X
تبلیغات
آموزش ابتدایی

آموزش ابتدایی

مطالب آموزشی وتربیتی

چگونه کودکان را تشویق به یادگیری کنیم

چگونه کودکان را تشویق به یادگیری کنیم

پدر ومادر نقش های متعددی رادر زندگی کودک ایفا می کنند

یکی از آنها ایجاد محیط با محبت وبا تحریک برای کودک است.

دیگری نظارت منظم بر رشد سالم اوست

 وظیفه دیگرکمک به کودک برای ایجاد تصویر خوب از نگرش( خود) مثبت به خودبه عنوان یک فرد ( مفید) است .

 اگر چه برای ایجاد تصویر خوب از خود والدین تنها عامل تاثیر گذار نیستند ولی داشتن رابطه مشترک بزرگ وارانه ،ابراز همدردی واحترام ، اهمیت دادن پذیرش کودک بدون تعیین شرط وشروط، تشویق رفتاروتفکر آزاد .دادن استقلال رفتاری وفکری در جار چوب های مشخص  مسلما" بهترین کارهابرای ایجادچنین تصویری خوب ازخود می باشد .
در کل آنچه می‌خواهیم بگوییم و لازم است والدین بدانند این است که کودک از بدو تولد شروع به جذب اطلاعات می‌کند.و قسمت زیادی از این اطلاعات را از والدین می‌گیرد. بنا براین مسئولیت کامل یادگیریهای (Primary اولیّه کودک  learnings)   بر عهده والدین است و نقش آنها به عنوان معلم اهمیت زیادی دارد.

قراردادن اهداف مناسب:

از قرار دادن اهدافی که مبهم یا پیوسته فراتر از توانایی‌های کودک هستند خودداری کنید هرگز کمال گرا نباشید و از کودک خود توقع نداشته باشیدکه کارها را به شیوه صحیح و کامل آن انجام دهد زیرا این مسئله سبب سرخوردگی شما و کودکتان خواهد شد و نهایتاً کودکی سرخورده و غمگین خواهید داشت که فاقد شکوفایی و رشد دلخواه است راه درست این است که فکر خود را بر کمبودها متمرکز نکنید بلکه تمرکز خود را معطوف به هر عمل مثبت یا پیشرفت کودک و تقدیر از آنها کنید.

 

همواره مشارکت کنید:

 

یکی از وظایف معلم فرزند خود بودن این است که والدین واقعا باید کارهایی را انجام دهند. در واقع شما به عنوان والدین کودک مجبورید خیلی بیشتر از آنچه خودتان تمایل دارید کار انجام دهید. کودک قبل از سن هشت سالگی (و حتی پس از هشت سالگی) اکثراً از طریق تقلید Imitation) ) یاد می‌گیرد و یکی از بهترین راهها برای نشان دادن یک نمونه خوب برای تقلید کردن این است که برخیزید و در مقابل یا همراه کودک خود کاری انجام دهید.

این بدان معناست که والدین نباید فقط به دستور دادن یا راهنمایی کردن کلامی کودک اکتفا کنند بجای اینکه به کودک بگویید برو اسباب بازیهایت را جمع کن باید دست فرزند خود را بگیرید، زانو بزنید و جمع کردن اسباب بازهها را بصورت بازی و نمایش با هم انجام دهید و بگویید وقتش است اسباب بازیهایت را جمع کنی حرکت توام با مقدار کمی خیال پردازی و شوخ طبعی و.... برای وادار کردن کودک به انجام آنچه شما می‌خواهید بسیار مفید است.

 

تکرار کنید ، تکرار کنید و تکرار کنید:

 

در مورد تمام کودکان و بویژه کودکان کم سن و سال هر چند خسته کننده ولی ضروری است که بارها و بارها به آنها گفته شود که یک کار را انجام دهند. به عنوان مثال فرض کنید یک کودک خردسال به هنگام خوردن غذا ، صرف نهار یا انتظار برای چیزی آرام نمی‌نشیند در این صورت ممکن است شما مجبور باشید پیامهای معینی مثل «ما هنگام غذا خوردن پایمان را تاب نمی‌دهیم و به صندلی لگد نمی‌زنیم را برای ماهها و ماهها تا زمانی که بدن کودک هم مانند ذهنش پیام را دریافت کند.

 

نمونه‌های مثبت را ارائه کنید:

تا حد امکان مسائل را به شیوه مثبت بیان کنید جملات منفی از همان لحظه‌ای که شروع به صحبت می‌کنیدایجاد ناراحتی می‌کنند.

  مغز کودک حتماً تمامی کلمات را پردازش نمی‌کند و ممکن است جمله منفی شما  بر عکس درک شود. فقط در سن مدرسه است که کودک آمادگی پاسخ دادن به دستورات

صرفا کلامی بدون همراهی کلمات را دارد بنابراین تا جایی که می‌توانید سخنان خود رابا نمایش و حرکت دستها بیان کنید و به کودک خود تصویری از کار مورد نظر را ارائه کنید .

اطمینان حاصل کنید که کودک شمامی توانددستورات را به یاد بیاورد:

حافظه کودک شما ظرفیت کمی دارد و بنابراین نمی‌توانید انتظار داشته باشید رفتار صحیح را به یاد بیاورد اگر چه آنها را بارها و بارها نشان داده باشید. یادگیری کودک از طریق رشد تدریجی و تکرار (که سبب شکل گیری عادتها در کودک می‌شود) بوجود می‌‌آید. در واقع انتظار یادآوری مطالب از کودک «زیر پنج سال» زیاد خواهی است و هنگامی که حافظه او به رشد کافی برسد مطالب را پس از چند بار گفتن خیلی سریع به خاطر خواهد آورد.

عدم مداخله :

بسیاری از کودکان از نظر تمرکز طولانی مشکل دارند و پرورش آن نیز دشوار است. در واقع این موضوع طبیعی است که کودک خردسال به اندازه افراد بالغ تمرکز نداشته باشد. یکی از کارهای اصلی و خوبی که می‌توانیدجهت حفظ تمرکز کودک انجام دهید، این است که وقتی «مجذوب و مشغول» چیزی شده است مداخله نکنید و زمانی که توجه کودک خود به خود به چیزی معطوف شد از کار خوب او تقدیر کنید.

 

توجه کنید:

توجه کردن» به یک کودک خردسال باید نمایشی (با اعمال و رفتار) و واضح باشد، کود نسبت به اینکه والدینش به او توجه می‌کنند یا نه؟ بسیار حساس است. کودک والدین را به خاطر عدم توجه یا سرزنش می‌کند یا دست و لباس آنها را به منظور جلب توجه می‌گیرد.

کودک هنگامی احساس مورد توجه واقع شدن می‌کند که با او «تماس چشمی» برقرار شود یا کارتان را به خاطر او رها کنید؛ و این کاری است که والدین باید انجام دهند. اگر والدین این کار را از سن خیلی پایین شروع کنند کودک می‌فهمد که دارای صدا» است و به عنوان یک انسان مورد احترام .

کودک را با موارد منع آشناکنید:

 

با وجود اینکه مسائل باید با ارائه نمونه و جملات مثبت به کودک ارائه شوند ولی مواردی نیز وجود دارد که لازم است کودک «نه» بشنود تا بفهمد «نه» یعنی «ممنوعیت در انجام کاری» البته هنگامی که به کودک «نه» گفته می‌شود لازم نیست این کار به شکل رویارویی مستقیم و برخورد اراده‌ها انجام شود. در واقع همیشه ارزش دارد که قبل از گفتن «نه» چند لحظه دست نگه داریم تا از قصد و نیت اصلی کودک مطمئن شویم و در مورد واکنش صحیح خود کمی فکر کنیم. یکی از بهترین راهها برای انجام این کار معطوف کردن حواس کودک به یک موضوع دیگر است (موضوعی که می‌دانیم کودک بدان علاقه دارد.)

سه موضوعی که لازم است کودک از آنها منع شود عبارتند از: «انجام کارهای خطرناک نظیر دست زدن به اجاق گاز و اذیت کردن دیگران با کارهای خود نظیر با سر و صدا بازی کردن و… ، ایجاد خسارت با کارهای خود نظیر رنگی کردن دیوارهای اتاق با مداد رنگیهایش و… » والدین می‌توانند برای جلوگیری از کارها ، کارهایی نظیر «پوشاندن لباسهایی … که کودک دوست دارد» را انجام دهند.

روان شناسی .تشویق به یادگیری " محسن عزیزی"

 

 

 

 

 

[ شنبه 1388/03/02 ] [ 23:53 ] [ محمد جعفرنژاد ]

[ ]

چگونه فرزندان خلاق تری داشته باشیم ؟

چگونه فرزندان خلاق تری داشته باشیم ؟

آیا  كودك  شما  هم  از آن  بچه هایی است  كه تا وقتی  بیدار است  بدون وقفه  سوالات مختلفی  از شما می  پرسد ؟ چرا آسمان بالاست  و زمین  پایین ؟ چرا اسم توپ  ،توپ  است ؟ چرا دو تا چشم داریم و  یك بینی ؟ اگر جای  چشم و گوش  عوض  می  شد  چه می  شد ؟ و اگر  به هر یك از  سوالات  او پاسخ دهید .دوباره سوالات  جدیدتر می  پرسد  و دوباره  چرا  و چرا  و .... آنقدر  كه فریاد  شمارا به آسمان بلند می كند؟

تمام كودكان  قبل از  دبستان  دارای استعداد  خلاقیت  در عالی  ترین  حد خود هستند  و هنر والدین و معلمان ، خاموش  كردن  و سركوب  كردن  این  استعداد  است ! بهتر است بدانید كودك خلاق ، كودكی  است  كه با جوابهای  سطحی  شما  قانع نمی  شود .به اعتقاد تورنس  كتخصص خلاقیت  در  كودكان ، در سه   سالگی  خلاقیت  بچه ها افزایش  می  یابد و تا  چهار تا چهار و نیم  سالگی    به اوج خود می رسد .اما در  پنج  سالگی  و با ورود  به آمادگی  ناگهان  سقوط  می كند.

حكایت خواندنی تر زیر  به نوعی  دلیل  آن را بیان می كند :  اولین روزی  بود  كه  علی  كوچولو  خیلی  خوشحال  شد  چون نقاشی  را دوست  داشت .سریع  دفترش  را  باز كرد و شروع به  نقاشی  كرد اما معلم گفت : صبر  كنید .او  روی  تخته  منظره ای   را رسم كرد  و گفت : این منظره  را در دفتر   خود  بكشید . ساعت  بعد   سفالگری  داشتند.. علی  كوچولو   سریع   تكه ای  گل   برداشت  و شروع به  ساختن  چیزی  كرد.اما معلم گفت : صبر كنید . ظرف  شبیه  این كه من  ساخته ام  درست كنید . ساعت بعد و ساعتهای  بعد  نیز وضعیت  مشابه  این دو ساعت  بود. روزها  گذشت و علی  كوچولو یاد گرفته  بود  چیزی  را بكشد  كه معلمش  می كشد  و چیزی  را بسازد  كه او می  سازد.روزی  به دلیل  تغییر محل  كار پدرش ، علی كوچولو نیز  ناچار  شد   به مدرسه ای   دیگر برود .معلم وارد كلاس  شد  و گفت : بچه ها این  ساعت  نقاشی  داریم .علی  كوچولو  صاف  نشسه بود .معلم  پرسید : پس  چرا چیزی  نمی كشی ؟ اما او بلد نبود  چیزی  بكشد .او  منتظر  بود معلم  ، روی تخته  یك  نقاشی  بكشد  و بعد  او نظیر  آن را در  دفترش  رسم كند .ساعت بعد  سفالگری  داشتند.علی  كوچولو  باز  هم  بیكار  نشسته  بود  ومنتظر  بود  تا معلم  چیزی  بسازد. معلم  پرسید : پس چرا  كاری  انجام  نمی دهی ؟ اما او  نمی  توانست  ،بلد نبود .او  دیگر فراموش كرده بود  كه خودش هم می تواند  بسازد .فقط  منتظر بود  تا  كار معلم را تقلید  كند. ظاهرا معلم  قبلی  علی  كوچولو  بخوبی  از عهده  وظیفه كشتن  خلاقیت او برآمده بود !

ارنست دیمنه  می گوید : تمامی  كودكان تا قبل  از  ورود  به مدرسه  دارای  نیروی  تخیل   قوی  و تفكر  شهودی  و زنده از واقعیت  هستند. اما دیری  نمی  پاید  كه این  حس  زیبا  و فهم خلاق   از جهان  هستی ، در هیاهوی  آموزش  رسمی  مدرسه  رنگ  ، می بازد.

برای  افزایش  خلاقیت  كودكان  چه كنیم ؟

با تحریك  كودك  به دیدن ، شنیدن ، لمس  كردن  ، كشف كردن  و آزمایش  كردن  می توان  خلاقیت را در آنها   افزایش   داد.  اگر  پدر و مادر  با حوصله ای  هستید  و با كمال  اشتیاق  به  صحبت ها  و سوالات  او گوش  فرا  می دهید. بدانید كه نتیجه رفتار خویش  را  در رشد  خلاقیت كودكتان  مشاهده خواهید  كرد . اگر او در مورد مساله ای  نظر می  دهد ، به او توجه كنید .خندیدن  به  پیشنهاد او  یا رد  كردن  نظریه او  یكی از بهترین  راهها  برای  سركوب  خلاقیت در فرزندان   است !

به  او اجازه  دهید  تصمیم های  غیر معقول  بگیرد و تا جایی كه  ضرری  متوجه  شما  یا خودش  نمی  شود ، این ایده های  غیر معقول را به اجرا گذارد .مثلا  اگر در وسط  تابستان  تصمیم گرفت  بریا بیرون رفتن   كاپشن  بپوشد ،مانع او  نشوید. وقتی  به او اجازه می دهید  تصمیمات  خود را اجرا كند ، از یك  سو احساس  می  كند  افكار  او نیز  ارزشمند   است  و از  سوی  دیگر  به  نتایج  تصمیمات   خود نیز پی  می برد. فراهم آوردن  فرصت  انجام برخی  از آزمایش  ها ی علمی ، به او كمك  می كند ،تا در یابد  كه تمام  تجربیا  منجر به موفقیت نمی  شود  و موفق  نشدن نیز مساوی  با شكست خوردن  نیست .

شكست  زمینه  پیروزی   

اصرار  نداشته  باشید  به این كه جلوی  شكست  او را بگیرید.این كار موجب از بین رفتن  ابتكار  و تدبیر  وی می شود  و در واقع  او  از  شكست  نخوردن  آسیب  بیشتری  می  بیند  تا از  شكست  خوردن . بچه ها از راه  سعی  و خطا می آموزند ،آنها  باید  برای  انجام  هر كار ،  سعی كنند ، شكست  بخورند  و سپس راه دیگری  را انتخاب  كنند .به اعتقاد   دكتر تورنس  ممانعت  فرزند از  انجام  یك كار  از ترس  شكست  خوردن  او ،بزرگترین  مانع  رشد  خلاقیت  در دوران  طفولیت  است .یكی از خصوصیات  افراد  فوق العااده  توانایی مقابله  با  شكست  است . چراكه  آنها  كاری  بسیار بزرگ  و مشكلی  را  آغاز می  كنند  كه ممكن   است  نیمه  كاره  بماند   یا با شكست  مواجه  شود .

