همه چیز انگار در دوره ابتدایی تمام شده است.

 

·      ریشه مشکل اصلی کجا است؟

 

به راستی مشکل اصلی کجا بود ؟

ایا همکاران من در سالهای گذشته تلاش خود را برای یاد گیری انها انجام نداده بودند ؟

اما اینچنین نبود همه معلمان مدرسه این را بخوبی دریافته بودند . اما چرا ؟ چرا این دانش اموزان به کلاس بالاتر راه یافته بودند ؟

اولین دلیل که یافتم یک سنت غلط وعرفی بود که رایج شده بود.

" باید به انها کمک کرد تا عمرشان تلف نشود"

معلم در ارزشیابی کم نیاورد و درصد قبولی کلاسش پایین نیاید و این اولین گناهی بود که به مدیریت بر می گشت

مدیریت اموزشگاه و به دنبال ان مدیریت شهرستان و اداره کل و یک خط وسیر ی  برای احترام متقابل بین همکاران ومسولین ایجاد شده بود که باعث می شد همه چشمشان را بر روی این حقیقت ببندند .

تغییر مدیریت اداره و تخصصی نبودن معاونت های بعدی از یک سو وتجربه گرایی و در نظر گرفتن سن مسئولین بجای تخصص شان در امر انتخاب انها برای تصدی مدیریت ها یکی از این اشکلات بود

همین منوال هم در اموزشگاههای شهر در پیش بود .

این روند نابساماني نظام آموزشي ناشي از نگاه سنتي مسؤولان به مقوله آموزش در مدارس وبراي برون رفت از این بحران در نظام آموزش ، بايد مقتضيات عصر جديد يعني عصر دانايي را شناخت.

 

شواهد موجود حاكي از آن بود  كه نظام آموزشي بوکان در مقاطع تحصيلي ابتدايي تا راهنمايي ومتوسطه با افت تحصيلي وبي انگيزگي دانش آموزان نسبت به آموزش مواجه است.

 

علت اين كاهش علاقه ودرنتيجه افت تحصيلي دانش آموزان چيست؟
ایا فقط مقوله مدیریت وقاطع نبودن مسولین است ؟

با کند وکاوی اندک نسبت به خانواده دانش اموزان یک نکته دیگر نیز مزید بر علت شد . "خانواده".

 

 

·       خانواده

 

خانواده ها ارتباط خوبی با اموزشگاهها نداشتند . از وضع تحصیلی فرزندانشان با خبر نمی شدند و حتی بدنبال اندک اطلاعاتی که به انها کمک کند که چرا فرزندانشان مردود شده اند ویا با کم سوادی روبرو هستند؟ نبودند.

حلقه های زنجیر یکی یکی نمایان می شدند. 1- دانش اموز 2- معلم 3- مسولین اموزشگاه 4- مدیریت ادراه 5- مدیریت استان 5- خانواده

یکی دیگر از حلقه ها که توجه اصلی مرا به خود جلب کرد کتب درسی بود

 

·      تفاوت محتوای درسی کتابها با دوران تحصیلی معلمان

 

انچه من در دوران تحصیلی دانش اموزی ودانشجویی خوانده بودم با انچه امروزه در محتوای کتابهای درسی گنجانده شده بود تفاوت زیادی داشت . این اولین نشانه مثبتی بود که نشان می داد که سيستم آموزش وپرورش كشور همواره در حال تغيير بوده  است .  انچه در این کتابها امده بود با معلومات من بعنوان یک معلم تازه استخدام شده همخوانی نداشت . مطالعه مجدد انها و یاد گیری انها را باید در برنامه کاری خودم قرار می دادم.وشمشین حلقه زنجیر یعنی  کتب درسی  هم به دیگر حلقه ها پیوست .

 

بررسی اولین حلقه زنجیر این تحقیق

·      دانش آموز

 

دانش آموز های دوره راهنمایی و متوسطه عمدتا نوجوان وجوان بوده و از خانواده های با دیدگاههای متفاوت و طبقات متفاوت و فرهنگ متفاوت هستند

یک نکته مشترک در بیشتر مدارس راهنمایی ودبیرستان های دخترانه و پسرانه بوکان وجود داشت وان اینکه بیشتر محصلین از خانواد های بودند که در زمانی نه چندان دور از روستا به شهر مهاجرت کرده اند و هنوز بخشی از درامد خانواده انها از راه کشاورزی تامین می شود .

یک نکته که با پرسش از دانش اموزان و پرونده تحصیلی انان داشتم اغلب انها در دوره تحصیلی ابتدایی دارای پیشرفتهایی خوبی بوده اند و نمرات درسی انان در حد قابل قبولی است اما با تغییر دوره به راهنمایی یک پسرفت و تغییر بسیار محسوس ونگران گننده وجود دارد .