 طرح سوالات  واگرا

در مواقع  فراغت  ، مثلا  وقتی  در اتوموبیل  نشسته اید  یا وقتی  در مطب  دكتر  در انتظار  نوبت   هستید .با  طرح  سوالات  واگرا، خلاقیت  او را تحریك  كنید .مثلا  از او  بپرسید :  فكر می  كنی  از  چوب  بستنی  چه  استفاده هایی می توان  كرد؟

 گاهی  اوقات ، خودتان  نیز مثالهایی غیر معمول  بزنید .مثلا  بگویید می  شود  با  آن چای  را هم زد...از او نیز  بخواهید  موارد  دیگری را  ذكر كند.

آشغال ها  را  دور نریزید

یك كودك  خلاق می تواند  از هر چیزی كه  به نظر  شما  آشغال و به  درد نخور   است .چیزهای جالبی  درست كند .پس خرده كاغذ  ، چوب ،قوطی های  خالی پودر  و شامپو ، سبد های گل ، چوب  بستنی  و ...  را دور نریزید و البته  خیلی هم نگران  تمیزی  اتاق  او نباشید .یادتان  باشد  تاكنون  كسی  به  دلیل  نظیف  بودن   بیش  از حد ، جایزه  نوبل نگرفته  است !

شاید  خرس ،آبی   باشد

اصرار نكنید  كودكتان  به  شیوه  مشخص  و در چارچوب  معینی  كار كند .اگر  در نقاشی خرس اش را آبی  رنگ كرد و آسمان  را  سبز ، به او  انتقاد  نكنید.یكی  از نشانه های  افراد خلاق  این است  كه به گونه ای  متفاوت  فكر می كنند  و راههای  متفاوت   انتخاب می كنند  .به گفته اوشو: فراموش  نكن  كه افراد خلاق  همیشه   سعی  دارند  راههای عوضی  را امتحان  كنند  اگر همیشه  راه درست بروی ، هرگز  خلاق  نخواهی  بود ، زیرا  راه  صحیح  یعنی  راه كشف  شده توسط  دیگران .

و  بالاخره  سعی  كنید  تا می توانید  قبل از  آن  كه كودكتان  وارد دبستان  شود .خلاقیت   او را تا حد  امكان  پرورش  دهید  چراكه مدرسه ، حتی  اگر  كودك  شما  معلم خوبی  داشته  باشد ، به دلیل  تعداد  زیاد  بچه ها ،  امان  رشد  خلاقیت  در او  بسیار  كمتر است .

  ****

منبع : مقاله "  چگونه  فرزندان  خلاق  تری  داشته باشیم ؟ "-نویسنده :  فاطمه  شبیری ، روزنامه جام جم ، سه  شنبه  19 آبان  1383

 

[ شنبه 1388/03/02 ] [ 23:51 ] [ محمد جعفرنژاد ]

[ ]

چگونه توانستم اضطراب در موقع امتحان رادر یکی از دانش آموزان پایه اول دبیرستان از بین ببرم ؟


چگونه توانستم اضطراب در موقع امتحان رادر یکی از دانش آموزان پایه اول دبیرستان از بین ببرم ؟(سرور حس

1- موضوع تحقیق: چگونه توانستم اضطراب در موقع امتحان رادر یکی از دانش آموزان پایه اول دبیرستان از بین  ببرم ؟

 سال اقدام : (  85 – 1384 ) 

 محل اقدام :( منطقه 8 تهران – دبیرستان پیام انقلاب اسلامی )           

 

2- خلاصه ای از توصیف موضوع و مسئله ای که با آن مواجه بودید:

در موقع امتحانات مستمر اول متوجه شدم دانش آموزی  در پایه اول دبیرستان رنگش پریده ودستهایش می لرزد جویای حالش شدم گفت خوب است فقط کمی سرش درد می کند برایش کمی آب وقند آوردم واو شروع کرد به امتحان دادند در امتحانات بعد نیز همین حالت شد احساس کردم مضطرب است آیا بلد نبودن درس یا بیماری خاصی یا مشکل خانوادگی باعث این حالت شده است بادیدن دفتر ثبت نمرات متوجه شدم او دانش آموز بسیار خوب وزرنگ واز نظر انضباط مورد تایید

 

3- خلاصه شواهد تشخیص واینکه چگونه تشخیص دادید که با مسئله ای مواجه هستید :

 سردرد شدید  .   بی اشتهایی ومعده درد  .   همیشه نگران ومضطرب  .    در موقع امتحان عرق می کند ودستهایش می لرزد .زمانی که برای پرسش شفاهی فرا خوانده می شود رنگش می پرد وطپش قلب پیدا می کند .  دچار لکنت زبان می شود .   سر جلسه امتحان آرامش ندارد واز چیزی می ترسد

 

4-  مهمترین عوامل موثر بر ایجاد مسئله به نظر شما :

1- بی تو جهی ویا توجه بیش از حد والدین دانش آموز  2- عدم موفقیت در انتخاب رشته مناسب وعدم ورود به دانشگاه در آینده 3- رقابت پنهانی با خواهر وبرادر ویا دوستان در تحصیل    4- برخمرد بعضی از معلمین در دوره راهنمایی وابتدایی با دانش آموز  5- شکستهای متعدد در ارتباطات اجتماعی     6- خجالتی بودن دانش آموز یا وجود ترس بد لیلبرخورد شدید یکی از والدین  7- وجود موارد ایجاد اضطراب واسترس مثل اضطراب از جدایی والدین

 

5- راه حل بکار گرفته شده توسط شما :

در میان گذاشتن مسئله با مدیر مدرسه- صحبت با مشاوران با تجربه- صحبت با دبیران مربوطه جهت همکاری- مصاحبه حضوری با مادر دانش آموز- ایجاد ارتباط با دانش آموز

 

6- خلاصه ای از مهمترین نکات کلیدی در اجرای راه حل : 

 صحبت با مشاوران  وبکار گیری روشهای در جهت بهبود دانش آموز- صحبت با اولیای دانش آموز- مقایسه نکردن دانش آموز با  سایرین- نشان دادن راه مناسب به دانش آموز  کمک وهمراهی وی جهت انتخاب راه درست نه تحت فشار گذاشتن وی- دوست بودن با نوجوانان

 

7- خلاصه ای از شواهد قضاوتی ومیزان تاثیر گذاری اقدام شما:

در پی گیریها وانجام راه حلهای پیشنهادی از طرف مشاورین وبرقراری ارتباط با اولیا وتغییر رفتار والدین  وبرقراری ارتباط دوستانه با دانش آموز جهت کاهش اضطراب ودادن مسئولیتهای به او کاهش ترس واسترس در او باعث شد که اضطراب در امتحانات ترم اول ومستمر دوم  وترم دوم کم کم کاهش واز بین برود

 

8- نتیجه گیری  و توصیه های شما به معلمان و والدین:

حساسیت به خرج دادن والدین در مورد تحصیل  ومقایسه کردن فرزندان با هم وسایر دوستان اشتباه می باشد  فرزندان را باید کنترل کرد ولی به صورت منطقی واصولی که آنها دچار اضطراب یا اینکه از درس زده نشوند.  ایجاد تفکر مثبت باعث ایجاد انگیزه های لازم برای موفقیتهای آینده

 

[ شنبه 1388/03/02 ] [ 23:48 ] [ محمد جعفرنژاد ]

[ ]

چگونه با كم رويي و خجالتي بودن خودمان مقابله كنيم؟

چگونه با كم رويي و خجالتي بودن خودمان مقابله كنيم؟

 

مهرشاد سوالش را به اين ترتيب مطرح ساخته است:

با سلام، آقای خواجه نصیری من دارم کتاب «21 رمز موفقیت میلیونرهای خود ساخته را» میخونم و خیلی کتاب خوبی است آقای خواجه نصیری من یک ضعف بزرگ دارم: من خیلی خیلی کم رو و خجالتی هستم و چون کم رو هستم دیگران دارن از این موقعیت خجالتی بودن من سو استفاده میکنند من چکار کنم از کم رویی در بیام و یک مشکل دیگر در این رابطه این است که من با دیگران در صحبت کردن مشکل دام حرف هایم را خوب نمیتونم بزنم و زود صحبت را شروع و تمام میکنم ؟ لطفا مشکل من را رفع کنید و آیا کتابی در این زمینه که مشکل من را رفع کند هست ؟ با تشکر. مهرشاد.

خاطرم هست كه با مهرشاد تلفني‌ هم صحبت كرده‌ بودم. او كسي است كه در حال حاضر چندين سايت اينترنتي را بر روي اينترنت برده است و آنها را هدايت مي‌كند و مي‌شود گفت يك كارآفرين entrepreneur است با اهداف و انگيزه‌هاي فوق‌العاده قوی، فكر كردم اين مقدمه لازم است برای خوانندگان تا شناخت بهتري داشته باشند نسبت به شخص پرسشگر.

كارآفرينان در آغاز راه با مشكلات متعددی رو به رو مي‌شوند، آنها مي‌خواهند كارگردانهايي شوند اين بار در فضاي مجازي و در صحنه‌ی اينترنت. آنها كه به كارهاي نمايشي مثل تئاتر و سينما علاقه مند هستند حتماً مي‌دانند كه كارگردانها بايد خصوصيات ويژه‌اي داشته باشند. اول از همه اينكه آنها «هدف» خود را مي‌شناسند و برای رسيدن به هدف، هر آن كار كه لازم باشد را انجام مي‌دهند. براي يك كارگردان، مهم اين است كه ابتدا خودش را خوب شناخته باشد، نقاط ضعف و قوت خودش را يافته باشد. يك كارگردان (متوجه هستيد كه منظورم همان كارآفرين است در اينجا) بايد در زمينه‌هاي مختلف مطالعه داشته باشد و از جمله مطالعه در زمينه‌های مرتبط با خودش، كارش و مخاطبين‌اش و ابزارهاي ارتباطي‌اش با مردم.

آنها كه در كاهاي نمايشي مطالعه دارند مي‌دانند كه «وظيفه‌ی اصلي كارگردان ايجاد ارتباط است با تماشاگر در بالاترين حد ممكن». حال چگونه مي‌شود كارگردانی اين اعتماد به نفس را نداشته باشد و با كم رويي و خجالتي بودن بخواهد نمايشي فوق‌العاده را به روي صحنه ببرد؟ كارگردان هم بايد با مردم اين رابطه را ايجاد كند و هم با بازيگران و نورپردازان و مسئولان صدا و منشي صحنه و غيره. ارتباط با تماشاگران نيز، ارتباطي است كه نه به صورت مستقيم، بلكه به صورتي غير مستقيم و بوسيله‌ی افراد ديگر برقرار مي‌شود. پس خودتان را جاي كارگردانی بدانيد كه قرار است يا مي‌خواهد نمايشي فوق‌العاده محشر را روي صحنه ببرد. اگر چنين تصوري بكنيد، همين به شما اعتماد به نفس فوق‌العاده‌اي مي‌دهد. حتي اگر خودتان را تنها، بازيگری بدانيد كه قرار است خواست‌ها و فرمانهاي هدايت كننده‌ی كارگرداني را بر روي صحنه اجرا كند آن زمان هم روحيه‌ای قوي پيدا خواهيد كرد چرا خودتان را نسبت به آنچه به شما محول شده است موظف و مسئول مي‌دانيد. بازيگران و كارگردانهايي كه اين كاستي‌ها را در خود مي‌بينند، با يك ديد درست و با توجه به هدفي كه دارند درصدد برطرف ساختن اين مشكلات گام بر مي‌دارند.

بياييد تصور كنيم كه شما هم اكنون يك كارگردان موفق هستيد (در كاري كه در دست داريد، در يك پروژه‌ی نمايشي، يك فيلم سينمايي، يك سايت اينترنتي، يك پروژه‌ی طراحي، يك پروژه‌ی تامين قطعات يدكي و ...، يك كارگردان مي‌خواهد بااستفاده از ابزارهای مختلفي كه در اختيار دارد نظرات، احساسات، افكار و ديدگاههاي خود را از طريق بازيگران، طراحان صحنه، نورپردازان، متصديان لباس و موسيقي و انتظامات و (گاه حتي تماشاگران) به تماشاگر منتقل كند. اگر كارگردان نتواند توانايي ايجاد ارتباطي عميق، صريح و گسترده با افراد گروه خود داشته باشد نمي‌تواند نظرات خودش را به آنان منتقل كند و در نتيجه با مردم هم نمي‌تواند اين ارتباط را برقرار كند. در عين حال، كارگردان بايد سعي كند كه احساسات و نيازهاي تماشاگران را نيز به خوبي درك كند. پس ابتدا به خوبي مي بينيد، گوش مي‌كند و در احساسات و نيازهاي تماشاگر دقيق مي‌شود و حساسيت‌هاي او را لمس مي كند تا عواطف و نيازهاي او را درك كند. اهالي تئاتر معتقدند كه «هدف» نهايي كارگردان جلب «توجه» تماشاگران است. به عبارت ديگر ما (به عنوان كارگردان يا بازيگر - در يك گروه) مي‌خواهيم در تماشاگران ايجاد انگيزه كنيم كه بيشتر به تماشاخانه‌ی ما بيايند (بليط بخرند).

زماني من به اين ايده رسيدم كه سيزده يا چهارده ساله بود، همان اوايل انقلاب. دلم مي‌خواست سازي بزنم، مي‌خواستم گيتار ياد بگيرم تا بلكه بتوانم در آينده وقتي بزرگتر شدم، موسيقي دان و آهنگساز شوم. آن موقع صدايم در نمي‌آمد يعني نه مي‌توانستم زياد حرف بزنم و نه مي توانستم صداي موزون و دلنشيني از خودم دربياورم، گيتاري گرفته بودم و (پنهاني چون پدر زياد موافق نبود) كلاس مي‌رفتم و پنهاني تمرين مي‌ كردم. آن زمان، من هم چون مهرشاد، فوق‌ العاده خجالتي بودم و در عين حال ترسو. يك روز به خودم آمدم كه اگر من بخواهم روزي به روي صحنه بروم كه نمي‌شود خجالتي باشم، پس بايد كاري مي‌كردم، آرام آرام شروع كردم روي خودم كار كردن، مي‌پرسيد چگونه؟ مي‌گويم اينجوري كه در تصور و خيالم، خودم را نوازنده‌اي مي‌ديدم كه دارد مقابل يك جمعيت بسيار زياد گيتار مي‌زند و مي‌خواند، ابتدا جمعيت مدام مرا هو مي‌كردند و گوجه فرنگي برايم پرتاب مي‌كردند و اين خيلي لحظه‌ی سختي بود در تصور و خيال من، آما آنقدر اين صحنه را در ذهنم مرور كردم كه جمعيت حاضر در خيالاتم، دست از اين كار برداشتند، نه ترسي از جمعيت داشتم و نه هراسي از پدرم و نه خجالتي ديگر. در اين ميان شروع كردم به تمرين كردن با خودم، بلند بلند صحبت مي‌كردم، نطق مي‌كردم و مي‌خواندم و صدايم را با گام موسيقي خودم هماهنگ مي‌كردم. يك روز رسيد كه گيتارم را برداشتم در يك مهماني خانوادگی، يكي از ترانه‌هايي كه ساخته بودم را براي جمعيت خواندم، هيچوقت يادم نمي‌رود كه اين اولين اجراي من بود و همان از من نه يك موسيقيدان بلكه فردي ساخت كه امروز مي‌توانم در مقابل صدها يا هزاران نفر بايستم و حرف خودم را بزنم.

وقتي مقابل ديگران مي‌ايستيد و مي‌خواهيد سخني بگوييد و كم رويي و خجالت مانع شما مي‌شود، ياد اين نوشته من بيافتيد و بگوييد «من اكنون كارگردان اين صحنه هستم» و يادتان باشد كه هيچگاه براي سرگرم كردن مردم صحبت نكنيد چرا كه معمولاً سرگرم كردن مردم در صحنه نمايش، كار را به ابتذال مي كشاند، سرگرم كردن مردم كار راحتي است اما اين ايجاد يك نمايش خوب است كه مشكل است. در لحظه‌اي كه مي‌خواهيد صحبتي بكنيد، نمايشي را خلق كنيد كه در روح و روان مخاطبتان نفوذ كند و او را به هيجان بياورد. چون اين هدف‌تان باشد خواهيد ديد كه پيش از سخن گفتن،‌ ديالوگ را با اعتماد به نفس در ذهن خود مرور خواهيد كرد و اين ديالوگ را به مرور آنگونه جلو خواهيد برد كه مي‌بينيد با تماشاگران‌تان همان ديگراني كه قبلاً از آنها خجالت مي‌كشيديد همان افرادي كه ممكن بود مسخره‌تان كنند يا گوجه فرنگي برايتان پرت كنند، به يك هماهنگي و ارتباط موثر دست يافته ايد به طوريكه آنها ديالوگ شما را ادامه مي‌دهند، همانگونه كه در ذهنتان نوشته بوديد يا ساخته و پرداخته كرده بوديد.

اين مشكل را خيلي‌ها دارند. مردم معمولاً از صحبت كردن در جمع مي‌ترسند و راه حل فقط در «كشف شخصي» است همان چيزي كه آنتوني رابينز به آن مي‌گويد «قدرت شخصي». به دست آوردن آن خيلي راحت است فقط كافي است مدتي در درون‌تان به سير و سفر بپردازيد، نقاط ضعف خودتان را بيابيد و آنها را قوي و قوي تر كنيد. فرصت زيادي نداريم، ما عمرمان خيلي كوتاه است. كارگردان باشيد و خودتان را براي نمايش آماده كنيد، نويسنده‌ی سرنوشت خودتان باشيد و آن را خودتان بنويسيد و با مردم ارتباط برقرار كنيد، آگاهانه اعتماد كنيد و از آنها نيز اعتماد بخواهيد و در درون آنها نفوذ كنيد او نيز بايد متن شما را فهميده باشد، او نيز بايد احساس شما را دريافته باشد و يادتان باشد كه پيش از آن اين شما هستيد كه بايد خودتان را و متن و تماشاگرانتان را بشناسيد.

دراين مورد به اميد خدا بيشتر خواهم نوشت اگر بخواهيد.

در بازاريابي و تجارت الكترونيك، ارتباطات حرف اول را مي‌زند. ما بايد بتوانيم با مشتريان و مخاطبين خودمان ارتباط برقرار كنيم و بدون نفوذ در روح و روان و احساسات مخاطبين هيچگاه نمي‌توانيم كالا و خدماتمان را بفروش برسانيم. براي ايجاد ارتباطات است كه به اين نتايجه مي‌رسيم كه بايد كارمان را يا كالا و خدماتمان را در مطبوعات تبليغ كنيم، در راديو و تلويزيون آگهي بگذاريم. يادآوري مي‌كنم كه آگهي‌هاي تبليغاتي يا نامه‌هاي مستقيمي كه مي‌نويسم براي تبليغ كالا و خدماتمان، درست مثل همان ديالوگي است كه كارگردان از بازيگرانش مي‌خواهد تا بخوبي و با احساس روي صحنه به اجرا درآورند. صاحبان مشاغل موفق، همان كارگردان‌هايي هستند كه وقتي فلايري پخش مي‌كنند، مي‌دانند دارند متن نمايشنامه‌ی خودشان را مي نويسند و از بازيگران (كارت پخش كن‌ها) مي‌خواهند آنها را به دست مخاطبين هدف بدهند و نه به دست باد يا جوي آب!

[ شنبه 1388/03/02 ] [ 23:45 ] [ محمد جعفرنژاد ]

[ ]

چرا بعضي از دانش آموزان تقلب مي كنند؟

چرا بعضي از دانش آموزان تقلب مي كنند؟

روي آوردن به تقلب و تبديل شدن آن به يك عادت در اين گونه از دانش آموزان در اغلب موارد امري است كه به مسائلي از جمله محيط مدرسه، همكلاسي ها و حتي تربيت خانوادگي بازمي گردد. وقتي دانش آموزي نداند كه براي چه درس مي خواند و تا زماني كه به اين موضوع پي نبرد كه منظور از امتحان، پس دادن آموخته هايي است كه در كلاس فراگرفته و يا خانواده دانش آموز فقط از فرزندش نمره قبولي بخواهد، نه اين كه از او جهت ياد گرفتن مطالب و مفاهيم درسي بازخواست نمايد، دانش آموز نيز براي گرفتن نمره ده به هر دري مي زند، حتي اگر شده با توسل به تقلب براي كسب نمره قبولي اقدام خواهد نمود. اين است كه او سعي مي كند تا كوتاه ترين و تنهاترين راه را براي دريافت تأييديه قبولي جهت ارائه به اولياء را طي كند، پس آن چه كه بايد در كلاس هاي درس توسط دبيران و در خانواده ها براي اوليا و در مدرسه براي مديران و در امتحان براي دانش آموزان اهميت داشته باشد، مفاهيم است، نه نمره ده. البته همان طور كه در ابتدا يادآور شديم اين موضوع فقط شامل حال عده اي از دانش آموزان خاص مي شود و اكثر دانش آموزان از اين قائده مستثني هستند.


   محمد مرادي روزنامه کیهان 27/7/86

[ شنبه 1388/03/02 ] [ 23:43 ] [ محمد جعفرنژاد ]

[ ]

بررسی علل ضعف تعدادی از دانش آموزان پایه اول ابتدایی در درس ریاضی

  بررسی علل ضعف تعدادی از دانش آموزان پایه اول ابتدایی در درس ریاضی

 

توصیف وضعیت موجود :

 

تجربه ی طولانی تدریس من و سایرهمکاران در مقطع ابتدایی نشانگر آن است که هر ساله تعدادی از دانش آموزان نه تنها به اهداف کلی درس ریاضی دست نمی یابند بلکه در یادگیری بیشتر مباحث درس ریاضی نیز با مشکل روبرو هستند .کلاس 31 نفره دبستان شاهد دختران گنبد که من در آن مشغول به تدریس می باشم نیز ازاین قاعده مستثنی نبوده ودانش آموزان این کلاس نیزدر یادگیری مفاهیم ریاضی مشکل دارند.به گفته ی مدیر مدرسه که دارای سابقه مدیریت ومعاونت 10 ساله دراین آموزشگاه می باشددیگر دانش آموزان سال های گذشته و دوره های بالاترکه عمدتا“ از بستگان همین دانش آموزان بوده اند نیز از نظر یادگیری ریاضی دچار مشکل بوده و هستند . به همین جهت تصمیم گرفتم در صورت امکان راه حلی برای رفع مشکل بیابم .

 

گردآوری اطلاعات (شواهد 1) :

 

مساله عدم علاقه مندی دانش آموزان به درس ریاضی را با جمعی از همکاران با سابقه در میان گذاشته و با هم به بحث و گفتگو پرداختیم .همه ی همکاران با علاقه ی بسیار در بحث شرکت کردند و نظرات مفیدی ارایه نمودند. با یکی از اساتید صاحب نظر شهرمان نیز موضوع را در میان گذاشتم ایشان مشتاقانه مطالب نوشته شده را مطالعه و نظر خود را بیان نمودند .با مراجعه به کتاب ها و نشریات گوناگون هم به مطالب جالب و قابل توجه در این زمینه دست یافتم پس از گفتگو های بسیار در زمینه ی علل ضعف و مشکلات یادگیری تعدادی از دانش آموزان در درس ریاضی مطالب جمع آوری شده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت مشکلاتی که در این باره وجود داشت ،نظیر روش تدریس معلم ،تفاوت های فردی دانش آموزان ،مسائل کمک آموزشی ،محیط فیزیکی کلاس و ... فهرست گردید .

 

خلاصه یافته های اولیه :

 

- معلمین ما معمولا در کلاس درس متکلم وحده هستند و درس ریاضی که مخصوصا در پایه اول باید با روش های گوناگون تشریحی،تشبیهی،استفاده از مثال ،تجربه و مشاهده های عینی ،استفاده از مدل و کاوشگری و…) تدریس شود به روش زبانی و قاعده گویی محدود شده است .

 

-معلم آن طور که باید آموزش لازم را ندیده به طور مثال با اصول یادگیری آشنا نیست که بتواند از آن در امر تدریس بهره گیرد .

 

-وسایل کمک آموزشی که نقش مهمی در ارائه مفهوم ریاضی دارند به حد کافی در اختیار معلم و دانش آموز نیست .

 

-تراکم بیش از حد جمعیت در کلاس

 

-عدم ارتباط ریاضی در پایه های مختلف

 

-نقش خود دانش آموز در گیرایی مفاهیم از نظر رشد جسمی و هوش

 

نکاتی چند در باره آموزش ریاضی :

 

در حین مطالعه و جمع آوری اطلاعات در پی مطالبی بودم که مرا در امر تدریس و رفع مشکلات یادگیری کودکان راهنما باشد که به نظریه اسکینر در کتاب نظریه های یادگیری برخوردم او معتقد است یادگیری در صورتی به بهترین وجه انجام می گیردکه 

 

الف ) اطلاعاتی که قرار است آموخته شوند در گام های کوچک ارائه گردد.

 

ب ) به یادگیرندگان درباره ی یادگیریشان بازخورد فوری داده شود. یعنی بلافاصله پس از یک تجربه یادگیری به آنان گفته شود که اطلاعات مورد نظر را درست یادگرفته اند یا از آن لحاظ اشکالاتی دارند.

 

ج) یادگیرندگان بتوانند با سرعت متناسب خود یاد بگیرند.

 

او با تجربه ی دست اول متوجه شد که این اصل در کلاس های درس به کار برده نمی شوند . او در رابطه با دیداری که از یکی از کلاس های درس دخترش در سال 1935 به عمل آورد چنین اظهار نظر کرد :«در 11 نوامبر من به عنوان پدری که از کلاس درس فرزندش دیدار می کند در صندلی آخر یک کلاس درس ریاضی نشسته بودم .ناگهان وضعیت کاملا مبهم به نظر رسید درآن جا بیست موجود فوق العاده با ارزش وجود داشتند معلم کلاس تقریبا بر خلاف تمامی آنچه که ما درباره یادگیری می دانیم عمل کرد .قابل ذکر است که معمول ترین روش یادگیری روش سخنرانی است و در این روش هر سه اصل بالا زیر پا گذاشته می شود .در زمان حال و در بعضی از مدارس فعلی ما نیز غالبا از کودکان مدارس ابتدایی خواسته می شود به جای یادگیری مفاهیم ریاضی از طریق بررسی ماهیت اعداد و نیز تفهیم مفاهیم به کمک معلم مجموعه های تازه ،لغات و اعمال ریاضی جدید را به ذهن بسپارند .در امر تدریس هر مفهوم درس ریاضی سیر تفکر دانش آموز را نیز باید مدنظر قرار داد که مراحل آن به شرح زیر می باشد:

 

آمادگی : در این مرحله از تدریس معلم می کوشد اولا“ رغبت دانش آموزان را نسبت به موضوع درس برانگیزد ،ثانیا هدف درس را روشن نماید ،ثالثا معلومات فبلی دانش آموزان را بررسی کرده و مطالب جدید را بر پایه معلومات قبلی او تدریس کند .

 

عرضه :معلم درس تازه را عرضه می کند و به اصطلاح موضوع جدید را با توجه به هدف هایی که پیش بینی کرده است به دانش آموزان تدریس می کند .

 

مقایسه : ارتباط بین معلومات قبلی و درس برقرار و مقایسه به عمل می آید و در این مقایسه است که به اصول کلی دست پیدا می کنند در تدریس ریاضیات معلم در این مرحله به قاعده دست پیدا می کند و تعاریف را به دست می آورد .

 

تعمیم : نتایج به دست آمده در مرحله سوم که در ریاضی قاعده گفته می شود در مواقع مقتضی و همانند ،تعمیم داده می شود .کاربرد و تطبیق: مانند حل مسائل ریاضی بعد از یادگرفتن قاعده روابط ریاضی. در این جا لازم است به این موضوع نیز توجه داشته باشیم که روش های شهودی و فعال ، از جمله روش های جدید تدریس ریاضیات ابتدایی هستند که در چند سال اخیر بر اثر تحولات به وجود آمده در علم و هم چنین پیشرفت های روان شناسی و تعلیم و تربیت به وجود آمده و در کشورهای پیشرفته جهان در زمینه تدریس ریاضیات مورد استفاده قرار گرفته اند. طرفداران روش شهودی عقیده دارند سهم عمده یادگیری به خصوص در مورد انسان از طریق بینش انجام می گیرد . در این روش وسایل کمک آموزشی نقش مهمی در تدریس پیدا می کنند و معلم مراحل درس را طوری تنظیم و ارایه می کند که دانش آموزان با مشاهده مراحل به هم پیوسته کار آموزش پی به حل مسئله می برند که منجر به یادگیری مفاهیم درس می شود .در روش فعال دانش آموزان با تلاش خود و با راهنمایی معلم به اهداف آموزشی نایل می گردند .

 

راه های پیشنهادی برای تدریس ریاضی :

 

دانش آموز باید در کسب معلومات ریاضی خویش سهیم باشد .تا بتواند از آن معلومات در مواقع لازم بهره برداری کند . معلم باید قبل از تدریس یک مفهوم جدید معلومات قبلی دانش آموز را محک زده و تدریس مطالب جدید را بر پایه معلومات قبلی او استوار نماید .قبل از تدریس هدف درس را برای دانش آموزان روشن نماید تا بچه ها با بینش و بصیرت به یادگیری مفاهیم ریاضی بپردازند با ایجاد انگیزه قوی رغبت دانش آموزان را نسبت به موضوع درس برانگیزد .یادگیری از آسان به مشکل صورت بگیرد .چون کودکان در این مقطع در مرحله ی رشد تفکر عملی هستند برای یادگیری یک مفهوم لازم است که از اشیا و وسایل عینی بیشتری استفاده کنند .در کلاس باید موقعیت های مختلف برای کودکان فراهم شود تا آن ها بتوانند اشیا را دستکاری کنند ،بازی قسمت اصلی کار است .