بیشتر خانواده های این دانش اموزان یک دیدگاه سنتی وعامیانه نسبت به تحصیل مدرسه و معلم دارند

هرچند که در داخل خانواده اولین مورد ی که در مورد بچه ها گفته می شود مبحث تحصیل انان است اما یک بحث عمقی و قابل پی گیری نیست و تنها در حد حرف زدن ونصیحت و پند واندرز است

درکل همه خانواده ها  دوست دارند فرزندانشان بیشترین و بهترین پیشرفت تحصیلی را داشته باشد و از طرف دیگر ، افت تحصیلی ، برای آنها موضوعی غیر قابل پذیرش است . والدین از این که فرزندانشان به هنگام ورود به دوره‌های راهنمایی و متوسطه دچار افت می‌شود ، متعجب شده و سئوال می‌کنند که چرا دیگر فرزندشان انگیزه ای برای درس خواندن ندارد؟ در داخل بیشتر خانواده های شهر بوکان دلایل ضعف و مشکلات تحصیلی دانش آموزان عمدتاً به مسائلی از قبیل تنبلی و بی خیالی و بازیگوشی استناد می‌شود  اما قاطعانه دنبال علل وریشه ان را نمی گیرند .

 

در طول زمان تحصیل اغلب خانواده ها بدلیل استمرار وجود مدرسه و مشغله های زندگی و شرایط اجتماعی واقتصادی پیش امده کمتر وقتی برای برنامه ریزی اقتصادی اموزش کودکان خود دارند و هنوز این برنامه زندگی، جایگاهی در میان خانواده ها پیدا نکرده است . انان زمانی به اهمیت قضیه پی می برند و در مورد آن حداقل حرف می زنند زمانی است که با ترک تحصیل ویا مردودی کودکانشان مواجه می شوند در این زمان است که به بازنگری انچه رخ داده است می پردازند وبا حساب دخل وخرج خانواده  در طول مدت تحصیل به عمق فاجعه پی می برند . این مورد در میان خانواده های که دو فرزند دانش اموز یا بیشتر دارند نمود بیشتری دارد ودختران بیشتر از پسران در این مورد سرزنش می شوند .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

·      نمره بیست

 

نظام سنتی اموزش در ابتدایی یک اشکال بزرگ وتوقع بی جایی را در خانواده ها ایجاد کرده است:                نمره 20

 

نظام آموزشي ابتدایی اين پيام را به خانوادها داده است كه دانش آموز خوب، دانش آموزی با معدل ۲۰ است حتي اين انتظار در سطح جامعه هم ايجاد شده و در انواع تبليغات خودنمايي مي كند.

 نمره ۲۰ سمبل كارآيي و توانمندي شده درحالي كه فاقد پشتيباني است .

پدر و مادرها هم ترجيح مي دهندفرزندي با نمره ۲۰ داشته باشند.

 

نمره بیست ملکه ذهن بسیاری ازخانواده ها است . این مسله در روستا بسیار خود نمایی می کند . دانش اموز خوب در روستا دانش اموزی است که بیشترین نمره بیست را دارد . در شهر مسله به شدت  روستا نیست . در خانواد های که پدر ومادر یا یکی از انها سواد دارد خصوصا در ادرات مشغول به کارهستند تحت تاثیر تبیلغات و سخنان و یاپیام های که از دوستان یا مجلات ویا جلسات می شوند ظاهرا به این امر زیاد معتقد نیستند و کمتر از مردم عادی و بی سواد به نمره بیست فرزندانشان توجه می کنند اما با سوالاتی که از انها شده است همه در باطن معتقدند که نمره بیست معیاری برای یاد گیری بیشتر کودکانشان است و اگر با نمره کمتری مواجه می شوند با سردی با ان برخورد می کنند.

 

داشتن نمره بیست در دوره راهنمایی شدت خود را هم در مدرسه و هم در نزد خود دانش اموز و هم خانواده  از دست می دهد . تنوع کتب درسی و ازیاد انها و معلمان بیشتر  دلیل عمده ان است . هر معلم تنها به درس وپیشرفت درسی خود اهمیت می دهد ارتباط دروس توسط تعداد معلم ها بهم می خورد . اخلاق معلمان با هم فرق دارد . هر معلمی که با روی گشاده و قیافه جذاب تری وارد کلاس می شود و با دانش اموزان بیشتر ارتباط حسی وعاطفی برقرار کرد در درس خود موفق تر خواهد بود . اما روند نمره بیست همچنان در صدر قرار دارد حتی معلمان ،دانش اموزان را با نمره رده بندی می کنند . هر چند معیار بهتری هنوز برای این رده بندی پیدا نشده است .اما معیار خوبی نیست .