 

چگونگی اجرای راه های جدید :

 

به منظور اجرای دقیق راه حل های به دست آمده و رفع مشکل یادگیری این کودکان ابتدا سعی نمودم در امر یادگیری هر مفهوم مستقیما آنان را با موضوع یادگیری درگیر نمایم و متوجه شدم برای یادگیری بیشتر مفاهیم ریاضی ، این کودکان احتیاج به انجام یک سری فعالیت های ذهنی ساده تر در رابطه با آن مفهوم دارند، که این فعالیت ها بهتر است در کلاس های آمادگی ( قبل از دبستان ) به صورت عملی و به وسیله کودکان انجام شود .به طور مثال طرحی را در رابطه با آموزش مفاهیم تفریق- در سطح آمادگی در کلاس- برای این کودکان در نظر گرفتم که با انجام این فعالیت دانش آموزان ضعیف در حل مسائل تفریق با مفهوم کاهشی آن که در پایه اول کاربرد دارد مشکل جدی نداشته باشندچراکه مفاهیم دیگر آن به شکل ساده در اثر یادگیری دیگر مفاهیم تفریق است که در کلاس های بالاتر مورد استفاده قرار می گیرد .

 

گردآوری اطلاعات ( شواهد2 ) :

 

گرچه با طرح هایی که کم و بیش در کلاس درس به ابتکار خود یا با استفاده از نظرات ارائه شده توسط همکاران یا با بهره بردن از مطالعه کتاب های گوناگون اجرا نمودم پیشرفت قابل ملاحظه ای در روند یادگیری کودکان ضعیف ایجاد شداما همچنان لازم بود مقایسه ای بین دو گروه در قالب ارزشیابی از دانش آموزانی که به نظر من از ابتدا مشکل بودن مفاهیم ریاضی را درک می کردند و دانش آموزانی که ضعیف قلمداد می شدند و احتیاج به تمرین خاص داشتند انجام گیرد و در این مقایسه مشاهده نمودم که به نسبت زیادی موفق به افزایش درجه تمرکز حواس این دانش آموزان بر روی یک مطلب شده ام - موضوعی که اساس یادگیری در تمام دروس به خصوص در درس ریاضی می باشد . به طور نمونه در یک آزمون قبل از به کارگیری طرح ، میانگین نمرات دانش آموزان بدون مشکل 20 و میانگین نمرات دانش آموزان ضعیف 11 بود . و بعد از به کارگیری طرح میانگین نمرات این دانش آموزان به 17 ارتقا یافته بود .

 

 

 

نتایج :

 

- دانش آموزان به درس ریاضی علاقه مند شده و درزنگ ریاضی فعالیت چشمگیری ازخود نشان می دادند. .

 

- زمینه ای برای بحث و هم فکری بین همکاران به وجود آورد

 

- یادگیری عمیق تر و پایدارتر صورت می گرفت

 

- والدین از پیشرفت فرزندانشان ابراز رضایت می کردند

 

- میانگین نمرات ریاضی دانش اموزان در حد قابل ملاحظه افزایش یافت .

 

نتیجه گیری :

 

اگر پایه تدریس بر انتقال معلومات به دانش آموزان استوار نباشد و به یک نظام تحقیقی و فعال که کودکان محور اصلی انجام عمل ریاضی باشند توجه شود .اگر محتوای مطالب آموزش ریاضی را با فعالیت های ذهنی کودک منطبق سازند اگر کلاس درس ریاضی طوری اداره شود که دانش آموزان با تلاش خود و با راهنمایی معلم به اهداف آموزش نائل شوند یادگیری بهتر و آسان تر صورت می‌پذیرد.

 با تشکر از سرکار خانم زهرا عرب خلیلی

 

[ شنبه 1388/03/02 ] [ 23:41 ] [ محمد جعفرنژاد ]

[ ]

افت تحصیلی 2


مقدمه محمدعلی خداجو
تحصیل فرزندان امروزه یکی از دغدغه های مهم خانواده های کشورمان را تشکیل می دهد این دغدغه بیشتر به دلیل وابستگی آینده فرزندان به میزان توفیق آنان در تحصیل استاگر چه این دل نگرانی ها برای اعتلا و ارتقای تحصیلی فرزندان و در کل نظام آموزش و پرورش نقطه ای امید بخش و خوشایند به حساب می آید.در شکل دیگر نوعی اضطراب و تشویش برای خانواده ها و دانش آموزان فراهم می نماید که چنانچه فردی مراحل تحصیل را به شکلی کامل طی نماید و راه یابی او به دانشگاه دچار اشکال گردد دیگر نمی تواند فردی موفق و شهروندی مؤثر به لحاظ اجتماعی به شمار آید.به نظر می رسد نظام تربیتی ما باید به گونه ای برنامه ریزی شود که از سویی افت تحصیلی را کاهش دهد و کارایی آموزشی را بالا ببرد و راه های پیشرفت تحصیلی را برای اعتلای آموزشی در پیش گیرد و از سوی دیگر ملاک توفیقات اجتماعی و شغل یابی را تنها مدارک تحصیلی دانشگاهی شاخص قرار ندهد.بلکه شایستگی های فردی، ابتکارات انسانی و تلاش های سازنده افراد را به عنوان ملاک اعتباری برای شاخص های اجتماعی و نیاز های شغلی مورد توجه قرار دهد.یکی از مشکلات نظام های آموزشی هر کشور افت تحصیلی است که یک نظام آموزشی کارآمدکمترین افت و بالاترین بازدهی را دارد.وقتی صحبت از افت تحصیلی می شود شامل جنبه های مختلف شکست چون غیبت مطلق از مدرسه ترک تحصیل قبل از موعد مقرر، تکرار پایه تحصیلی ، کیفیت نازل تحصیلات دانش آموزان با آنچه تداعی میگردد.




1
ضرورت توجه به دوران راهنمایی تحصیلی
آغاز دوران راهنمایی تحصیلی شروع دوران نوجوانی کودکاناست.کمک به نوجوان برای یافتن و شناخت توانائیها، امکانات و ظرفیتهای درونی می تواند نقطه شروع تربیت این دوران پر آشوب باشد که خود راه را برای یکی از مختصات این مرحله یعنی یافتن هویت و نقش اجتماعی باز می کند. حیات جمعی و نیاز به عضوی از گروه بزرگتر بودن مقدمه فعالیتهای اجتماعی می شود و از آنجا که در عصر حاضر تحصیلات نقش و تاثیر زیادی در دستیابی به این مهم دارد راهنمایی تحصیلی مقدم بر راهنمایی شغلی قرار می گیرد. در سيستم آموزشی ما دوره راهنمايي تحصیلی بعد از ابتدایی این وظیفه را به عهده دارد. یعنی در این دوران دانش آموزان به رشته های تحصیلی مناسب هدایت می شوند. هرچه هدایت تحصیلی صحیح تر و با روشهای اصولی تر انجام گیرد نتایج کاملتر و موفق تری به دنبال خواهد داشت. بروز و ظهور استعدادهای فردی در دوره نوجوانی هر چند روند راهنمایی تحصیلی را آسانتر می کند ولی به گفته متخصصین این امر اطلاعاتی که از بررسی استعدادهای کودکان 12 یا 13 ساله به دست می آید برای راهنمایی قطعی کافی نيست. نتایج تحصیلی می تواند مکمل این اطلاعات بوده و روند راهنمایی را اعتلا بخشد. در این راستا وضعیت درسی و نمرات دانش آموزان دوره راهنمایی اهمیت ویژه ای دارد. ولی تکیه صرف به نمرات شاید خالي از اشكال نباشد چرا که توجه به این مساله بدون در نظر گرفتن آسیب شناسی نمرات اکتسابی کاری ناقص و ناتمام خواهد بود. اینکه علت پایین بودن یا بالا بودن معدل درسی ناشی از چه عامل یا عواملی است می تواند مبحث گسترده ای را بر روی فعالیت مشاوره در این دوران بگشاید. اغلب داشتن وضعیت درسی ضعیف نه به علت کندذهنی و هوش پایین شاگردان بلکه می تواند ناشی از دلایل متفاوت چون عدم شناخت روش های صحیح مطالعه و یادگیری و یا حتی دشواریهای خاص آغاز دوران نوجوانی و بلوغ باشد که با تشخیص و راهنمایی به موقع می توان از افت نمرات دانش آموزان جلوگیری کرد. بدون علت يابي و یافتن دلایل واقعی افت

2
تحصیلی در این دوره نمی توان بالا یا پایین بودن معدل درسی را ملاک انتخاب رشته تحصیلی قرار داد. پایه راهنمایی تحصیلی را می توان به عنوان بهترین زمان برای آشنا ساختن دانش آموزان با راهها و روشهای مختلف یادگیری و ترویج یادگیری معنا دار غنیمت شمرد . خیال بافی، تنوع علایق و عقاید، میل به مباحثه و مخالفت با اطرافیان که همگی مقدمه پختگی عقلی است فرصتی و زمینه مناسبی است برای ایجاد شوق و انگیزه به مطالعه و عادت دادن نوجوان به مطالعه. قبل از اینکه امتحان و نمره ملاکی شود برای هدایت دانش آموزان به سمت رشته های درسی که مستلزم تحصیلات طولانی است یا رشته هایی که مقدمه مهارت آموزی و دستیابی به شغل و حرفه خاص، بایستی ناموفقیت درسی دانش آموزان دوره راهنمایی مورد بررسی قرار گیرد و به علت یابی و و رفع مشکلات مطالعه و یادگیری پرداخت.

افت تحصیلی
افت تحصیلی ، افت عملکرد تحصیلی و درسی دانش آموز از سطحی رضایت بخش به سطحی نا مطلوب است. چنانچه فاصله قابل توجهی بین استعداد بالقوه و استعداد بالفعل فرد در فعالیت های درسی مشهود باشد چنین فاصله ای را افت تحصیلی می نامند. لذا افت تحصیلی فقط در مردودی و یا تجدیدی و یا ترک تحصیل خلاصه نمی شود و در مورد هر دانش آموزی که یاد گیری او کمتر از توان و استعداد بالقوه و حد انتظار باشد صدق می کند.بنا براین شامل دانش آموزان تیز هوش هم می شود که ممکن است دچار افت تحصیلی و کم آموزی باشند.




3
علل افت تحصيلی دانش آموزان در مقطع راهنمايی

جنسیت جنسیت دانش آموزان که طبق مطالعات انجام شده دختران در علوم ادبی و پسران در علوم ریاضی و فنی توانایی بهتری دارند، همچنین طبق گزارش های وزارت آموزش و پرورش میزان مردودی در پسران بیشتر از دختران است.
عوامل جسمانی: دانش آموزانی که دارای بنیه ضعیف هستند و از سلامت عمومی کامل برخوردار نیستند نمی توانند به اندازه کافی کوشش و فعالیت داشته باشند این دسته از افراد بخاطر دارا بودن استعداد ابتلا به انواع بیماری ها نظیر گواتر، صرع ، تومورهای مغزی ، برخی از نقص ها و معلولیت های بدنی نظیر معلولیت های بینایی و شنوایی و گیرایی از پیشرفت درسی باز می مانند و دچار عقب ماندگی درسی می شوند.
سازش نایافتگی رفتاری :اختلالات رفتاری در میان کودکان و نوجوانانی که افت تحصیلی دارند به مراتب بیشتر از دانش آموزان عادی است : نا سازگاری هایی چون پر خاشگری ، بیش فعالی ، بی قراری کم رویی شدید و انزوا طلبی ، در خود فرو ماندگی ، بی توجهی ، تخاصم از عوامل مؤثر در افت تحصیلی است.
علل خانوادگی و اجتماعی : یکی دیگر از عوامل مهم در افت پیشرفت تحصیلی دانش آموزان عوامل خانوادگی است. خانواده اولین مکانی است که کودک در آن زندگی می کند و تربیت می یابد ، بسیاری از روانشناسان معتقدند که شخصیت کودک در شش سال اول زندگی شکل می گیرد. بنابراین ، خانواده به عنوان اولین نهاد اجتماعی می تواند نقش بارزی در افت و پیشرفت تحصیلی داشته باشد . عمده ترین عوامل خانوادگی مؤثر در پیشرفت تحصیلی عبارتند از :
1- شرایط عاطفی و امنیت محیط خانواده
2- شرایط اجتماعی و اقتصادی
3- تحصیلات و سطح فرهنگ خانواده
4- تعداد اعضای خانواده
5- اشتغال کودکان
4

6- ارتباط بین اولیا و مربیان
7- حاکمیت ارزش های مادی
8- اشتغال مادران
9- اثرات تلویزیون
10- طلاق والدین
11- اعتیاد والدین
.شرایط آموزشگاهی :دسته دیگری از عوامل که می تواند تأثیر به سزایی در میزان موفقیت و افت تحصیلی دانش آموزان داشته باشند عوامل مربوط به مدرسه و معلم هستند. مهم ترین عوامل آموزشگاهی که بر پیشرفت یا شکست مؤثرند عبارتند از: 1- روابط معلم و دانش آموز 2- شرایط آموزشی و امکانات مطلوب تحصیلی 3-کتاب های درسی و موارد آموزشی 4- آماده کردن درس و نمره دادن 5- فضای کلاس و تسهیلات مدرسه 6- تعویض مکرر معلمان 7- مهارت معلمان 8- ارزشیابی 9- نا هماهنگی برنامه ها و روش های آموزشی 10- انتظارات مد رسه از دانش آموزان 11- شلوغ بودن کلاس های درسی و.....
شرایط اقتصادی معلمین : شرایط اقتصادی امروزه به گونه ای رقم می خورد که روز به روز لایه های اجتماعی بیشتری زیر خط فقر قرار می گیرند ، در چنین شرایطی فرهنگیان کشور اغلب در آمدی کمتر از این دارند ، در حالی که در کشور های توسعه یافته معلمین از میان نخبه ترین افراد جامعه انتخاب می شوند و نیازهای مادیشان تا حد اشباع تأمین می شود . در ایران مشهود است که آموزش و پرورش به دلیل سطح نازل دستمزد ها ، آخرین انتخاب جوانان جویای کار است.متأسفانه این موضوع باعث شده تا معلمان به کارهایی که در خور مقام والای ایشان نیست
روی آورند نظیر مسافر کشی و یا تجدید کردن دانش آموزان در جهت گرفتن تدریس خصوصی ، یا فروختن سوالات امتحانی به دانش آموزان پیش از امتحان. راهکار این معضل را می توان در رویکرد دولت به آموزش و پرورش و اختصاص اعتبار مورد نیاز برای ایجاد مراکز و فضاهای آموزشی و رسیدگی به امور معیشتی فرهنگیان و جلوگیری از چند شغله شدن آنان است.