 

 

·      دوره راهنمایی دوره شروع وتحول اساسی در زندگی یک دانش آموز

 

دراکثرخانواده ها  بعد از اینکه فرزندانشان وارد دوره راهنمایی می شوند از این مرحله پیشرفت و شروع یک مرحله دیگر از زندگی کودکانشان به ساده گی می گذرند و ان را یک روند عادی می دانند .  با بیشتر این خانواد ها چه در شهر وچه در روستا صحبت کردم وانها تنها جوابی که داشتند این بود که همه چیز عادی است تنها مکان مدرسه عوض شده است وکودکشان به نوجوانی تبدیل شده است که حالا به جای یک معلم با چند معلم وکتاب های جدید وبیشتری مواجه شده است.

در روستاها ضمن اینکه نه تنها هیچ تغییری در رفتار شان ظاهر نمی شود بلکه بعنوان شروع یک درد سر جدید برای خانواده شان  از ان نام می برند . انها برای ثبت نام دخترانشان که حالا بزرگتر شده اند وبه مرحله نوجوانی رسیده اند باید به دهستانهای اطرف بروند . این مشکل در روستاههای که مدرسه راهنمایی ندارد زیاد بچشم می خورد وحتی در چند مورد  ممانعت از تحصیل دختران نیز دیده شده است . مثلا در روستای قره موسی لو دختران چند روستا ی اطراف نیز می امدند  و کلاسی که تشکیل می شد  دانش اموزان چند روستا را در بر می گرفت .

اغلب خانواده این دانش اموزان زمانی که با افت تحصیلی ونمره کم انها مواجه می شوند به جای مشاوره و یا یافتن راه مناسب  به دنبال سرکوب کردن انها هستند غافل از اینکه  عوامل  متعددی دست به دست هم داده وباعث بروز چنین مشکلی شده اند .

 

در شهر با خانواده های که در این مورد صحبت می کردم رفتار ارام تری نسبت به خانواد های روستایی داشتند . هر چند که عدم اگاهی نسبت به موضو ع افت تحصیلی در هر دو یکی بود .  یعنی هیچ یک از خانواد ها دلیل خاصی که بتوان بر روی آن متمر کز شد و در باره ان صحبت کرد نداشتند

به هر حال یک مسئله بسیار نگرا ن کننده وجود داشت. به جرات می توان گفت که والدین، مدارس، معلمان و سایر افراد در ارتباط با موضوع مسائل تحصیلی دانش آموزان ، بسیار ساده انگارانه و سطحی رفتار می کنند.

 

حال به رفتار های خانواده ها و خانواده دانش اموزان و روحیات یک دانش اموزدوره راهنمایی ومتوسطه شهر بوکان در ارتباط با افت تحصیلی  می پردازم .

 

 

بطور یقیقین مانند بیشتر دنیادرشهر بوکان وحومه خانواده اولين مكاني است كه كودك در آن زندگي مي كند و تربيت مي يابد . خصوصا  شش سال اول زندگي یک نوع تربیت سنتی و عرفی خانواده گی  شكل مي گيرد. از سال 1382 به بعد با افزایش مهد کودک ها و آمادگی ها این روند به پنج یا چهار سالگی رسیده است . ان هم با نقایص بسیاری روبرو است . که دلیل آن تخصصی نبودن و نداشتن مربیان کار امد و اموزش دیده است . در بیشتر مهد کودک ها و اماد گی ها پیش دبستانی بوکان کودکان به جای یاد گیری بعنوان دایه از انها مواظبت می کنند و بیشتر نقش یک نگهدارنده و ساکت کننده بچه ها را دارند . در چند مورد حتی تنبه بدنی کودکان در این مراکز گزارش شده است.

 

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۸۸/۰۳/۰۲ساعت 23:36  توسط محمد جعفرنژاد  | 

اسباب بازی کودکان

 

اسباب بازی کودکان

 

 انتخاب اسباب بازی مناسب برای كودكان
    

‌بازی یكی از كاركردها و نیازهای دوره كودكی محسوب می‌شود كه ضمن سرگرم كردن كودك ، او را برای ورود به زندگی واقعی آماده می‌سازد. اما ...



‌بازی یكی از كاركردها و نیازهای دوره کودکی  محسوب می‌شود كه ضمن سرگرم كردن كودك ، او را برای ورود به زندگی واقعی آماده می‌سازد. اما انتخاب اسباب‌بازی مناسب موضوعی است كه باید مورد توجه خانواده‌ها قرار گیرد. هیچ چیز برای كودك جای اسباب بازی را نمی‌گیرد.


او با اسباب بازی خود تنها بازی نمی‌كند، بلكه اسباب بازی را تبدیل به موجودی جاندار می‌كند كه با او دوست می‌شود، دعوا می‌كند، درد‌دل می‌كند، نصیحت می‌كند، نگرانی‌هایش را در میان می‌گذارد و استرس خود را تخلیه می‌كند. طبیعی است كه در این بین اسباب بازی‌های مورد استفاده كودك نیز اهمیت زیادی دارد.


خوراكی نیست‌
یكی از نكات اساسی كه در انتخاب اسباب بازی كودك وجود دارد این است كه كودكان خردسال عادت دارند، همه چیز را به سوی دهان ببرند. بعضی از اسباب بازی‌ها مانند اسباب بازی‌های كوچك، دكمه، تیله و... ممكن است مجاری هوا را مسدود كنند و موجب خفگی شوند، به همین علت توصیه می‌شود تا سن ۳ سالگی اسباب بازی‌هایی در اختیار كودك قرار دهید كه موجب خفگی او نشود. از طرف دیگر كودكان، مخصوصا بین ۶ تا ۱۸ ماهگی، به هر چیز گاز می‌زنند.
اسباب‌بازی باید از جنسی باشد كه در اثر گاز زدن نشكند. برای این سن كودكان اسباب بازی‌های نرم و قابل شست‌وشو و نشكن مناسب‌تر است. توجه داشته باشید كه قسمت‌های مختلف اسباب‌بازی خوب به هم متصل شده باشد؛ چون اگر زود از هم جدا شده یا بشكند؛ ممكن است قسمت‌های شكسته شده به كودك شما آسیب برساند.


سربی نشوید
اگر اسباب بازی از سرب ساخته شده باشد، بسیار خطرناك است؛ زیرا سرب به علت نرمی زیاد به دست كودك مالیده می‌شود و به هنگام خوردن چیزی وارد بدن شده، باعث مسمومیت تدریجی در او می‌شود. این موضوع شامل اسباب‌بازی‌هایی كه حاوی رنگ‌های دارای سرب هستند نیز صدق می‌كند. نكته دیگر این‌كه نشریات و روزنامه‌ها هم سرب دارند اگر كودك آنها را بخورد همراه مركب، سرب وارد بدن او می‌شود.


در مضرات تفنگ‌
تفنگ، اسباب‌بازی مورد علاقه اكثر كودكان است. البته روان‌شناسان مخالف اسباب‌بازی‌های خشن هستند و معتقدند اسباب‌بازی نباید كودك را به سوی خشونت و تكرار رفتارهای خشن سوق دهد. از سوی دیگر بیشتر این اسباب بازی‌ها به نحوی ساخته شده اند كه صداهای بلندی تولید می‌كنند.
كودكان نیز علاقه دارند كه بچه‌های دیگر را غافلگیر كرده و به همین خاطر تفنگ را در نزدیك گوش آنان به صدا درمی‌آورند. در این حالت ممكن است پرده گوش كودك صدمه دیده، موجب آزار و اذیت او شده یا برای همیشه او را از داشتن یك گوش سالم محروم كند.


اسباب بازی خوب‌
متخصصان علوم رفتاری معتقدند اسباب بازی باید باعث فكر كردن و رشد تخیل كودك شود یا او را با مفاهیم مختلف مثل رنگها شكل‌ها و... آشنا سازد. از طرف دیگر متناسب با سن او باشد. اگر اسباب بازی برای كودك سخت باشد او را خسته می‌كند و اعتماد به نفس او را كم می‌كند. از سوی دیگر اگر خیلی ساده هم باشد كودك را به فكر كردن وادار نمی‌كند.
اسباب‌بازی مناسب، اسباب‌بازی‌ است كه خود كودك بازی كند نه این‌كه اسباب‌بازی، بازی كند و كودك تماشا كند. از این منظر تمام اسباب بازی‌های باطری دار زیر سوال می‌روند. اسباب‌بازی‌هایی هستند كه شكل و اندازه‌ای خاص ندارند و كودك می‌تواند به ذوق و سلیقه خود آنها را تغییر دهد، زیرا بسیار به رشد خلاقیت كودك كمك می‌كند.
    

روزنامه جام‌جم

 

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۸۸/۰۳/۰۲ساعت 23:30  توسط محمد جعفرنژاد  |