[ شنبه 1388/03/02 ] [ 23:38 ] [ محمد جعفرنژاد ]

[ ]

افت تحصیلی

 

 

چکیده  

   

افت تحصیلی یکی از مشکلات عمده دانش اموزان دختر وخانواده های انها و سیستم مدیریت آموزش وپرورش در شهر ستان بوکان است . بطوریکه نگرانی عمیقی در بین اقشار جامعه و اموزش وپرورش ایجاد کرده واینده نه چندان روشنی را رقم می زند. وآن را به یک مشکل روانی – اجتماعی تبدیل کرده است.  در بوکان به دلیل ازدیاد دلایل و عوامل مستعد کننده  وهمچنین شواهد وحوادث گوناگون نشان می دهد که آمار افت تحصیلی  دانش آموزان دختر بالا تر برود . هدف اصلی این طرح تعیین شیوع افت تحصیلی دختران از نظر وضعیت خانواده با ابعاد گوناگون آن است.

 اولین عاملی که تاثیر بازدارنده و مخربی بر روی کارایی ،تحرک،روح وجسم دختران دارد عدم اطلاع خانواد ها از نیاز های آنان و رشد سریع جامعه بسوی مدرنیزه شدن است .

شناسایی عوامل بازدارنده خانواده در پیشرفت تحصیلی دانش اموزان دختر مخصوصا در دوره راهنمایی ومتوسطه که از لحاظ سنی مقطع حساس زندگی انان است ،اهمیت شایانی دارد .

تحقیق وپژوهش در این مورد منجر به شناسایی این عوامل و کمک به کارشناسان در تسریع رفع موانع برای برنامه ریزی هر چه کامل تر ،صرف جویی در هزینه ها ،زمان وهدایت دختران دانش اموز دوره های راهنمایی و متوسطه به مسیر های اصلی زندگی وایجاد انگیزه برای ادامه تحصیل، اینده پر بارتروکاهش ظلم وتبعیض ونابرابری هادر این منطقه محروم خصوصا حاشیه شهرو مناطق روستایی است.

 

 

 

اهداف پژوهش       

 

·   هدف کلی این پژوهش ریشه یابی علل افت وترک تحصیل دختران دوره های راهنمایی ومتوسطه درابعاد مختلف خانواده در شهرستان بوکان می باشد .

 

 

 

·       اهداف اختصاصي       

 

در این پژوهش اهداف  زیر دنبال می شود :

1- ریشه یابی وشناخت تاثیر خانواده ودوستان ،ورود تنکولوژی جدید مانند ماهواره ،اینترنت و موبایل به درون خانواده ها ،رشد جمعیت شهری و پدیده حاشیه نشینی ونابرابری طبقات اجتماعی واقتصادی خانواده ها برروند تحصیل دختران دوره های تحصیلی راهنمایی ومتوسطه در شهرستان بوکان

2. برداشتن گام های اولیه در جهت برنامه ریزی مربوط به "تحصیل دختران " در همه سطوح طبقاتی

 

سؤالهاي پژوهشي/ فرضيه هاي پژوهشي

   

سوال هایی که این پژوهش در صدد پاسخ گویی به آن ها می باشد شامل موارد زیر است :

·        علل افت تحصیلی دختران دوره های راهنمایی ومتوسطه در شهرستان بوکان چیست؟

·        آیا ازدواج یکی ازعلل افت وترک تحصیل دختران است؟

·        آیا مسایل خانواد گی باعث افت وترک تحصیل دختران می شود؟

·        آیا دوری آموزشگاه محل تحصیل باعٍث افت وترک تحصیل دختران می شود؟

·        آیاحاشیه نشینی در شهر باعٍث افت تحصیلی دختران می شود؟

·        آیا تعصبات محلی وخانواد گی باعث افت تحصیلی ویا ترک تحصیل دختران می شود؟

·        آیا فقر مالی و اقتصادی خانواده باعث افت ویا ترک تحصیل دختران می شود؟

·        آیا بی سوادی والدین رابطه ای با ترک ویا افت تحصیلی دختران دارد ؟

·        آیا تعداد اعضای خانواده رابطه ای با افت و ترک تحصیل دختران دارد؟

 

متغير هاي پژوهش

 

متغیر مستقل : متغیر مستقل در این تحقیق افت ویاترک تحصیل دختران در دوره های راهنمایی ومتوسطه می باشد.

متغیر وابسته: متغیر وابسته در این تحقیق عواملی از جمله محل زندگی ، وضعیت مالی ،سطح معلومات والدین ، تعصبات محلی وخانوادگی ،تاثیراینترنت وموبایل ،و........می باشد

متغیر ملاک: شامل انگیزه تحصیل ومتغیرهای پیش بینی شامل شیوه های برخورد وتربیت فرزندان ،ترکیب خانواده ها ،یادگیری دروس ومحل یادگیری در محل سکونت ،استرس ونگرانی های حاصله از رفتارهها و نگاههای عامه پسند مردم ،نگرش به زن وتحصیل زنان ،ساختار خانواده وروابط انها باهم دیگر

 

جامعه ، نمونه آماري و روش نمونه گيري        

 

جامعه آماری این پژوهش را دانش آموزان دختر 12-19 ساله راهنمایی و دبیرستان های شهربوکان را تشکیل می دهد .

از بین دختران راهنمایی و دبیرستان تعدادی به صورت تصادفی انتخاب و طی جلساتی بصورت عمومی  وخصوصی با انان در مورد افت تحصیلی وشرایط خانوادگی انان صحبت شد 

 

 

ابزار اندازه گيري و جمع آوری اطلاعات وروش تجزیه وتحلیل داده ها 

 

ابزار های مورد استفاده د ر این پژوهش عبارتند از :

1.       مصاحبه نیمه ساختاری ،

2.        پرسشنامه ،

3.    مقایسه خانواده ها از لحاظ سطح سواد وجمعیت و منطقه ومحل زندگی ومدت زمان سکونت در شهر (شامل ابزار شیوه های تربیت فرزندان،ساختار خانواده،انتظارات پدر ومادر،رابطه والدین با محل تحصیل دخترانشان ،)

4.       تجزیه وتحلیل داده های حاصل  در دو سطوح آماری وغیرآماری 

( در بخش آماری از داده های حاصله جداول ،ونمودارها ،میانگین ها و ضرایب پایانی

  در بخش غیر آماری به بررسی گفته ها و روایت های مختلف ومحتوایی انها )

5-   مقیاس انگیزه برای تحصیل (با استفاده از مقیاس عزت نفس کوپر اسمیت،مقیاس نگرش فرد به تحصیل)

                                                                                                        

روش پژوهش

 

روش پژوهش به کار رفته در این تحقیق از نوع تحقیقات آزمایشی و کاربردی است .

 

بخشي از يافته هاي پژوهش

 

بین پیشرفتهای تحصیلی دختران دوره های راهنمایی و متوسطه در کل نمونه با شرایط خانواده ،محل زندگی،سطح سواد ومعلومات والدین ،وتفاهم اخلاقی ورفتاری بین والدین،امکانات فردی و خانواده گی دانش اموزان دختر،اخلاق ورفتار سالم والدین خصوصا پدر وبرادربزرگتر،ساختار خانواده (سلسله مراتب قدرت در خانواده)، انتظار والدین از فرزندان،رسیدگی وتهیه مایحتاج تحصیلی دختران، عدم تبعیض بین فرزندان دختر وپسر،رابطه معنا دارای وجود دارد .

 

بخشي از پيشنهادها

 

·        تحقیقاتی درخصوص اموزش بیشتر ویژه اولیا ومربیان منطقه بوکان انجام پذیرد.

·   در برنامه اموزشی خانواده ها بر نقش این عوامل بازدارنده در تحصیل دختران ونقش والدین در شکل گیری خصوصیات شخصیتی دختران تاکید بیشتری گردد.

·   نظر به اینکه رابطه  بین متغیر ها ی خانواده ها، شخصیتی دختران وپیشرفت تحصیلی انان رابطه مستقیمی وجود دارد مربیان درارائه راهکارها به دانش اموزان دختر می بایست حتما به نسبت خانواده انها، محل زندگی،شرایط زندگی  نهایت دقت وملاحظات فردی را در نظر داشته باشند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بررسی  ودلایل افت تحصیلی دانش اموزان دوره های ابتدایی و راهنمایی و متوسطه دخترانه در سطح مدیریت آموزش وپرورش شهرستان بوکان .

 

زمان شروع طرح سال تحصیلی 80-81

مکان : دبیرستان  آزادی شهرستان بوکان

و    مدرسه راهنمایی خیرین سیمینه دهستان قره موسی لو

81-82 دبیرستان آزادی

82-83دبیرستان دخترانه ازادی

83-84 دبیرستان ازادی

84-85 دبیرستان دخترانه آزادی- دبیرستان سیمین شهرک فرهنگیان – دبیرستان بزرگسالان حکمت

نیم سال 85-86 دبیرستان ازادی

 

·      پیش زمینه ای برای شروع

 

سال 81-80با اینکه اولین سال شروع به کار من بعنوان معلم زبان وادبیات فارسی  بود اما استرس و نگرانی های خاصی  داشتم . از اینکه از عهده وظایفم بعنوان معلم بر ایم و شاخص های استاندارد تدریس را بخوبی بکار ببرم .  تمامی دانش آموزان دبیرستان وراهنمایی من دختر بودند . از همه طبقات اجتماعی و شهری وروستایی .

 

·      اولین مشکل:

 

اولین مشکلی که من با ان بر خوردم  سطح سواد و معلومات دانش اموزان بود بصورتی که معلومات بیشتر دانش اموزان در سطح کلاسی که نشسته بودند نبود وبه مراتب پایین تر از ان بود بناچار می بایست بیشتر وقت خود را صرف یاد اوری وتوضیح دروس سالهای قبل می کردم . با این حال باز یادگیری انها کم بود ودرس رابخوبی نمی گرفتند . مشکلم را با همکاران و مشاورین مدارس در میان گذاشتم انها هم همین مشکل را داشتند . اما ریشه مشکل کجا بود . چرا ؟ و به چه دلیل دانش اموزان درس خود را بخوبی نمی خواندند . انهایی که درس را بخوبی می فهمیدند چه تفاوتی با انهایی که به درس علاقه نشان نمی دادند داشت . ایا من بعنوان یک معلم می توانستم قدمی برای حل این مشکل بر دارم ؟ ایا با همکاری مشاورین این امر می توانم دانش اموزانی با معلومات کافی به کلاس بالاتر بفرستم . نقش من در این  میان چیست؟

 

 

 

 

·      مشکلات یک معلم:

 

اولین چیزی که به ذهنم امد بررسی مشکلات بود ازیک طرف معلم بود . معلمی که روزانه حداقل شش ساعت را در کلاس می گذراند و بقیه روز را باید برای رفع مشکلاتش اختصاص دهد . مشکلاتی همچون با خانواده بودن ، رفع مایحتاج خانواده، استراحت، مطالعه و صدها کاری که در روز باید انجام داد .ایا یک معلم با چنین خصوصیاتی می تواند نقش چندان مثبتی در این میان داشته باشد.ودر طرف دیگر سیستم مدیریتی اموزشگاه . با بیش از 500 دانش اموز  و دهها مشکل ریز ودرشت اداری و محیط اموزشگاه و بالاتر از ان مدیزیت کل شهرستان ودر رده بالا تر ادراه کل آموزش وپروش ومقابل همه اینها خانواده دانش اموزان با سلیقه های متفاوت واگاهی های بسیار کم از ساختار اموزش وپرورش

 

·      کلید واژه های برای تحقیق:

 

همین مقدمه ای که در ذهن داشتم بعنوان کلید واژه های تحقیق برای ریشه یابی این مسله برگزیدم

الف)دانش اموزان : 1- دانش آموز2- دختران دانش اموز 3- دانش اموزان دوره متوسطه 4- دانش اموزان دوره راهنمایی  5-اموزشگاه 6- مدیریت آموزشگاه 7- اداره اموزش وپرورش 8- خانواده دانش اموزان

ب)اقتصاد

ج) اجتماع

د) سیاست

 

 

·      اولین واژه

 

اولین کلمه ای که با ان سر کار دارم و تحقیق من راجع به ان است دانش آموز است .

دانش آموز: نوجوان وجوانانی که بهترین سالهای عمرخود را در مدرسه بسر می برند.

 

·      " مشکل اصلی دانش آموزان روستا یی "

 

آگاهی دانش اموزان روستایی به مراتب از دانش اموزان شهری کم تر بود . انها حتی قادر نبودند متن کتاب را به راحتی بخوانند . ویک متن را به درستی بنویسند .همه چیز انگار در دوره ابتدایی تمام شده است.

 

·      ریشه مشکل اصلی کجا است؟

 

به راستی مشکل اصلی کجا بود ؟

ایا همکاران من در سالهای گذشته تلاش خود را برای یاد گیری انها انجام نداده بودند ؟

اما اینچنین نبود همه معلمان مدرسه این را بخوبی دریافته بودند . اما چرا ؟ چرا این دانش اموزان به کلاس بالاتر راه یافته بودند ؟

اولین دلیل که یافتم یک سنت غلط وعرفی بود که رایج شده بود.

" باید به انها کمک کرد تا عمرشان تلف نشود"

معلم در ارزشیابی کم نیاورد و درصد قبولی کلاسش پایین نیاید و این اولین گناهی بود که به مدیریت بر می گشت

مدیریت اموزشگاه و به دنبال ان مدیریت شهرستان و اداره کل و یک خط وسیر ی  برای احترام متقابل بین همکاران ومسولین ایجاد شده بود که باعث می شد همه چشمشان را بر روی این حقیقت ببندند .

تغییر مدیریت اداره و تخصصی نبودن معاونت های بعدی از یک سو وتجربه گرایی و در نظر گرفتن سن مسئولین بجای تخصص شان در امر انتخاب انها برای تصدی مدیریت ها یکی از این اشکلات بود

همین منوال هم در اموزشگاههای شهر در پیش بود .

این روند نابساماني نظام آموزشي ناشي از نگاه سنتي مسؤولان به مقوله آموزش در مدارس وبراي برون رفت از این بحران در نظام آموزش ، بايد مقتضيات عصر جديد يعني عصر دانايي را شناخت.

 

شواهد موجود حاكي از آن بود  كه نظام آموزشي بوکان در مقاطع تحصيلي ابتدايي تا راهنمايي ومتوسطه با افت تحصيلي وبي انگيزگي دانش آموزان نسبت به آموزش مواجه است.

 

علت اين كاهش علاقه ودرنتيجه افت تحصيلي دانش آموزان چيست؟
ایا فقط مقوله مدیریت وقاطع نبودن مسولین است ؟

با کند وکاوی اندک نسبت به خانواده دانش اموزان یک نکته دیگر نیز مزید بر علت شد . "خانواده".

 

 

·       خانواده

 

خانواده ها ارتباط خوبی با اموزشگاهها نداشتند . از وضع تحصیلی فرزندانشان با خبر نمی شدند و حتی بدنبال اندک اطلاعاتی که به انها کمک کند که چرا فرزندانشان مردود شده اند ویا با کم سوادی روبرو هستند؟ نبودند.

حلقه های زنجیر یکی یکی نمایان می شدند. 1- دانش اموز 2- معلم 3- مسولین اموزشگاه 4- مدیریت ادراه 5- مدیریت استان 5- خانواده

یکی دیگر از حلقه ها که توجه اصلی مرا به خود جلب کرد کتب درسی بود

 

·      تفاوت محتوای درسی کتابها با دوران تحصیلی معلمان

 

انچه من در دوران تحصیلی دانش اموزی ودانشجویی خوانده بودم با انچه امروزه در محتوای کتابهای درسی گنجانده شده بود تفاوت زیادی داشت . این اولین نشانه مثبتی بود که نشان می داد که سيستم آموزش وپرورش كشور همواره در حال تغيير بوده  است .  انچه در این کتابها امده بود با معلومات من بعنوان یک معلم تازه استخدام شده همخوانی نداشت . مطالعه مجدد انها و یاد گیری انها را باید در برنامه کاری خودم قرار می دادم.وشمشین حلقه زنجیر یعنی  کتب درسی  هم به دیگر حلقه ها پیوست .

 

بررسی اولین حلقه زنجیر این تحقیق

·      دانش آموز

 

دانش آموز های دوره راهنمایی و متوسطه عمدتا نوجوان وجوان بوده و از خانواده های با دیدگاههای متفاوت و طبقات متفاوت و فرهنگ متفاوت هستند

یک نکته مشترک در بیشتر مدارس راهنمایی ودبیرستان های دخترانه و پسرانه بوکان وجود داشت وان اینکه بیشتر محصلین از خانواد های بودند که در زمانی نه چندان دور از روستا به شهر مهاجرت کرده اند و هنوز بخشی از درامد خانواده انها از راه کشاورزی تامین می شود .

یک نکته که با پرسش از دانش اموزان و پرونده تحصیلی انان داشتم اغلب انها در دوره تحصیلی ابتدایی دارای پیشرفتهایی خوبی بوده اند و نمرات درسی انان در حد قابل قبولی است اما با تغییر دوره به راهنمایی یک پسرفت و تغییر بسیار محسوس ونگران گننده وجود دارد .

بیشتر خانواده های این دانش اموزان یک دیدگاه سنتی وعامیانه نسبت به تحصیل مدرسه و معلم دارند

هرچند که در داخل خانواده اولین مورد ی که در مورد بچه ها گفته می شود مبحث تحصیل انان است اما یک بحث عمقی و قابل پی گیری نیست و تنها در حد حرف زدن ونصیحت و پند واندرز است

درکل همه خانواده ها  دوست دارند فرزندانشان بیشترین و بهترین پیشرفت تحصیلی را داشته باشد و از طرف دیگر ، افت تحصیلی ، برای آنها موضوعی غیر قابل پذیرش است . والدین از این که فرزندانشان به هنگام ورود به دوره‌های راهنمایی و متوسطه دچار افت می‌شود ، متعجب شده و سئوال می‌کنند که چرا دیگر فرزندشان انگیزه ای برای درس خواندن ندارد؟ در داخل بیشتر خانواده های شهر بوکان دلایل ضعف و مشکلات تحصیلی دانش آموزان عمدتاً به مسائلی از قبیل تنبلی و بی خیالی و بازیگوشی استناد می‌شود  اما قاطعانه دنبال علل وریشه ان را نمی گیرند .

 

در طول زمان تحصیل اغلب خانواده ها بدلیل استمرار وجود مدرسه و مشغله های زندگی و شرایط اجتماعی واقتصادی پیش امده کمتر وقتی برای برنامه ریزی اقتصادی اموزش کودکان خود دارند و هنوز این برنامه زندگی، جایگاهی در میان خانواده ها پیدا نکرده است . انان زمانی به اهمیت قضیه پی می برند و در مورد آن حداقل حرف می زنند زمانی است که با ترک تحصیل ویا مردودی کودکانشان مواجه می شوند در این زمان است که به بازنگری انچه رخ داده است می پردازند وبا حساب دخل وخرج خانواده  در طول مدت تحصیل به عمق فاجعه پی می برند . این مورد در میان خانواده های که دو فرزند دانش اموز یا بیشتر دارند نمود بیشتری دارد ودختران بیشتر از پسران در این مورد سرزنش می شوند .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

·      نمره بیست

 

نظام سنتی اموزش در ابتدایی یک اشکال بزرگ وتوقع بی جایی را در خانواده ها ایجاد کرده است:                نمره 20

 

نظام آموزشي ابتدایی اين پيام را به خانوادها داده است كه دانش آموز خوب، دانش آموزی با معدل ۲۰ است حتي اين انتظار در سطح جامعه هم ايجاد شده و در انواع تبليغات خودنمايي مي كند.

 نمره ۲۰ سمبل كارآيي و توانمندي شده درحالي كه فاقد پشتيباني است .

پدر و مادرها هم ترجيح مي دهندفرزندي با نمره ۲۰ داشته باشند.

 

نمره بیست ملکه ذهن بسیاری ازخانواده ها است . این مسله در روستا بسیار خود نمایی می کند . دانش اموز خوب در روستا دانش اموزی است که بیشترین نمره بیست را دارد . در شهر مسله به شدت  روستا نیست . در خانواد های که پدر ومادر یا یکی از انها سواد دارد خصوصا در ادرات مشغول به کارهستند تحت تاثیر تبیلغات و سخنان و یاپیام های که از دوستان یا مجلات ویا جلسات می شوند ظاهرا به این امر زیاد معتقد نیستند و کمتر از مردم عادی و بی سواد به نمره بیست فرزندانشان توجه می کنند اما با سوالاتی که از انها شده است همه در باطن معتقدند که نمره بیست معیاری برای یاد گیری بیشتر کودکانشان است و اگر با نمره کمتری مواجه می شوند با سردی با ان برخورد می کنند.

 

داشتن نمره بیست در دوره راهنمایی شدت خود را هم در مدرسه و هم در نزد خود دانش اموز و هم خانواده  از دست می دهد . تنوع کتب درسی و ازیاد انها و معلمان بیشتر  دلیل عمده ان است . هر معلم تنها به درس وپیشرفت درسی خود اهمیت می دهد ارتباط دروس توسط تعداد معلم ها بهم می خورد . اخلاق معلمان با هم فرق دارد . هر معلمی که با روی گشاده و قیافه جذاب تری وارد کلاس می شود و با دانش اموزان بیشتر ارتباط حسی وعاطفی برقرار کرد در درس خود موفق تر خواهد بود . اما روند نمره بیست همچنان در صدر قرار دارد حتی معلمان ،دانش اموزان را با نمره رده بندی می کنند . هر چند معیار بهتری هنوز برای این رده بندی پیدا نشده است .اما معیار خوبی نیست .

 

 

·      دوره راهنمایی دوره شروع وتحول اساسی در زندگی یک دانش آموز

 

دراکثرخانواده ها  بعد از اینکه فرزندانشان وارد دوره راهنمایی می شوند از این مرحله پیشرفت و شروع یک مرحله دیگر از زندگی کودکانشان به ساده گی می گذرند و ان را یک روند عادی می دانند .  با بیشتر این خانواد ها چه در شهر وچه در روستا صحبت کردم وانها تنها جوابی که داشتند این بود که همه چیز عادی است تنها مکان مدرسه عوض شده است وکودکشان به نوجوانی تبدیل شده است که حالا به جای یک معلم با چند معلم وکتاب های جدید وبیشتری مواجه شده است.

در روستاها ضمن اینکه نه تنها هیچ تغییری در رفتار شان ظاهر نمی شود بلکه بعنوان شروع یک درد سر جدید برای خانواده شان  از ان نام می برند . انها برای ثبت نام دخترانشان که حالا بزرگتر شده اند وبه مرحله نوجوانی رسیده اند باید به دهستانهای اطرف بروند . این مشکل در روستاههای که مدرسه راهنمایی ندارد زیاد بچشم می خورد وحتی در چند مورد  ممانعت از تحصیل دختران نیز دیده شده است . مثلا در روستای قره موسی لو دختران چند روستا ی اطراف نیز می امدند  و کلاسی که تشکیل می شد  دانش اموزان چند روستا را در بر می گرفت .

اغلب خانواده این دانش اموزان زمانی که با افت تحصیلی ونمره کم انها مواجه می شوند به جای مشاوره و یا یافتن راه مناسب  به دنبال سرکوب کردن انها هستند غافل از اینکه  عوامل  متعددی دست به دست هم داده وباعث بروز چنین مشکلی شده اند .

 

در شهر با خانواده های که در این مورد صحبت می کردم رفتار ارام تری نسبت به خانواد های روستایی داشتند . هر چند که عدم اگاهی نسبت به موضو ع افت تحصیلی در هر دو یکی بود .  یعنی هیچ یک از خانواد ها دلیل خاصی که بتوان بر روی آن متمر کز شد و در باره ان صحبت کرد نداشتند

به هر حال یک مسئله بسیار نگرا ن کننده وجود داشت. به جرات می توان گفت که والدین، مدارس، معلمان و سایر افراد در ارتباط با موضوع مسائل تحصیلی دانش آموزان ، بسیار ساده انگارانه و سطحی رفتار می کنند.

 

حال به رفتار های خانواده ها و خانواده دانش اموزان و روحیات یک دانش اموزدوره راهنمایی ومتوسطه شهر بوکان در ارتباط با افت تحصیلی  می پردازم .

 

 

بطور یقیقین مانند بیشتر دنیادرشهر بوکان وحومه خانواده اولين مكاني است كه كودك در آن زندگي مي كند و تربيت مي يابد . خصوصا  شش سال اول زندگي یک نوع تربیت سنتی و عرفی خانواده گی  شكل مي گيرد. از سال 1382 به بعد با افزایش مهد کودک ها و آمادگی ها این روند به پنج یا چهار سالگی رسیده است . ان هم با نقایص بسیاری روبرو است . که دلیل آن تخصصی نبودن و نداشتن مربیان کار امد و اموزش دیده است . در بیشتر مهد کودک ها و اماد گی ها پیش دبستانی بوکان کودکان به جای یاد گیری بعنوان دایه از انها مواظبت می کنند و بیشتر نقش یک نگهدارنده و ساکت کننده بچه ها را دارند . در چند مورد حتی تنبه بدنی کودکان در این مراکز گزارش شده است.

 

[ شنبه 1388/03/02 ] [ 23:36 ] [ محمد جعفرنژاد ]

[ ]

اسباب بازی کودکان

 

اسباب بازی کودکان

 

 انتخاب اسباب بازی مناسب برای كودكان
    

‌بازی یكی از كاركردها و نیازهای دوره كودكی محسوب می‌شود كه ضمن سرگرم كردن كودك ، او را برای ورود به زندگی واقعی آماده می‌سازد. اما ...



‌بازی یكی از كاركردها و نیازهای دوره کودکی  محسوب می‌شود كه ضمن سرگرم كردن كودك ، او را برای ورود به زندگی واقعی آماده می‌سازد. اما انتخاب اسباب‌بازی مناسب موضوعی است كه باید مورد توجه خانواده‌ها قرار گیرد. هیچ چیز برای كودك جای اسباب بازی را نمی‌گیرد.


او با اسباب بازی خود تنها بازی نمی‌كند، بلكه اسباب بازی را تبدیل به موجودی جاندار می‌كند كه با او دوست می‌شود، دعوا می‌كند، درد‌دل می‌كند، نصیحت می‌كند، نگرانی‌هایش را در میان می‌گذارد و استرس خود را تخلیه می‌كند. طبیعی است كه در این بین اسباب بازی‌های مورد استفاده كودك نیز اهمیت زیادی دارد.


خوراكی نیست‌
یكی از نكات اساسی كه در انتخاب اسباب بازی كودك وجود دارد این است كه كودكان خردسال عادت دارند، همه چیز را به سوی دهان ببرند. بعضی از اسباب بازی‌ها مانند اسباب بازی‌های كوچك، دكمه، تیله و... ممكن است مجاری هوا را مسدود كنند و موجب خفگی شوند، به همین علت توصیه می‌شود تا سن ۳ سالگی اسباب بازی‌هایی در اختیار كودك قرار دهید كه موجب خفگی او نشود. از طرف دیگر كودكان، مخصوصا بین ۶ تا ۱۸ ماهگی، به هر چیز گاز می‌زنند.
اسباب‌بازی باید از جنسی باشد كه در اثر گاز زدن نشكند. برای این سن كودكان اسباب بازی‌های نرم و قابل شست‌وشو و نشكن مناسب‌تر است. توجه داشته باشید كه قسمت‌های مختلف اسباب‌بازی خوب به هم متصل شده باشد؛ چون اگر زود از هم جدا شده یا بشكند؛ ممكن است قسمت‌های شكسته شده به كودك شما آسیب برساند.


سربی نشوید
اگر اسباب بازی از سرب ساخته شده باشد، بسیار خطرناك است؛ زیرا سرب به علت نرمی زیاد به دست كودك مالیده می‌شود و به هنگام خوردن چیزی وارد بدن شده، باعث مسمومیت تدریجی در او می‌شود. این موضوع شامل اسباب‌بازی‌هایی كه حاوی رنگ‌های دارای سرب هستند نیز صدق می‌كند. نكته دیگر این‌كه نشریات و روزنامه‌ها هم سرب دارند اگر كودك آنها را بخورد همراه مركب، سرب وارد بدن او می‌شود.


در مضرات تفنگ‌
تفنگ، اسباب‌بازی مورد علاقه اكثر كودكان است. البته روان‌شناسان مخالف اسباب‌بازی‌های خشن هستند و معتقدند اسباب‌بازی نباید كودك را به سوی خشونت و تكرار رفتارهای خشن سوق دهد. از سوی دیگر بیشتر این اسباب بازی‌ها به نحوی ساخته شده اند كه صداهای بلندی تولید می‌كنند.
كودكان نیز علاقه دارند كه بچه‌های دیگر را غافلگیر كرده و به همین خاطر تفنگ را در نزدیك گوش آنان به صدا درمی‌آورند. در این حالت ممكن است پرده گوش كودك صدمه دیده، موجب آزار و اذیت او شده یا برای همیشه او را از داشتن یك گوش سالم محروم كند.


اسباب بازی خوب‌
متخصصان علوم رفتاری معتقدند اسباب بازی باید باعث فكر كردن و رشد تخیل كودك شود یا او را با مفاهیم مختلف مثل رنگها شكل‌ها و... آشنا سازد. از طرف دیگر متناسب با سن او باشد. اگر اسباب بازی برای كودك سخت باشد او را خسته می‌كند و اعتماد به نفس او را كم می‌كند. از سوی دیگر اگر خیلی ساده هم باشد كودك را به فكر كردن وادار نمی‌كند.
اسباب‌بازی مناسب، اسباب‌بازی‌ است كه خود كودك بازی كند نه این‌كه اسباب‌بازی، بازی كند و كودك تماشا كند. از این منظر تمام اسباب بازی‌های باطری دار زیر سوال می‌روند. اسباب‌بازی‌هایی هستند كه شكل و اندازه‌ای خاص ندارند و كودك می‌تواند به ذوق و سلیقه خود آنها را تغییر دهد، زیرا بسیار به رشد خلاقیت كودك كمك می‌كند.
    

روزنامه جام‌جم

 

[ شنبه 1388/03/02 ] [ 23:30 ] [ محمد جعفرنژاد ]

[ ]

اقدام پژوهی


عوامل بسیار زیادی در جریان آموزش و یادگیری تآثیر دارد که طی روش های تحقیق مرسوم دانشگاهی قادر به کنترل آنها نیستند. هدف از پژوهش در تعلیم و تربیت فقط کسب دانش محض نیست،بلکه دانشی است که در عمل بتوان از آن استفاده کرد و در بهسازی محیط آموزشی مفید باشد .چنین هدفی را پژوهش های تربیتی دانشگاهی و مرسوم نتوانسته اند حاصل کنند .این پژوهش ها اطلاعات خوبی در اختیار گذاشته اند که می تواند الهام بخش معلمان باشد اما اکثر آنها قابل استفاده مستقیم توسط معلمان در کلاس های درس و محیط مدارس نبوده اند ،کلاس های درس دارای پویایی ویژه خود هستند و برای بهسازی امر آموزش و پرورش و اثر بخش کردن آن ،لازم است از روش های گوناگون پژوهش ،به ویژه پژوهش های مبتنی برعمل (اقدام پژوهی )بهره جست این روش ها را باید جست و تدوین کرد و در اختیار معلمان قرار داد . این مقاله با این رویکرد تهیه شده است .


● مهارت ها و آمادگی های لازم پیش از اقدام به پژوهش


ـ مهارت روابط انسانی
ـ مراعات اخلاق در گرد آوری اطلاعات
▪ آشنایی با مهارت انسانی :
ـ ارتباط با دیگران
مهارت ارتباط با دیگران از جمله مهارت هایی است که لازم است معلمان پژوهنده با آن آشنایی قبلی داشته باشند .باید در نظر داشت که انسانها دارای دیدگاه ها و شخصیت های متفاوتی از یکدیگرمی باشند و به همین دلیل ممکن است مانند شما فکر نکنند ،اما آنچه مهم است این است که بتوانیم به حرف ها و نظرات دیگران خوب گوش کنیم و بیش از آنکه گوینده ی خوبی باشیم شنونده ی خوبی باشیم .
در اقدام پژوهی گروه های کاری گوناگونی با شما در ارتباط خواهند بود ازجمله مشارکت کنندگانی که شما با آنها کار می کنید مانند؛کارکنان محل خدمت خود ،دانش آموزان ،پدران و مادران دانش آموزان و... کثرت گرایی یا احترام به اندیشه های دیگران از جمله ویژگی های پژوهش در عمل (اقدام پژوهی )می باشد و مجموعه این اندیشه ها که حاصل خوانده ها وشنیده ها و مشاهده و تجربه های گوناگون هستند می تواند مفید باشد .
ـ اندیشه های انتقادی
نقادی ،محور اساسی اقدام پژوهی است و هر تغییر و تحولی نتیجه نقادی است اندیشه های نو حاصل و زاییده تفکر انتقادی است در مقابل تعصب سد راه عقل است .دیگران نقش مهم و کارسازی در اصلاح روش های ما می توانند داشته باشند . باید بیاموزیم تا تحمل نقادی دیگران را داشته باشیم .شنیدن انتقادهای دیگران وتآمل و تفکر در باره آنها ممکن است در های جدیدی را به روی ما بگشاید هر تغییری مستلزم داشتن انعطاف پذیری است تغییر ،همیشه با تنش و تعارض همراه است پژوهشگر آگاه باید از پیش آماده این نوع رخداد ها باشد .
ـ پژوهشگران همکار
آنها مانند خودتان علاقه مند به حل مسأله یا تغییر وضع نامطلوب موجود هستند .پس باید در ارزیابی از چگونگی پیشرفت کار و یافته های تان ،از نظر و فکر آنان بهره مند شوید .داشتن رابطه انسانی و منطقی با این افراد می تواند شما را در بهسازی امور یاری کند.
استادان یا راهنمایان شما ؛گروه دیگری هستند که می توانند در رسیدن به هدفتان یعنی تغییر وضع موجود وبه نظر شما نامطلوب ،با شما همکاری داشته باشند .این گروه به سبب آگاهی و تخصص هایی که دارند می توانند شما را راهنمایی کنند .ایجاد ارتباط با این افراد و جلب همکاری شان از جمله مهارت ها یی است که شما باید بتوانید آن را یاد بگیرید همیشه خودتان را آماده کنید تا ضمن شنیدن حرف های تشویق آمیز این افراد ،انتقادهای آنان را نیز بشنوید.
بطور کلی توانایی ما در ایجاد روابط انسانی در سازمان ها و فعالیت های آموزشی و اجتماعی تأثیر بسیار زیادی در توفیق یا عدم توفیق ما دارد.و معلمان پژوهشگر و هر معلم دیگری که به دلیل ویژگی های شغلی شان همواره با انسان سرو کار دارند ،لازم است از دانش و مهارت روابط انسانی یا سازمانی آگاهی داشته باشند و در عمل آموزشی و پژوهشی از آن بهره ببرند .
▪ مراعات اخلاق در گرد آوری اطلاعات
ضرورت مذاکره با مسؤلان،پیش از آغاز پژوهش موضوع را با مدیر یا ر&#۶۵۱۶۳;یس جایی که در آن کار می کنید ،در میان بگذارید اگر تغییراتی در طرح شما بوجود آمد آن را با مدیر و افراد ذی ربط دیگر در میان بگذارید .
حفظ اسرار مربوط به اطلاعات جمع آوری شده ،فقط اطلاعاتی را گزارش کنید که در حیطه مطالب عمومی است و خارج از قوانین و مقررات نیست .از گزارش اسرار شخصی و بد نام کننده خودداری کنید اگر قصد انتشار اطلاعاتی را دارید که به هر طریق دارای حساسیت است از منبع و مرجع ذی نفع اجازه بگیرید .
حفظ اسرار مربوط به هویت اشخاص و مکان ها ،بدون اجازه نام اشخاص و محل ها را فاش نکنید برای شرکت کنندگان نام های غیر واقعی در نظر نگیرید.اگر می خواهید از افراد نام نبرید می توانید
از اعداد یا نشانه ها مثل الف ،ب استفاده کنید اگر افراد یا مؤسسه ها به شما اجازه دادند آوردن نام آنان ایرادی نخواهد داشت.
حفظ حق همکاری نکردن دیگران .همیشه به یاد داشته باشید که افراد حق دارند در پژوهش شما شرکت نکنند .اصرار به این کاردور از اخلاق و روابط انسانی است .
حفظ حقوق مربوط به تعلقات فکری .می توانید حق گزارش کردن یا نکردن کلیه مطالبی را که به دست آورده اید برای خود حفظ کنید بسته به تصمیم و نگرش شماست که مطالب را به چه صورت و با چه محتوایی عرضه کنید .
حفظ اعتماد .هرگز همه چیز را تضمین شده تلقی نکنید .گاه گاهی به افراد مشارکت کننده مراجعه کنید و ببینید آیا تردیدی در آنان درباره کار شما به وجود آمده است یا نه .اگر سوءتفاهمی را احساس کردید تلاش کنید آن را بر طرف کنید .


● مراحل انجام پژوهش در عمل (اقدام پژوهی )


پژوهش به عنوان جست وجوی نظام مند برای کشف مجهول یا حل مسأله دارای مراحلی است که با توجه به نوع وهدف پژوهش ،علاقه ها و سلیقه های پژوهشگر ،مراحل پژوهش در عین تبعیت از منطق علمی و عقلی ،می تواند صورت های متفاوتی پیدا کند برای نمونه در مقایسه با پژوهش رسمی و دانشگاهی که معمولا ًخطی و تا حدودی تمام مراحل از پیش تعیین شده است مراحل اقدام پژوهی در عین پیروی از مراحل خاص دارای انعطاف بیشتری است و الگوی زیر مراحل این نوع پژوهش را نشان می دهد که به شرح آنها خواهیم پرداخت .

 

 

 

● مشخص کردن موضوع و عنوان پژوهش


هر پژوهشی در واقع با قصد پا سخگویی و پیدا کردن راه حل برای یک مسأله ی اصلی که در قالب یک پرسش ظهور کرده است ،آغاز می شود .هر پژوهش برای اینکه انسجام، هدفمندی و کاربردی بودن خود را حفظ کند باید بر حول یک مسأله ی اصلی ،سازماندهی شود .هر مسأله ی اصلی در واقع مرکزی است که در حوزه ی مسأله (problem area)قرارگرفته است .

 

اصلی یا حاشیه ای بودن یک مسأله در واقع به هدف تحقیق وابسته است ،لذا می توان گفت :اصلی یا حاشیه ای بودن یک مسأله امری نسبی است .مسأله سوألی است که در ذهن پژوهشگر راجع به یک پدیده ،مشکل یا بحران اجتماعی ،سازمانی مطرح می شود .هدف محقق از طرح این سوأل ریشه یابی علت یا علل به وجود آورنده ی آن مشکل یا مسأله است ،چگونگی این ریشه یابی بستگی تام به نوع و اهداف در نظر گرفته شده برای تحقیق دارد .اما به طور کلی این ریشه یابی را می توان دراین سوأل خلاصه کرد :چه چیزی این پدیده یا مشکل را به وجود آورده است ،و چرا؟ به بیان دیگر ،محقق با طرح چنین سوألی ،به دنبال راه حل ها و چاره جویی ها ست و از این نظر ،پدیده یا مشکلی که به نحوی ذهن پژوهشگر و توجه او را به خود جلب کند ،می تواند موضوع تحقیق قرار گیرد. اما ظرافت کار پژوهنده این است که موضوع تحقیق مورد نظر را که با تعبیرات عامیانه و غیر علمی در سطح جامعه ،سازمان (مدرسه ) یا یک گروه خاص مطرح شده است ،با زبان علمی بیان کند.پس بیان موضوع تحقیق به زبان علمی ،در واقع همان طرح مسأله ی تحقیق در قالبی روشن و دقیق براساس ضوابط علمی است .باید توجه داشت که مسأله ای را بدون تحلیل جنبه های مختلف آن و به صورت شتابزده انتخاب نکنید .حتی الامکان منابع مرتبط با تحقیق را بررسی و مطالعه نمایید.بطور کلی باید مط&#۶۵۲۵۱;&#۶۵۱۶۴;ن شد که پیامد وعلایم یک مشکل را به عنوان مسأله اصلی درنظرنگیریم.
همچنین موارد زیر را باید در نظر داشت :
۱) مورد علاقه شما باشد . چرا که اگر موضوعی مورد علاقه شما باشد با انگیزه بیشتری آن را دنبال می کنید .
۲) پژوهش پذیر باشد . بعضی از موضوعات به علل گوناگونی پژوهش پذیر نیستند .برای نمونه این سوأل کلی که «چگونه می توانم هوش کودکان را افزایش دهم؟ » پژوهش پذیر نیست . دست کم برای معلمان در شرایط فعلی شایان تحقیق نیست .
۳) دارای اهمیت باشد .هر پژوهشی ارزش علمی و کاربردی ندارد.
۴) در توان پژوهشگر باشد . باید موضوع پژوهش با توانایی های علمی ،امکانات و شرایط خاص پژوهشگر هم خوانی داشته باشد .
۵) منابع اطلاعاتی کافی در اختیار باشد .زیرا اساس پژوهش را اطلاعات تشکیل می دهد. اگر امکان گرد آوری اطلاعات کافی برای محقق نباشد ،کار پژوهنده سخت خواهد شد . بهتر است به موضوعاتی بپردازیم که جمع آوری اطلاعات برای آنها امکان پذیر باشد .


● راه های انتخاب موضوع تحقیق :


ـ تجارب شخصی
ـ تمایل به حل یک مسأله
ـ ارزش های فردی
ـ فرصت ها و تهدیدات پیش آمده
ـ بهره گیری از دانش قلمرو تخصصی
ـ سمینار ها و جلسات آموزشی و پژوهشی
ـ مطالعه مطالب انتقادی دیگران
ـ مطالعه پژوهش های دیگران ...
در تحقیقات اقدام پژوهی که بیشتر جنبه توصیفی و تحلیلی دارند ،پژوهشگر به دنبال ترسیم تصویری از «آنچه که هست » می باشد لذا سوأل های زیر می تواند به هر چه دقیق ترشدن موضوع و مسأله تحقیق و مشخص شدن آن کمک کند .
۱) آیا این موضوع ،مسأله و دغدغه ی من / ما در مدر سه و کلاسمان است ؟
۲) آیا می توان این موضوع را در مدت کوتاه ،حداکثر سه یا چهار ماه ،بررسی کرده و نتیجه علمی آن را مشاهده کرد ؟
۳) آیا این موضوع ،تغییری در کلاس درس و مدرسه ممکن است به وجود آورد ؟یا صرفا ً یک امر ذهنی و مجرد است ؟
۴) آیا می توان در مورد آن اطلاعات لازم و کافی به دست آورد ؟کلا ً چنین تحقیقی امکان پذیر است یا نه ؟


● توصیف وضعیت موجود وتشخیص مسأله


اقدام پژوهی در باره وضعیتی است که در آن قرار داریم . یعنی : این جا و اکنون . بنابراین لازم است پژوهشگر برای مشخص کردن مسأله مورد نظر خود که به دنبال بهبود و اصلاح آن است وضعیت فعلی را به روشنی توصیف کند تا تصویر روشنی از آن چه در محیط کار و مسأله آفرین وی می گذرد ،در اختیار بگذارد . در این مرحله پژوهنده ،برای نمونه معلم پژوهنده ،تلاش می کند وضعیت کلاس یا مدرسه ی خود را که مسأله یا وضع نا مطلوب یا نامعین در آن احساس شده است توصیف کند : مدرسه در کجا قرار دارد؟ دخترانه است یا پسرانه و یا مختلط ؟ چند دانش آموز دارد ؟یک نوبته است یا دو نوبته ؟ در چه کلاسی پژوهش صورت می گیرد ؟ در چه درسی ؟در باره کدام دانش آموزان ؟ یا درباره چه کسانی ؟ (والدین ،معلمان دیگر ،مدیر ،کارکنان اداره و.... )پس از شرح بستر و محیط مورد نظر ،مسأله خود را مطرح می کند . این مسأله در حقیقت موضوعی است که پژوهنده احساس می کند یا حدس می زند اگر تغییری در آن به وجود آید ،وضع مورد نظر بهتر می شود . پس می پذیریم که مسأله ی مورد نظر واقعیتی موقتی است و ممکن است پس از پژوهش معلوم شود که مسأله اصلی یا واقعی نبوده است یا برعکس ،مشخص شود که حدس اولیه ی ما درست بوده است و آنچه مطرح کرده ایم واقعیت داشته و مسأله ی اصلی نیز بوده است . معمولا ً در اقدام پژوهی مسأله به صورت یک جمله ی پرسشی مطرح می شود :«چگونه می توانم ................... بهبود بخشم ؟» .همان طور که
می بینید در فعل این پرسش نوعی عمل واقدام ،اصلاح و تغییر وجود دارد . اکثر پرسش های پژوهش در عمل (اقدام پژوهی ) ،چنین وضعیتی دارند . برای نمونه چند مثال در این مورد در زیر آورده می شود .
ـ ارتباط میان افراد مدرسه ی ما تا چه اندازه اثر بخش است ؟چگونه می توانم این اثر بخشی را افزایش دهم ؟
ـ چگونه می توانم در مدرسه به تفاوت های فردی کودکان توجه کنم ؟
ـ چگونه می توانم روش تدریس خود را در درس x اصلاح کنم ؟
ـ چگونه می توانم والدین کودکان این آموزشگاه را به مشارکت بیشتر تشویق کنم ؟
ـ چگونه می توانم علاقه ی دانش آموزان به درس x را افزایش دهم ؟
ـ چگونه می توانم رابطه خود با همکارانم را در مدرسه بهبود ببخشم ؟
معمولا ً مسایل کاری افراد به اشکال مختلف خود را نشان می دهند . برای نمونه معلم پژوهنده می تواند از طریق منابع زیر به مشکلات و مسا یل خود پی ببرد.
ـ ممکن است احساس کنیم کارها خوب پیش نمی رود
ـ اسناد و مدارک آموزشی
ـ واکنش های اداره
ـ واکنش های مدیر
ـ پژوهش های دیگران
ـ اسناد ومدارک علمی
ـ واکنش های شاگردان ....
پس از بررسی وضع موجود لازم است رخداد های عمده آن را به صورت منطقی تنظیم کنید و گزارش دهید در این گزارش باید تلاش شود که وضعیت مورد مطالعه به روشنی توضیح داده شود به گونه ای که خواننده بتواند از وضعیت مورد نظر تصویر واقعی و بدون ابهام و پرسش به دست آورد .


● گرد آوری اطلاعات (شواهد ۱)


گردآوری اطلاعات اغلب از طریق چهار روش میسر می شود . این چهار روش عبارتند از : مصاحبه ، مشاهده ، پرسش نامه و اسناد و ارقام . هر یک از این چهار روش کاربرد ها و ویژگی هایی دارند که لازم است اقدام پژوهان پیش از آغاز و اقدام به پژوهش با این روش ها آشنایی کافی را کسب کنند . این که چه روشی یا فنونی در اقدام پژوهی کاربرد دارد بستگی به موضوع و هدف آن پژوهش دارد .همه اطلاعاتی که جمع آوری می شود شواهد لازم برای اثبات یا رد چیزی نیستند .به بیان دیگر داده ها (اطلاعات ) مترادف با شواهد نیستند . شواهد داده هایی هستند که بدان وسیله می توانیم درباره ی تغییرات چیزی یا رخدادی داوری کنیم پس برای اثبات یا رد چیزی باید شواهد قابل قبول داشته باشیم . برای اینکه بتوانیم تصویر روشنی از واقعیت ها و رخداد هایی که در محیط کار و یا بستر پژوهشی ما می گذرد ،عرضه کنیم و ادعای منطقی داشته باشیم لازم است دردرجه نخست شواهد منطقی در اختیار داشته باشیم .
در اقدام پژوهی در دو مرحله نیاز به شواهد داریم ؛ یکی در مرحله ی تشخیص یعنی همین مرحله های که مورد بحث است ،و دیگری مرحله ارزیابی و قضاوت که پس از ایجاد تغییر و اجرای راه و پیشنهاد جدید ،به دست می آوریم تا ببینیم آیا تغییری که داده ایم مؤثر بوده است یا نه . پس دو نوع شواهد (۱) و شواهد (۲) خواهیم داشت .داده های پژوهش نقش بسیار مهمی در جست و جوی حقیقت و یافتن مسأله و راه حل ها دارند . هر چه داده های یک پژوهش مبتنی بر اصول علمی گرد آوری اطلاعات باشد و نیز از ابزار و وسایل ضروری گوناگون استفاده کنیم ،ادعای ما منطقی تر خواهد بود . برای مثال ،وقتی مدعی می شویم که شاگردان کلاس من در درس x ضعیف بودند و من با روش y این وضعیت را برطرف کردم باید نخست با اطلاعات کافی نشان دهیم که واقعا ً شاگردان ما ضعیف بودند ،یعنی معیاری برای ضعیف بودن تدوین کنیم و این معیار باید علمی باشد . بعد با داده های کافی ثابت کنیم که وضعیت شان بهبود حاصل کرده است .
با توجه به اهمیت داده ها و اطلاعات در پژوهش مهارت و توان پژوهشگر تا اندازه ای به میزان توان او در گرد آوری آطلاعات بستگی دارد. شما به عنوان معلم پژوهنده، برای کسب اطلاعات می توانید از منابع زیر استفاده کنید.
ـ همکاران خود ،مدیر و دیگر کارکنان مدرسه
ـ استادان و افراد متخصص
ـ کتاب ها ،مجلات ،مقالات علمی
ـ چکیده های تحقیقات انجام شده پایان نامه ها
ـ کتاب های تخصصی به ویژه در رشته علوم تربیتی و مدیریت
ـ اطلاعات حاصل از مصاحبه ها ،پرسش نامه ها ،مشاهده ها
ـ بازدید از کلاس ها در مدارس دیگر
ـ استفاده از سایت های اینترنتی و منابع اطلاع رسانی الکترونیک و... بطور کلی هدف از گرد آوری اطلاعات و شواهد در مرحله اول می تواند دو هدف باشد
۱) مشخص کردن وضع موجود به کمک داده ها و شواهد .یعنی نشان دادن کاستی ها و دست آوردها ،مسایل و مشکلات و چگونگی انجام و پیشرفت کار
۲) انتخاب یک راه موقت.
این راه موقت چنانچه پس از مطالعات و گرد آوری اطلاعات کافی انتخاب شده باشد بسیار ارزشمند است .
▪ اهمیت مطالعات و پیشینه تحقیق ؛
پژوهش زمانی دارای اهمیت وارزش علمی و کاربردی خواهد بود که بر آمده از مطالعات کافی درباره پیشینه موضوع تحقیق شما باشد . با مطالعه پیشینه موضوع تحقیق از چند و چون کارها آگاه می شویم و از دوباره کاری پرهیز می کنیم .وقتی از اقدامات و اطلاعات جمع آوری شده توسط دیگران آگاه شدید ،می توانید با نقد و تجزیه و تحلیل منطقی آنها وضعیت خودتان را مشخص کنید همواره از خود بپرسید:آیا اطلاعات به دست آمده منطقی و علمی است؟ اطلاعات به دست آمده دارای چه نکات مثبت و یا منفی است؟ و پرسش های دیگری که می تواند تحقیق شما را هدایت کند.
▪ تجزیه و تحلیل و تفسیر داده ها
منظور از تجزیه و تحلیل و تفسیر داده ها ،تبیین یا تشریح معانی است که در دل داده ها نهفته است تفسیر سبب می شود که فهم جامع و روشنی از معانی و مفاهیم پیدا کنیم . در خلال تفسیر داده ها تناقضات و مطالب ضد و نقیض و یا چگونگی روابط متقابل واقعیت ها یا رخداد ها خود را نشان می دهند . تجزیه و تحلیل این امکان را فراهم می سازد تا طبقه بندی و چارچوب منطقی و عقلانی از واقعیت ها به وجود آوریم با تفسیر دید گاه های گوناگون خود را نشان می دهد و به کمک این دید گاه ها می توانیم به راه حل های مناسب بیندیشیم . پیش از تفسیر داده ها در هم آمیخته اند و این داده ها به خودی خود نمی توانند گویای چیزی باشند لذا با تجزیه وتحلیل و تفسیر داده هاست که آنها به اطلاعات کاربردی تبدیل می شوند و می توان بر اساس آنها به تهیه چارچوبی برای حل مسایل و شناسایی راه حل درست یا درست ترین راه حل اقدام کرد.
الگوی تجزیه و تحلیل داده ها در روش های تحقیق گوناگون متفاوت می باشد. در اقدام پژوهی ضمن استفاده از داده های کمی، بیشتر از داده های کیفی و الگوهای آن استفاده می شود . در اینجا مختصرا ً اشاره می شود .
الف) الگوی ۱:
۱) روش شش پرسش: در این الگو پژوهشگر می کوشد داده هایی را که جمع آوری کرده است طی این شش پرسش عرضه کند تا بر اسا س آنها نتیجه گیری از داده ها بعمل آید.
ـ چرا؟علت و هدفها چیستند ؟
ـ چگونه ؟اعمال و رویداد ها چگونه روی می دهد ؟
ـ چه کسی ؟ چه کسی در گیر این مسأله است ؟چه کسی رفتار دوستانه دارد؟
ـ چه چیزی ؟مسایل عمده فعالیت ها چه هستند؟
ـ چه موقع ؟ چه موقع این اتفاقها می افتد ؟چه موقع می توان آنها را مشاهده کرد؟
ـ کجا ؟کجا درس می خوانند ؟کجا با هم روابط دارند ؟ کجا کار می کنند؟
ب) الگوی ۲: روش ترسیم مفاهیم
هدف از این الگو ،یافتن راهی برای پی گیری استراتژی های چند گانه و چند جانبه و جامع است . این الگو بر این اساس تدوین شده است که ریشه بسیاری از مشکلات در جاهای دیگر است و عوامل گوناگون در به وجود آمدن آن مؤثر بوده است . اگر به این عوامل بنیادین و ریشه ای توجه نکیم راه حل های سطحی نخواهد توانست پاسخ گوی این مشکلات باشد.
ج) الگوی ۳ : روش تجزیه و تحلیل مسایل
این روش نیز مشابه الگوی ترسیم مفاهیم است از این الگو نیز در ریشه یابی و کشف عوامل مؤثر در یک مشکل استفاده می شود.در این الگو تلاش می شود مفاهیم زیر مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد:
ـ مشکل اصلی
ـ ریشه های اصلی مشکل
ـ دیگر عوامل مهم مربوط به آن ریشه ها و پیش زمینه ها
ـ نتایج و عواقب منفی عمده
ـ دیگر نتایج مهم
▪ انتخاب راه جدید به صورت موقت
پس از انجام مراحل فوق نوبت انتخاب راه جدید و موقت فرا می رسد در این مرحله تلاش خواهید کرد به کمک اطلاعاتی که در اختیار دارید و خرد ورزی هایی که کرده اید نخست چند راه اولیه ی مناسب در نظر بگیرید . این راه ها را بررسی و سبک و سنگین کنید و از میان آنها یک راه را به عنوان راه مناسب انتخاب کنید . ویژگی ها و جوانب آن را به درستی مشخص و توصیف کنید به گونه ای که دیگران ،به ویژه همکاران پژوهشی و منتقد شما با ملاحظه و یا مطالعه ی این راه بدون ابهام از چند وچون آن آگاه شوند. در این مرحله نیز ضمن ملاحظات جوانب اخلاقی و امکان اجرایی راه انتخاب شده ،لازم است نظر اصلاحی و انتقادی یاران و همکاران خود را جویا شوید و پس از ملاحظه ی این اظهار نظر و احتمالا ً تغییر در جوانب راه انتخابی تان به اجرای آن .
▪ اجرای طرح جدید و نظارت بر آن
پس از طراحی راه حل جدید یا تغییر مورد نظر آن را به اجرا می گذاریم . در این مرحله تلاش می کنیم مطابق با ویژگی های تدوین شده و پیش بینی های عملی ،کار را پیش ببریم . در اجرانیز مشاهده ،اندیشه و عمل سه رکن اساسی خواهد بود .در این مرحله می کوشیم از همان آغاز بر چگونگی پیشرفت کار ،به طور روزانه نظارت و دقت داشته باشیم . این کار سبب می شود ضمن مراعات پیش بینی های انجام گرفته و در صورت لزوم ،تغییرهای لازم را در عمل به وجود آوریم .


● گرد آوری اطلاعات (شواهد ۲)


برای اینکه ثابت کنید ادعایی که درباره ی عمل جدیدتان دارید منطقی و درست است ،باید شواهدی داشته باشید . این شواهد باید مبتنی بر اطلاعات منظم و منطقی باشد. در این مرحله نیز مثل مرحله قبلی گرد آوری اطلاعات لازم است روش های گرد آوری اطلاعات و ابزار آن را مشخص کنید . این روش ها و ابزار می تواند مثل مرحله پیشین ویا متفاوت باشد .باید مشخص کنید که در این مرحله به چه نوع داده هایی نیاز دارید این داده ها و شواهد باید معیارهایی باشند بر این ادعا که در کار شما اصلاح به وجود آمده است . این شواهد باید مورد تأیید افراد صاحب نظر و همکاران منتقد شما در خصوص مسأله و هدف های مورد نظر در تحقیق شما باشد . مثلا ًممکن است شما مدعی باشید که با روش تدریس جدید سبب شده اید تا نمرات دانش آموزان کلاس (الف ) تا ۳۰% افزایش یابد . این ادعا زمانی قابل قبول خواهد بود که با اسناد و مدارک لازم ،نمرات پیش از اقدام جدید را با نمرات پس از آن مقایسه کنید وبه نتیجه مورد ادعا یعنی ۳۰% برسید .
▪ ارزشیابی تأثیر اقدام جدید وتعیین اعتبار آن :
در این مرحله داده هی جمع آوری شده را مثل مرحله سوم ،تفسیر و تحلیل می کنیم . از خود می پرسیم این داده ها نشانگر چه رخدادها و تغییراتی هستند ؟ آیا پیش رفتی را نشان می دهند ؟به چه دلیل ؟ (شواهد می آورید ) .پیشرفت ها در چه زمینه ها یا مواردی بوده است ؟ به چه دلیل ؟(شواهد می آورید ) درباره این تغییرات و رخدادها به چه نتایجی می رسیم ؟ چرا؟ (شواهد می آورید) .با این پرسش ها و پرسش های دیگر از این نوع می کوشیم تا نتیجه ی اقدام جدید را به کمک شواهد منطقی ارزیابی کنیم . اگر نتیجه مثبت بود این اقدام را به عنوان یک تغییر یا راه جدید ادامه می دهیم و در غیر این صورت به راه یا راه های دیگر می اندیشیم و راه دیگری را برای عمل و اجرا پیدا می کنیم .
▪ تجدید نظر و دادن گزارش نهایی :
پس از اعتبار یابی یا اعتبار بخشی به کار خود اصلاحات لازم و نهایی را در عمل پیشنهادی انجام می دهیم و به عنوان سندی علمی آن را آماده می کنیم . پس از این مرحله می توان آنرا به مسؤلان ذی ربط تحویل داد یا در جایی منتشر کرد یا در گرد همایی عرضه کنیم انتشاریافته ها ،آخرین مرحله پژوهش در عمل (اقدام پژوهی ) است . در این مرحله می توانید خلاصه ای از مراحل انجام کار رابیاورید و اینکه در این فرایند چه رخداد هایی به وقوع پیوست و دیگران چه نقش و نظری داشتند .شکل گزارش را می توانید براساس مراحل پژوهش تنظیم کنید یا به هر صورت ابتکاری که خودتان صلاح بدانید .

منبع : www.aftab.ir - آفتاب

 

 

 

[ چهارشنبه 1388/02/30 ] [ 18:55 ] [ محمد جعفرنژاد ]

[ ]